ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هفتم - شماره هفتاد و سوم - بهمن 1400)

SiteTitle

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

LoginToSite

SecurityWord:

Username:

Password:

LoginComment LoginComment2 LoginComment3 .
SortBy
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هفتم - شماره هفتاد و سوم - بهمن 1400)

طلیعه سخن

در عصر و زمانه ای به سر می بریم که جریان های تکفیری ساحت جوامع اسلامی را به شدت خدشه دار کرده است در این میان خاستگاه شناسی جریان های فکری و نحوۀ مواجهۀ ائمۀ معصومین(علیهم السلام) به ویژه امام باقر(علیه السلام) با اینگونه جریانات التقاطی می تواند در برون رفت از بحران های جهان اسلام موثر واقع گردد.

در وهلۀ نخست باید گفت دو اندیشۀ امامت محور و اندیشۀ خلافت محور، خطوط اصلی فکری جریان های پس از عاشورا را در بر می گیرد.

اندیشۀ امامت محور با محوریت اندیشۀ امام سجاد(علیه السلام) و سپس امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام)بر مدار قاعدۀ فقهی حفظ نظام متکی است و اندیشۀ خلافت محور بر مبنای زهد عمری است که در فرقه هایی هم چون کیسانیه، معتزله و زیدیه بازتولید شد.

گفتنی است امام سجاد(علیه السلام) علم کلام را از طریق دعا ساختار مند نمود و در حوزۀ فقاهت نیز حقوق محوری را جایگزین تکلیف محوری کرد.

در تبیین این مهم باید گفت ایمان به غیب از جمله اصول قرآنی است؛ چرا که در کلام دینی سوبژه و عقل خود بنیاد به شدت بی معناست؛ بلکه عقل در خدمت غیب نگری است، حال برای تحقق این مهم نیز باید از «اپوخه» بهره گرفت؛ یعنی ذهن را خالی از تعلقات(بخوانید تقوا) نمود، در آن صورت دریافت شهود از طریق اخلاص و تواضع میسر خواهد شد؛ حال تحقق این پروسه در بستر دعا امکان پذیر است، اینگونه است که انحراف زدایی از معارف دینی در بستر علم حضوری صورت می گیرد.

بنابراین زبان، تنها یک واسطه است و معیار نیست؛ بلکه باید به شهود رسید تا تعلیم و تربیت محقق شود، اما تزکیه و تربیت از طریق دعا صورت می گیرد زیارت های مأثوره ای که از ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده مقولۀ تعلیم ساختارمند را محقق می سازد.

در این میان علم کلام بدون دعا و صرفاً با اتکاء به هرمنوتیک زبانی یا هر منوتیک تاریخی زمانی و یا هرمنوتیک جغرافیایی قطعاً به انحراف کشیده خواهد شد؛ کاری که جناب عمر با اجتهاد در برابر نص به ورطۀ آن افتاد و پیامد های نفی علم غیبی و شهودی (علم حضوری) ، دامن همه مذاهب اهل سنت را در جبرگرایی، خودمفسری و تعطیلی عقل و فقه بسته تکلیف محور خشن گرفت که خشونت و کشتارهای داعش در امت اسلامی مویّد این مدعاست.

لذا شاهدیم معتزله و اشاعره بر مبنای سوبژکتیویته و ذهن خود بنیاد و خودمفسر به ورطۀ جبر و تفویض کشیده شدند؛ از یک سو معتزله در قالب اومانیسم فلسفی همۀ صفات الهی را به انسان منتقل نمود که لعن ائمه(علیهم السلام) را نیز به همراه داشت.

از سوی دیگر اشاعره نیز دچار جبر گردید و همۀ اعمال و رفتار انسان را به خدا نسبت داد که جملۀ خداوند، حسین(علیه السلام) را کشت! از سوی بنی امیه به خوبی مبین این مدعاست.

بر خلاف این بحران معرفتی در میان اهل سنت، فقه شیعی با نفی عقل انتزاعی و مولوی، عقل فطری و جهان محیط و محاط را بر می تابد که در میان ذهنیت مردم(فطرت) شکل می گیرد و اینگونه شعور عمومی، فهم سالم، عقل سلیم و قلب سلیم و حکمت در بُعد دانشی از طریق اخلاص(بخوانید دعا) بر زبان جاری می شود. (عقل، فطرت، قلب سلیم وحکمت).

انسان خلیفه الله با بهره گیری از نعمت عقل و یادگیری علم اسماء الهی و بیان و خبردادن از آن، دارای اختیار بوده و در جهان تصرف می کند؛(وَ بِأَسْمَائِك الَّتِی مَلَأَتْ (غَلَبَتْ) أَرْكانَ كلِّ شَی ءٍ؛ به نام هایت كه پایههای همه چیز را انباشته).

حال تصرف جهان توسط انسان یا به صورت « الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» است که امام معصوم خواهد بود که هدایت محور و ضد فساد و جنایت است، اما بشر با عدم اتصال به امام زمان و فقدان(الاسماء کلها) به ویژه در زمان غیبت، به خونریزی و فساد روی می آورد.

بر این اساس مرجعیت ائمه (علیه السلام) نقش بنیادین در ایجاد چارچوب های کلامی و فقهی ایفا می کند همانطور که چارچوب های کلامی فقه در دوران امام باقر(علیه السلام) بسط و گسترش یافت و کوفه که تا قبل از شهادت امام حسین شهر قراء نام داشت و زیر بنای تفکر عمری خوارج داشت ولی در سال های پس از شهادت آن حضرت، با نهضت علمی امام محمد باقر(علیه السلام) هویت شیعی خود را بازیافت و اینچنین کوفه پس از فتنه ها در دوران باقرالعلوم به شاگردی آن حضرت درآمد و مرکز علمی تشیع گردید.

در ابین بین امام سجاد(علیه السلام) با دعا علم کلام را برای مقابله با ذهن خودبنیاد جریان های خلافتی بدعت گذار بنیان نهاد و با رسالۀ حقوق به تدوین اولیه فقه شیعی بر مدار فقه حقوق محور عرفی و هنجاری اهتمام ورزید، در ادامه امام باقر(علیه السلام) مکتب کلامی شیعه را بسط و گسترش داد و در نهایت روش شناسی فقه شیعه را بنیان نهاد.

البته از یک سو زیدیه و اسماعیلیه بر اساس عرفان با فرقه سازی، خشونت و اباحی گری(فقه ابوحنیفه) بر طبل جنگل می کوبیدند و از سوی دیگر فرقه جبرگرا و حس گرای اشعری بنی عباس سربرآورد.

لیکن مبارزات امام باقر(علیه السلام) و سپس امام صادق(علیه السلام) با اینگونه جریانات واپس گرا از طریق فقه حکمی و کلام فطری در تاریخ ثبت شده است، در واقع آن دو حجت الهی با ارائه فقه جهان شمول فطری بر اساس امر مردمی به معروف و نهی مردمی از منکر و نظریۀ امت شاهد، به نقد دوگانۀ جکومت اموی و عباسی پرداخته و در مقابله با جریانات سکولار هم چون زیدیه، کیسانیه و محمد حنفیه، به بسط و گسترش فقه و کلام شیعی اهتمام ورزیدند و اینچنین آن دو امام بزرگوار با طبقه بندی همۀ معارف شیعی و تبدیل آن به کلاس، روش مندی فقه شیعه را در مبارزه با عرفان و صوفیسم به منصۀ ظهور رساندند.

پیام ها و بیانیه ها

پیام تسلیت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دام ظله)
به مناسبت ارتحال حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد محدثی
(قدّس سرّه)

خبر ناگوار ارتحال حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد محدثی قدّس سرّه موجب نهایت تأسف و تأثر گردید.

این عالم ربانی در طول عمر پربرکت خویش در تایباد با ساخت حوزه های علمیه به تربیت طلاب دینی اهتمام ورزید و منشأ آثار و خدمات فراوانی در آن منطقه گردید. همچنین با اقامه ی نماز جمعه، وحدت میان شیعه و اهل سنت را تقویت نمود.

اینجانب این ضایعه مؤلمه را به حوزه علمیه و مردم تایباد و تمامی اهالی آن منطقه و دوستان و بستگان آن بیت شریف صمیمانه تسلیت می گویم و علوّ درجات برای او و صبر و اجر برای بازماندگان را از خداوند منان خواستارم.

بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
هنگام تزریق دوز سوم واکسن کرونا

خداوند توفیق داد امروز دوز سوم واکسن کرونا را زدیم و توصیه پزشکان را عمل کردیم. مردم باید توجه داشته باشند یکی از واجبات مانند نماز، حفظ سلامتی بدن است.

بعضی می گویند ما واکسن نمی زنیم هر آنچه باد؛ این در منطق اسلام نیست و باید سلامتی را حفظ کرد. در روایات هم درباره حفظ سلامت تأکیدها و توصیه های زیادی شده است.

ائمه علیهم السلام طبیب نبودند ولی طب الأئمه نشان می دهد که آنها همیشه توصیه میکردند و کسانی که به این توصیه ها عمل می کنند زندگی سالمی دارند.

بنابراین شما عزیزان بدون استثنا فراموش نکنید و این واکسن را بزنید؛ حالا بعضی ها هم اگر مختصر عوارضی پیدا کردند برطرف می شود إن شاء الله.

عمده این است که در دراز مدت باعث سلامتی می شود و این حفظ سلامتی یکی از عبادات است.

خداوند به همه مسلمانان سلامتی طول عمر و عاقبت به خیری دهد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

تصویر سازی

وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ ...

وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ... مَتَى قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ كَمَا يَظْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ

دیدارها

توصیه های حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )
به اعضای شورای عالی حوزه های علمیه

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضای شورای عالی حوزه های علمیه ضمن تقدیر و تشکر از فعالیت ها و برنامه های این شورا بر تلاش برای نزدیک ساختن افکار و نظرات تأکید کرده و فرمودند: باید نشریه ای علمی و تخصصی برای حوزه داشته باشیم که نظریات تمامی متخصصان و صاحب نظران در آن گردآوری شود، تا نسبت به نزدیک ساختن هر چه بیشتر آراء و نظرات اقدام عملی انجام گیرد.

ایشان مسائل مستحدثه و جدید مانند ارز دیجیتال و امثال آن را از جمله مواردی برشمرده که باید در این مجله ی تخصصی مورد بحث و کنکاش علمی قرار گیرد.

معظم له با انتقاد از بی نظمی در برخی برنامه های حوزه های علمیه فرمودند: گاهی نمی خواهیم این واقعیات تلخ را بشنویم و ببینیم ولی واقعیت این است که نظم در بی نظمی است.

ایشان افزودند: یکی از واقعیت ها این است که می گویند اگر حوزویان جذب دانشگاه ها یا دستگاه های قضایی یا آموزش و پرورش شوند، حوزه دچار ضایعه شده، ولی نظر ما برعکس این است و معتقدیم که می توان به جای این ها، افراد دیگری را جذب حوزه های علمیه کرد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ادامه توصیه های خود به مسئولان شورای عالی حوزه های علمیه، از ضرورت اصلاحات در حوزه سخن گفته و فرمودند: من مدتی روی این مساله فکر کرده ام که اگر ما بخواهیم حوزه را اصلاح کنیم، باید حوزه در حوزه ایجاد کنیم یعنی درون این حوزه، حوزه دیگری ایجاد کنیم. یعنی بررسی کنیم و از میان پنجاه هزار طلبه، ده هزار طلبه مستعد را انتخاب کنیم و برای آنها علاوه بر برنامه حوزه، برنامه درسی دیگری بگذاریم و برنامه های علمی جامع تری را برای آنها تدوین کنیم و شهریه افزون تری هم بپردازیم تا بتوانیم از میان آنها طلاب شایسته و نخبه را پرورش دهیم، البته این کار باید با برنامه ریزی دقیقی صورت پذیرد.

معظم له بر ضرورت احیای موقوفات حوزوی اشاره کرده و افزودند: باید هیئتی قوی تشکیل گردد تا موقوفات فراوانی که برای حوزه است، بازپس گیری و احیا گردد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پایان دیدار، برگزاری این گونه جلسات میان مراجع و شورا را خوب و مثبت برشمرده و از تلاش ها و احساس مسئولیت اعضا تشکر کرده و فرمودند: شما افسران لشکر امام زمان علیه السلام و مورد عنایات آن حضرت هستید، و مشکلات هم با همکاری و تلاش همگان و نیز توسل و دعا ان شاء الله حل خواهد شد.

گفتنی است در ابتدای این دیدار آیت الله حسینی بوشهری و آیت الله اعرافی گزارشی از برنامه ها و فعالیت های شورای عالی حوزه های علمیه ارائه دادند.

اهانت به مقدسات دیگر مذاهب جایز نیست
گفته های متفکران باید معیار قرار گیرد نه اقلیتی افراطی

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دبیر کل مجمع تقریب مذاهب اسلامی با اشاره به اینکه اقلیتی افراطی هستند که باعث تفرقه و اختلاف می شوند، فرمودند: گفته های متفکران شیعه و اهل سنت باید ملاک و معیار قرار گیرد، نه گفته های عده ای قلیل و افراطی.

ایشان افزودند: یکی از مواردی که سبب کاهش اختلافات و زدودن بدبینی ها می شود، خبررسانی و تبیین درست و صحیح مواضع و اندیشه هاست.

معظم له دعوت از کارشناسان و بزرگان اهل سنت و گفتمان اصولی و صحیح را از دیگر موارد ضروری بر شمرده که باید دبیرخانه مجمع تقریب مذاهب اسلامی بر آن اهتمام داشته باشد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ضمن تأکید بر لزوم پرهیز از اهانت به مقدسات دیگر مذاهب فرمودند: از نظر شرعی، اهانت به مقدسات دیگر مذاهب جایز نیست و این قبیل کارها به شدت به وحدت اسلامی خدشه وارد می کند.

مشکل گرانی به صورت ریشه ای حل شود

گلایه ی شدید مردم از نظام بانکی

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور محترم، ایجاد امید در جامعه را مهم ترین مسأله در پیشرفت کشور دانسته و فرمودند: مردم نسبت به شما امیدوار هستند.

معظم له بر ضرورت حل ریشه ای و اساسی مشکل گرانی در کشور اشاره کرده و افزودند: بعضی از شرکت های دولتی خود باعث گرانی هستند؛ البته برخی از کاسبان نااهل نیز به گرانی دامن می زنند.

مسأله ی قاچاق و واردات بی رویه از دیگر مواردی بود که ایشان بر حل آنها تأکید کرده و افزودند: البته حل این مشکلات، زمان بر است، اما دولت ضمن توجیه مردم، برای حل آنها باید تمام سعی و تلاش خود را انجام دهد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به گلایه ی شدید مردم از نظام بانکی کشور اشاره کرده و فرمودند: متأسفانه بانک ها به مصوبات دولتی هم توجه نمی کنند که باید نسبت به اصلاح نظام بانکی کشور فکری اساسی صورت گیرد.

ایشان قم را متعلق به تمام جهان اسلام و تشیّع دانسته که به خاطر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و مسجد مقدس جمکران و حوزه ی علمیه، نیاز به برنامه ریزی و توجه خاص دارد.

معظم له بر ضرورت اتمام طرح ها و پروژه های مهم در قم همانند فرودگاه و مترو اشاره کرده و فرمودند: قم باید شهری آباد، منظم و آبرومند شود.

ایشان بر ضرورت تشکیل کارگروه فرهنگی جهت برخورد با برخی از مفاسد اخلاقی در قم و بر حل مشکلات کارگران برخی کارخانجات و شرکت ها تأکید فرمودند.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پایان ابراز کردند: من برای موفقیت شما جهت حل مشکلات مردم و کشور دعا می کنم.

گفتنی است در ابتدای این دیدار، رئیس جمهور گزارشی از مسائل کشور و شهر قم ارائه کردند.

سخنرانی ها

رعایت اعتدال از ویژگی های حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مجلس سوگواری که با حضور اقشار مختلف مردم، علماء و روحانیون در مدرسه امام امیر المؤمنین علیه السلام برگزار شد، به تبیین فضائل و مناقب حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پرداختند.

ایشان با اشاره به روایتی، اعتدال را از ویژگی های برجسته ی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها دانسته و افزودند: فاطمه ی زهرایی که در خانه، خود را از نابینایی می پوشاند، در مسجد در حضور جماعت برای حمایت از ولایت، خطبه ی غرایی ایراد فرمود.

معظم له افزودند: فاطمه ی زهرا سلام الله علیها هر جا که اقتضای حضور داشت، به وظیفه ی خود عمل می کرد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با اشاره به طمع ورزی های دشمنان، همدلی و همراهی قوای سگانه ی کشور را فرصت خوبی برای حل مشکلات مردم و کشور برشمردند.

معظم له رعایت اعتدال را مهم ارزیابی کرده و افزودند: حضرت امام رحمه الله نمونه ی کامل اعتدال در جامعه بود.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی جنایات تکفیری ها در سوریه و عراق را نشانه ی دورشدن آنها از تعالیم اسلامی دانسته و افزودند: اسلام هزار و چهارصد سال قبل همه مسلمانان را به حفظ حرمت همدیگر و رعایت اعتدال توصیه کرده است.

گزارش تصویری

تزریق دوز سوم کرونا

دیدار اعضای شورای عالی حوزه های علمیه

دیدار ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور محترم

دیدار صمیمانه حضرات آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی دامت برکاتهما

مراسم عزاداری روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

دیدار آیت الله اشرفی شاهرودی

دیدار دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی

مراسم عزاداری روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

یادداشت

١
سیمای درخشان حضرت عبدالمطلب علیه السلام
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظلّه

عبدالمطلّب ابن هاشم ابن عبد مناف،‏ بزرگ خاندان قريش‏ در زمان جاهليّت و از بزرگان عرب بود. وى‏ مردى عظيم الشأن و رفيع المنزله و داراى صفات حميده و مشهور به اعمال پسنديده بود. او جدّ پدرى حضرت رسول صلّى الله عليه وآله وسلّم و على بن ابی طالب عليه السلام بود.

در روضة الصفا آمده كه به هنگام تولد موهايى سفيد بر سر داشت بدين جهت او را شَیْبَه خواندند. پسرانش حارث، ابوطالب، زبير، حمزه، ابولهب، غيداق، مقوم، ضرار، عباس، قشم، عبدالكعبة، حجل، عبداللَّه، ودخترانش صفيه، عاتكه، بيضاء، بره، ميمه و اروى نام داشتند.

شرافت خاندان پیامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم

در رواياتى كه از خود پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم در منابع شيعه و اهل سنّت آمده است، تعبيراتى ديده مى شود كه رفعت مقام و عظمت‏ جايگاه آن ها را در پيشگاه خدا روشن مى سازد. از جمله در حديثى مى خوانيم، كه آن حضرت فرمود: «إِنَّ جَبْرَائِيلَ(عليه السلام) قَالَ لِي: يا مُحَمَّدُ! قَدْ طُفْتُ الْأَرْضَ شَرْقاً وَ غَرْباً، فَلَمْ أَجِدْ فِيهَا أَكْرَمَ مِنْكَ، وَ لَا بَيْتاً أَكْرَمَ مِنْ بَنِي هَاشِم‏؛ شرق و غرب جهان را گشتم كسى را از تو گرامى ‏تر و خاندانى را از بنى هاشم‏ گرامى ‏تر نيافتم».

و در حديث ديگرى مى ‏فرمايد: «سَادَةُ أَهْلِ مَحْشَرَ سَادَةُ أَهْلِ الدُّنْيَا: أَنَا وَ عَلِىٌّ وَ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ وَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ؛ سروران اهل محشر سروران اهل دنيا هستند: من و على و حسن و حسين و حمزه و جعفر».

در حديث ديگرى از عايشه نقل شده است كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: «جبرئيل به من گفت: اى محمّد! شرق و غرب زمين را جستجو كردم انسان هايى بهتر از بنى هاشم نيافتم».

ابن عساكر در تاريخ دمشق از انس بن مالك از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم نقل مى كند كه فرمود: «نَحْنُ بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَادَةُ أَهْلِ الْجَنَّةِ رَسُولُ اللَّهِ وَ حَمْزَةُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ جَعْفَرٌ ذُو الْجَنَاحَيْنِ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ؛ ما فرزندان عبدالمطلب‏ بزرگان اهل بهشتيم من و حمزه سيد الشهداء و جعفر ذو الجناحين و على و فاطمة و حسن و حسين».

به يقين، پدران پاك و با فضيلت و مادران با تقوا و صاحب شخصيّت، زمينه‏ هاى قداست فرزندان را به وجود مى آورند، (بى آن كه اجبارى در كار باشد) و پيامبر گرامى اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم از اين نظر كاملاً برجسته بود؛ از صلب بنى هاشم كه فداكارى و ايثار و بخشندگى جزء صفات برجسته آنان بود؛ از فرزندان عبد المطّلب كه ايمان و عدالت و شجاعت در خميره وجود او قرار داشت و در حقيقت آنچه خوبان همه داشتند او تنها داشت.

ايمان عبدالمطلب

در اين كه نياكان پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم همه افراد پاک و موحدى بوده ‏اند از نظر شيعه هيچ گفتگوئى در آن نيست.

در بين اهل تسنن، نیز عده ‏اى از محققان آن ها به اين حقيقت اعتراف كرده ‏اند؛ از جمله «سيوطى» در كتاب «مسالك الحنفاء»، و براى اين موضوع چنين استدلال مى كند:

مسلك دوم اين است كه پدر و مادر پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم موحد بوده ‏اند و اين مسلک را فخر رازى در كتاب «اسرار التنزيل» پذيرفته است و براى آن استدلال نموده سپس «سيوطى» خود اضافه مى كند كه من در يارى اين مسلک (موحد بودن آباء و اجداد پيامبر) و نظريه فخر رازى ادله ‏اى دارم يكى از آن ها دليلى است كه از دو مقدمه تشكيل مى شود:

١. احاديث بسيارى داريم كه مى گويد: هر كدام از سلسله نسب پيامبر از آدم تا «عبد اللّه» بهترين فرد زمان خود بوده‏ اند.

٢. احاديث بسيارى ديگرى داريم كه مى گويد: از آدم تا بعثت پيامبر اسلام و تا قيامت، گروهى در هر دوره خدا پرست و موحد بودند و اگر آن ها نبودند زمين اهل خود را هلاک مى ساخت. نتيجه اين كه آباء و اجداد پيامبر همه موحد بوده ‏اند.

در این زمینه پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است: «لَم يَزَل يَنقُلُنِىَ اللّهُ مِن أصلابِ الطّاهرينَ إلى أرحامِ المُطهّراتِ حَتّى أخرَجنى فى عالَمِكُم هذا لَم يُدَنِّسنى بِدَنَسِ الجاهِليَّة؛ خداوند همچنان مرا از اصلاب مردان پاک به ارحام زنان طاهر و پاک منتقل ساخت تا در اين زمان به مرحله ظهور رسانيد و ناپاكی هاى جاهليت به هيچ وجه در من اثر نگذاشته است».

شک نيست كه روشن ترين آلودگى دوران جاهليت شرک و بت پرستى است، که «سيوطى» دانشمند معروف سنى با ضميمه كردن اين دو دسته روايات ثابت مى کند اجداد پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم حتماً موحد بوده اند.

از سوی دیگر تعبیر «معادن كرامت؛ دُرّ كان بزرگوارى و شرف» و «مماهد سلامت؛ گاهواره سلامت» از سوی امام علی علیه السلام نسبت به اساس و ريشه خانوادگى و جايگاه تولّد پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله وسلّم اشاره به اين است كه پدران و اجداد و مادران پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم، علاوه بر پاكدامنى و ايمان، داراى فضايل انسانى، و از عيوب اخلاقى پاک بودند.

زعیم مکّه

امام علی عليه السلام در بخشی از نامه خود به عدم صلاحيّت معاويه و بنى اميّه براى حكومت بر امّت اسلام، هر چند بر بخشى از كشور اسلام باشد اشاره مى كند و مى فرمايد: «وَ مَتَى‏ كُنْتُمْ يَا مُعَاوِيَةُ سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ، وَ وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ؟ بِغَيْرِ قَدَمٍ سَابِقٍ، وَ لَا شَرَفٍ بَاسِقٍ؛ اى معاويه چه زمانى شما حاكمان و مدبران رعيّت و واليان امر امّت اسلامى بوده‏ ايد آنهم بدون سبقت در اسلام و شرافت والاى معنوى».

اين احتمال وجود دارد كه «سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ» مربوط به دوران قبل از اسلام و تعبير به «وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ» مربوط به ظهور بعد از اسلام باشد، زيرا قبل از اسلام بنى اميّه تنها زعيم قبيله خود بودند؛ ولى رعيّت به معناى وسيع كلمه و به تعبير ديگر «مردم مكّه» تحت زعامت عبدالمطلب‏ و بعد از او ابوطالب‏ قرار داشتند.

نام گذاری پیامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم

در تواريخ آمده است كه: پيامبر اسلام از كودكى دو نام داشت؛ و حتى مردم او را با هر دو نام خطاب مى كردند: يكى محمّد و ديگرى احمد. اولى را جدش عبدالمطلب‏ براى او برگزيده بود و دوّمى را مادرش آمنه. اين مطلب در كتاب سيره حلبى مشروحاً ذكر شده است.

حامی و پناهگاه پیامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم

حضرت رسول صلّى الله عليه وآله وسلّم در شكم مادر بود كه پدرش عبد اللَّه از دنيا رفت، خداوند او را در آغوش جدش «عبد المطلب» (سيد مكه) پرورش داد.

شش ساله بود كه مادرش از دنيا رفت، و از اين نظر نيز آن حضرت تنها شد، اما خداوند متعال عشق و محبت او را در قلب «عبد المطلب» افزون ساخت و نوزاد عبداللَّه تحت كفالت و حمايت جدّش عبدالمطلب‏ قرار گرفت و خداوند به وسيله او پناهگاهى براى يتيم عبداللَّه و آمنه فراهم ساخت.

هشت ساله بود كه جدش«عبد المطلب» از دنيا رفت. سپس عمويش«ابو طالب» كه مرد بسيار با شخصيّت و پرنفوذى در ميان قريش و مكّه بود، كفالت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را بر عهده گرفت.

سنت های پسندیده ای که توسط عبدالمطلب پایه گذاری شد

سنّت هاى نيک از آنجا كه كمک به انجام كارهاى خير و پرورش فضائل اخلاقى مى كند، داخل در تحت عنوان اعانت برخير است؛ و مى دانيم معاونان، در اعمال خوب فاعلان خير، سهيم و شريكند بى آن كه چيزى از پاداش آن ها كاسته شود.

اهمّيّت سنّت حسنه تا آن حد است كه در روايت معروفى از پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم مى خوانيم: «كانَتْ لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ خَمْساً مِنَ السُّنَنِ اجْريها اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى‏ الاسْلامِ حَرّمَ نَساءَ الْاباءِ عَلَى الْابْناءِ، وَ سَنَّ الدِّيَةَ فىِ الْقَتْلِ مِأَةً مِنَ الْابِل وَ كانَ يَطُوْفُ بِالْبَيْتِ سَبْعَةَ اشْواطٍ، وَ وَجَدَ كَنْزاً فَاخْرَجَ مِنْهُ الْخُمْسَ، وَ سَمّى‏ زَمْزَمَ حِيْنَ حَفَرَها سِقايَةَ الْحاجِّ؛ عبدالمطلّب‏ جدّ گرامى پيامبر اسلامى صلّى الله عليه وآله وسلّم پنج سنّت قبل از اسلام در ميان عرب قرار داد، و خداوند همه آن ها را امضا فرمود و جزء احكام اسلام قرار داد: همسر پدر را بر فرزند تحريم كرد؛ و در ديه قتل، صد شتر قرار داد؛ و در دور خانه خدا هفت شوط طواف مى كرد؛ و گنجى پيدا كرد خمس آن را ادا مى نمود؛ و زمزم را در آن روز كه از نو حفر كرد، «سقاية الحاج» ناميد».

از مجموع آنچه در بالا آمد به خوبى استفاده مى شود كه آداب و سنن و فرهنگ يك قوم و ملّت اثر تعيين كننده ‏اى در اخلاق و اعمال آن ها دارد؛ و به همين دليل، اسلام اهمّيّت فوق ‏العاده ‏اى به اين مسأله مى دهد و حفظ سنّت هاى حسنه را لازم مى شمرد.

 تاريخ اسلام نيز نشان مى دهد كه پيغمبر اكرم سنّت ‏هاى صالح پيشين را هرگز نشكست، بلكه آن ها را تأييد فرمود. مانند سنّت ‏هايى كه از عبدالمطلب‏ به يادگار مانده بود.

ماجرای مواجهه عبدالمطلب با سپاه ابرهه

«ابرهه» حكمران مسیحی «يمن»، تصميم گرفت مردم «جزيره عربستان» را به جاى «كعبه» به سوى کلیسا فرا خواند، و تصميم گرفت: آنجا را كانون حج عرب سازد، و مركزيت مهم «مكّه» را به آنجا منتقل كند.

عرب ‏هاى حجاز از اين تصميم ابرهه بسيار ناراحت شدند؛ طبق بعضى از روايات، گروهى آمدند و مخفيانه «كليسا» را آتش زدند، و طبق نقل ديگرى، بعضى آن را مخفيانه آلوده و ملوث ساختند.

«ابرهه» سخت خشمگين شد، و تصميم گرفت خانه «كعبه» را به كلى ويران سازد، بدين منظور لشكر عظيمى تشكيل داد و و چند عدد (يک يا هشت يا ده عدد) فيل نيز همراه خود آورد تا به‏ وسيله آن ها ساكنان مكّه و حجاز كه فيل نديده بودند را به وحشت بيندازند و به اصطلاح امروزى‏ ها جنگ روانى ايجاد كند.

ابرهه هنگامى كه نزديک «مكّه» رسيد كسانى را فرستاد تا شتران و اموال اهل «مكّه» را به غارت آورند، و در اين ميان، دويست شتر از «عبدالمطلب‏» غارت شد.

سپس ابرهه شخصى را به شهر مكّه فرستاد تا بزرگ شهر و رئيس مردم مكّه را با خود بياورد. او به همراه عبدالمطلّب‏ بازگشت. عبدالمطلّب‏ مردى درشت اندام، نورانى، باابهت، شجاع و سخنور بود. هنگامى كه ابرهه او را ديد تحت تأثير جذبه و ابهت وى قرار گرفت و از تخت فرود آمد و بر زمين نشست و عبدالمطلّب‏ را در كنار خود نشاند و خطاب به وى گفت: آيا تو بزرگ مكّه ‏اى؟ فرمود: چنين مى گويند.

ابرهه گفت: من براى جنگ نيامده ‏ام قصد ما ويران كردن كعبه است، آيا حاجت و درخواستى ندارى؟ فرمود: لشكريانت شتران مرا مصادره كرده ‏اند، دستور بده آن ها را به من بازگردانند. ابرهه از اين درخواست متعجّب شد و گفت: در ابتداى ملاقات تو را انسان بزرگوار و باشخصيّتى يافتم، امّا با اين درخواست در نظر من كوچک شدى. زيرا تصوّر كردم از من خواهى خواست كه از تخريب كعبه خوددارى كنم! عبدالمطلّب در پاسخ سخنان ابرهه سخنى گفت كه او را تكان داد. فرمود: «أَنَا رَبُّ الابِلِ وَلِهَذَا البَيْتِ رَبٌّ يَمْنَعُهُ‏؛ من صاحب شترانم، و كعبه‏ صاحبى دارد كه آن را حفظ مى كند».

«عبدالمطلب» به «مكّه» آمد، و به مردم اطلاع داد: به كوه ‏هاى اطراف پناهنده‏ شوند، و خودش با جمعى كنار خانه كعبه آمد تا دعا كند و يارى طلبد، دست در حلقه درِ خانه كعبه كرد و اشعار معروفش را خواند:

«لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ رِحالَكَ ‏*** لا يَغْلِبَنَّ صَلِيبُهُمْ وَ مِحالُهُمْ أَبَداً مِحَالك!

جَرُّوا جَمِيْعَ بِلادِهِمْ وَ الْفِيْلَ كَىْ يَسْبُوا عِيالَكَ‏ *** لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ عِيْالَكَ‏

وَ انْصُرْ عَلىْ آلِ الصَّلِيْبِ وَ عابِدِيْهِ الْيَوْمَ آلَكَ»

«خداوندا! هر كس از خانه خود دفاع مى‏كند، تو (هم) خانه ‏ات را حفظ كن!

هرگز نيايد روزى كه صليب آن ها و قدرتشان بر نيروهاى تو غلبه كنند.

آن ها تمام نيروهاى بلاد خويش و فيل را با خود آورده ‏اند تا ساكنان حرم تو را اسير كنند.

خداوندا! هر كس از خانه خود دفاع مى‏كند، تو (هم) خانه ‏ات را حفظ كن.

و امروز ساكنان اين حرم را بر آل صليب و عبادت‏كنندگانش يارى فرما».

سپس عبدالمطلّب يكى از پسرانش را فرا خواند و به او فرمود: «ما به همراه مردم در شكاف كوه ‏ها پنهان مى شويم. تو بر فراز كوه ابوقبيس برو و از اقدامات لشگريان ابرهه به ما گزارش بده». او طبق فرمان پدر به محلّ مأموريت رفت تا گزارش دهد. به ناگاه ابر سياهى را مشاهده كرد كه از سمت درياى احمر به سوى مكّه در حركت بود. اين مطلب را به پدر گزارش داد. عبدالمطلّب از شنيدن اين خبر خوشحال شد و تبسّمى كرد و گفت: «نشانه ‏هاى امداد الهى و پيروزى نمايان شد».

آرى آن سياهى، ابر سياه نبود بلكه انبوهى از پرندگان بودند كه از سوى پروردگار براى نابودى سپاه ابرهه مأموريّت داشتند.

منابع:

١.تفسیر نمونه

٢. داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله).

٣. پيام امام امير المومنين عليه السلام.

یادداشت

٢
ریشه های جنگ جمل
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

جنگ جمل يكى از فتنه هاى صدر اسلام بود. فتنه طلحه و زبير و عايشه كه با طرحى از پيش تعيين شده براى كنار زدن على عليه السلام از مركز خلافت و يا لا اقل تجزيه كشور اسلام صورت پذیرفت.

داستان جنگ جمل و معرفى ماهيت شورشيان بصره و آتش افروزان آن، ناظر به درس هاى عبرتى است كه مسلمانان مى بايست از آن بياموزند.

ماجرای جنگ جمل

بعد از قتل عثمان، ياران پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم از مهاجر و انصار با على عليه السلام بيعت كردند و امام علیه السلام زمام امور را به دست گرفت.

حدود سه ماه بيشتر از بيعت با امير مؤمنان على علیه السلام نگذشته بود كه تحمّل عدالت آن حضرت بر «ناكثين‏» يعنى پيمان شكنان سخت و ناگوار آمد و مخالفت ها از سوى آنان شروع شد.

سردمداران گروه ناكثان يا گروه پيمان شكنان طلحه و زبير بودند. اين ها با على علیه السلام بيعت كردند امّا چون انتظارشان يعنى سهيم شدن در امر خلافت و امارت حاصل نشد بيعت را شكستند.

«طلحه» و «زبير» به بهانه سفر عمره، راهى «مكّه» شدند و در «مكّه» «عايشه» را كه از بيعت با آن حضرت ناراضى بود با خويش همراه كردند و به عنوان هوادارى از خون عثمان به سمت «بصره» حركت نمودند.

قراين به خوبى گواهى مى داد كه آن ها نه در فكر خونخواهى «عثمان» بودند و نه دلسوزى براى اسلام، زيرا قاتلان «عثمان» در «بصره» نبودند، همچنین لازمه هوادارى از «عثمان» مخالفت با امير مؤمنان علیه السلام نبود؛ تازه «طلحه» خود از سران مبارزان بر ضدّ «عثمان» بود.

روشن است كه هدف آن ها از پيمان شكنى (چون با على علیه السلام بيعت كرده بودند)، رسيدن به جاه و مقام بود.

امير مؤمنان علیه السلام كه از اين امر به خوبى آگاه بود، به سوى «بصره» حركت كرد، دو لشكر با هم روبرو شدند و به نقل «تاريخ يعقوبى» اين جنگ تنها چهار ساعت طول كشيد كه لشكر «طلحه» و «زبير» در هم شكست و از آن جا كه براى تحريک مردم «بصره» «عايشه» همسر پيامبر را بر شترى سوار كرده بودند، اين جنگ «جنگ جمل» ناميده شد.

«طلحه» و «زبير» هر دو به قتل رسيدند و روز اوّل «ماه رجب» بود كه امير مؤمنان على علیه السلام «عايشه» را به خاطر احترام پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم محترمانه به مدينه فرستاد.

باندبازی عثمان و قتل او

ريشه فتنه ناكثين‏ را بايد در حوادث عصر عثمان جستجو كرد؛ هنگامى كه عثمان‏ به حكومت‏ رسيد، خويشاوندان خود را از بنى اميّه بر ساير مردم برترى بخشيد و مقامات و پست هاى حكومت را بين آن ها تقسيم كرد و اموال عظيمى از بيت المال را در اختيار آن ها گذاشت.

«وليد بن عقبه» را والى «كوفه» ساخت كه گروهى به شراب نوشيدن او گواهى دادند ... و نيز «سعيد بن عاص» را پس از «وليد» فرماندار «كوفه» ساخت. سعيد اعتقاد داشت كه «عراق» باغ «قريش و بنى اميّه» است، كه «مالک اشتر» در پاسخ وى گفت: «تو گمان مى كنى سرزمين عراق كه خداوند آن را به وسيله شمشير ما مسلمانان فتح نموده، مربوط به تو و اقوام توست!»

اين معنى به درگيرى هايى ميان «اشتر» و «طايفه نخع» از يک سو و «رئيس شرطه» از سوى ديگر انجاميد و تدريجاً صداى اعتراض مردم بر ضدّ «سعيد» و سپس بر ضدّ «عثمان» بلند شد. «عثمان» به جاى اين كه مردم «كوفه» را از طريق صحيحى آرام كند، دستور تبعيد رهبران شورش را به «شام» صادر كرد كه عدّه اى از بزرگان «كوفه» از جمله «مالک اشتر» و «صعصعة بن صوحان» را به شام تبعيد نمود.

تقسيم ناعادلانه بيت المال و بخشش‏ بی حساب به اطرافيان و خويشاوندان خود و ديگر سپردن پست هاى كليدى حكومت اسلامى به افراد ناصالح از ميان خويشاوندان و پيروانش غير از اموال فراوانى بود كه عثمان براى خود اندوخته بود. در تاريخ آمده است كه وقتى عثمان كشته شد، ميليون ها درهم و بيش از ٥٠٠ هزار دينار براى خود ذخيره كرده بود و يک هزار شتر و يک هزار برده و تعداد زيادى اسب و اموال ديگرى نيز براى خود اندوخته بود!

در نهایت اين امور خشم مسلمين را برانگيخت و بر ضد او قيام كردند، گروهى همچون طلحه و زبير، سردمدار اين قيام بودند، و گروهى هم به دنبال آن ها افتادند و شد آنچه نمی بايست بشود، در حالى كه اگر تعصّب هاى خويشاوندى و ملاحظات شخصى بر آن شوراى آن چنانى حاكم نمی شد، و خلافت را به دست اهلش می سپردند، نه آن حوادث به وجود می آمد، و نه حوادث نامطلوب بعد از آن. چرا که قتل عثمان بهانه حوادث آینده شد.

سهم خواهی طلحه و زبير

از قضاياى عجيب تاريخ صدر اسلام اين است كه گروهى در زمان عثمان‏ به مخالفت شديد با او برخاستند و حتى در قتل او مستقيم يا غير مستقيم نقش داشتند؛ ولى بعد از قتل عثمان ناگهان تغيير مسير داده و به خون‏خواهى‏ او برخاستند و بر كشته شدن مظلومانه او اشک تمساح ريختند.

در صف مقدّم طلحه و زبير بودند، همان ها كه اصرار داشتند امام حكومت را بپذيرد. آن ها از نخستين بيعت كنندگان با امام بودند؛ ولى اين‏گونه افراد همانند همه كسانى كه سياسى فكر مى كنند نه الهى و رحمانى، همواره انتظار دارند سهم مهمّى در حكومت داشته باشند؛ گاه آن را صريحا بر زبان مى آورند و گاه متوسّل به بهانه هاى واهى مى شوند تا هدف خود را به طور كنايى بيان كرده باشند.

طلحه و زبير نيز چنين انتظارى را از امام داشتند؛ طلحه مى خواست حكومت‏ بصره به او واگذار شود و به زبير حكومت كوفه و بعضى گفته اند: طلحه انتظار حكومت يمن را داشت و زبير انتظار حكومت عراق را؛ ولى از آنجا كه اين‏گونه رشوه هاى سياسى علاوه بر اينكه مخالف روح عدالتخواهى اسلامى است، گاه منجّر به تجزيه حكومت مى شود و از همه اين ها گذشته مخالف چيزى است كه مردم به سبب آن بر عثمان‏ شوريدند، امام به اين پيشنهادها تن در نداد.

هنگامى كه طلحه و زبير از رسيدن به مقصود خود مأيوس شدند نخست زبان به انتقاد و خرده گيرى بر امام گشودند. سپس آتش جنگ جمل را برافروختند. آتشى كه هردو در كام آن سوختند.

معاویه و جنگ جمل

قتل «عثمان» سرچشمه حوادث بسيار تلخى در تاريخ اسلام شد و از آنجا كه توده هاى مردم «عثمان» را مقصّر مى شناختند، نه مستحقّ مرگ، غالبا از قتل او ناراضى بودند، به همين دليل گروه هاى منحرف سياسى، براى پيشبرد اهدافشان از قتل او دستاويزى براى كوبيدن مخالفان خود فراهم كردند و به اين ترتيب قتل «عثمان» به صورت وسيله اى براى تصفيه حساب هاى سياسى درآمد.

در این بین «بنی اميّه» و در رأس آن ها «معاويه» - كه به هنگام هجوم به خانه «عثمان‏» خاموش بودند و نظاره گر، در حالى كه «على عليه السلام» ضمن توبيخ «عثمان‏» به خاطر اعمالش مردم را از كشتن او بازمى داشت و دفاع مى كرد و حتّى فرزندانش «امام حسن عليه السّلام» و «امام حسين عليه السّلام» را براى جلوگيرى از هجمه عمومى به در خانه «عثمان» فرستاد- بعد از كشته شدن او، به عنوان خونخواهى «عثمان» بپاخاستند و از آن براى رسيدن به خلافت كه براى آن سال ها مقدّمه چينى كرده بودند، بيشترين بهره را گرفتند.

جنگ جمل که در بصره رخ داد و گروه زيادى را به كام مرگ فرو كشيد نمونه ای روشن از سوء استفاده شيّادان از شبهه، براى پيشرفت مقاصدشان محسوب مى شود.

در بعضى از اسناد تاريخى، اين مطلب به خوبى تبيين شده كه پيمان شكنى طلحه و زبير به تحريک معاويه بوده است.

مى گويند: «روزى عمرو عاص به «عايشه» گفت: «اى كاش در روز جنگ «جمل» كشته شده بودى!» «عايشه» (تعجّب كرد و) گفت: «و لم لا أبا لك، چرا؟ اى بى پدر!» «عمرو» گفت: «تو به مرگ الهى مى مردى و داخل بهشت مى شدى! و ما (بعد از مسئله پيراهن‏ عثمان‏) مرگ تو را، بزرگ ترين وسيله براى مذمّت «علىّ بن أبى طالب» قرار مى داديم.»

 «معاويه» در «شام» كه نقطه دور دستى از «مدينه» بود با شگرد هاى مخصوص خودش، توانست شاميان را فريب دهد و به آن ها بباوراند كه من مدافع عثمان و «على عليه السلام» آلوده به خون «عثمان» است!

داستان پيراهن‏ «عثمان» معروف است كه «معاويه» پيراهن‏ خون آلود «عثمان» (يا پيراهنى شبيه آن) را بر در دروازه شام آويزان كرده بود، تا بدينوسيله مردم را بر ضدّ «على» عليه السلام بسيج كند و گروه عظيمى از پيرمردان شام را تحريك كرد، كه در مسجد در اطراف منبر به عزادارى و گريه و زارى براى «عثمان» مشغول شوند و احساسات مردم را از اين طريق برانگيزند.

آری معاويه در طول مدّت به قدرت رسيدن على عليه السلام، و به منظور تضعيف حكومت آن حضرت، كشته شدن خليفه سوم، عثمان‏، را به دست شورشيان بر ضد او مطرح مى كرد و به بهانه يافتن عاملان قتل و مجازات آن ها روى آن مانور مى داد و اساساً يكى از عوامل جنگ صفين كه ده ها هزار نفر در آن كشته شدند همين مطلب بود؛ امّا از عجايب تاريخ اين است كه وقتى على عليه السلام به شهات رسيد. و امام حسن مجتبى عليه السلام مجبور بر صلح شد و معاويه بر اوضاع مسلّط گشت و حاكم مطلق العنان كشور اسلامى شد، ديگر مطلقاً سخنى از قاتلان عثمان به ميان نياورد و اين ماجرا را پى‏گيرى نكرد! گويى عثمان هرگز به قتل نرسيده است.

سخن آخر: (خواصی که عاقبت به خیر نشدند)

در تاريخ اسلام بسيار بودند كسانى كه در طول عمر خود تغيير چهره دادند و از صفوف حق به باطل يا از صفوف باطل به حق گراییدند. بر اين اساس جاى شک نيست كه صحابه پيامبر را نيز بايد بر مقياس اعمالشان تا پايان عمر سنجيد و درباره آن ها قضاوت كرد.

هر مورخ محقّق، بلكه هر انسان آگاهى كه تاريخچه جنگ جمل را مطالعه كند مى داند كه على عليه السلام گذشته از آنكه به وسيله پيغمبر اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم منسوب به خلافت بود، توده هاى عظيم مردم با او بيعت كردند و رسماً به عنوان خليفه مسلمين با پايگاهى مردمى قوی تر از خلفاى پيشين، زمام امور را به دست گرفتند؛ ولى دلباختگان ثروت و مقام بر او شوريدند و خون هاى زيادى در اين راه ريخته شد به يقين همه آن ها گناهكار و متمرد بودند و هيچ عذرى از آن ها پذيرفته نيست.

به راستی آیا اگر كسى دست به كارى زد كه خون هاى گروهى از مسلمين ريخته شود آيا در برابر چنين حق الناس عظيمى، اظهار ندامت و پشيمانى و اشک ريختن كفايت می كند يا بايد حق الناس ها را جبران كرد؟

چه كسى می تواند بگويد كسى كه آتش جنگ جمل را ضد امام و پيشواى خود كه همه او را به رهبرى پذيرفته اند برافروخته و سبب ريختن اين همه خون شد، آدم خوب و اهل نجات باشد؟ اين سخن با كدام منطق سازگار است؟

سرگذشت فشرده بالا که در باره طلحه و زبير نقل شد درس عبرتى است براى همگان كه چگونه ممكن است انسانى كه قسمت عمده عمر خود را در راه حق سپرى كرده، مجاهدت ها كرده، جوايز معنوى گرفته و نام نيكى در تاريخ براى خود گذارده، به خاطر حبّ دنيا و جاه طلبى و عشق به مال يا مقام كارش به جايى رسد كه سرنوشت دردناک او مايه تأسّف همگان گردد.

اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً.

پرونده ویژه

١
بازخوانی پیامهای حماسه ۹ دی
از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)

آگاهی نسل امروز از وقایع و رخدادهای انقلاب اسلامی، یک نیاز مبرم و ضرورت است تا افراد با بررسی و مطالعه این آثار، ضمن آگاهی از اتفاقات، درگیری ها، فداکاری ها و آشنایی با شخصیت ها، بدانند که انقلاب ارزان به دست نیامده است،زیرا هر چیزی را انسان ارزان به دست آورد ارزان از دست می دهد؛ ولی اگر گران به دست آورد به آسانی آن را از دست نمی دهد.

از سوی دیگر در جوامع غربی مشاهده می شود سیاست از اخلاق جدا شده است، در صورتی که در دین اسلام اخلاق و سیاست مثل تار و پود به هم تنیده اند، لذا ظهور انقلاب اسلامی ایران و پیروزی های مکرر در برابر قدرت های شرق و غرب، آن هم با اتّکا به خداوند و بدون سلاح، باعث توجه دنیا به اسلام شده است.

فتنه ٨٨؛ کودتای تمام عیار به نام انتخابات

همه ملت عزیز ما یقین دارند منافقان کوردل و فرصت طلب در آشفته بازار اختلافات فعال می شوند و با تخریب اموال مردم و به آتش کشیدن آنها، چهره ملت مهربان و صلح طلب و پاکدل ما را در جهان به زشتی رقم می زنند.

این آسیب در حالی است که فتنه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اخلاقی اطراف ما را گرفته است، که فتنه ٨٨ در انتخابات ریاست جمهوری ٨٨، مهمترین آن فتنه ها به شمار می آید.  

در طول ٣٠ سال گذشته ما شاهد فتنه ای به این بزرگی و پیچیدگی نبودیم، منافقین، لائیک ها، غیرمسلمانان و فرقه های ضاله در این فتنه بسیار فعال بودند ، در واقع، هدف از این فتنه، مبارزه با اسلام و نفی حکومت دینی بود، و نباید اینها را به حساب دعوای انتخاباتی گذاشت.

بلکه حوادث پیش آمده در فتنۀ٨٨،  فراتر از مسایل انتخاباتی بود ، و دشمن در روز عاشورا به امام حسین علیه السلام و رهبری جسارت کرد، که با  حضور گسترده مردم در حماسۀ عظیم ملت ایران در ٩دی سال ١٣٨٨مواجه شد؛ این حضور هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی فوق العاده بود و توطئه های دشمنان را نقش برآب کرد.

جریان فتنه؛ بدعتی آشکار؛ تضاد کامل با دین مبین اسلام

نباید فراموش نمود جریان موهوم فتنه، افراد ملحد(لائیک)، همجنسباز و دین ستیز را در قالب نگرش خود ساختۀ سبز بنیان نهاد، در عین حال، مبلغان آن مدعی اند با به رسمیت شناختن این گروه ها و تفکرات، قصد حفظ دین اسلام را دارند!.در صورتی که بدون شک اگر کسی چنین اعتقادی را داشته باشد، شیطان اغوا کنندهای است و بر ضد اسلام است. از این رو چنین نگرشی را اسلام، قرآن و فقه شیعه قبول ندارد و آن را بدعت و انحراف آشکاری در آموزه های دینی می داند.

با این تفاسیر باید ابعادو زوایای حماسۀ عظیم ٩دی پرداخت که بسیار باشکوه، پرشور، عظیم، پرجوش و پرخروش انجام شد و چهار پیام کلیدی به همراه داشت که عبارتند از:

حماسه ٩ دی؛ نفی سکولاریسم؛ تجلی روح امام حسين علیه السلام در نهضت امام خمينی رحمت الله علیه

روز عاشورا در حالی كه مردم كشور ما از كوچك و بزرگ، مرد و زن در آتش عشق حسینی می سوختند و ناله های عاشقانه سر می دادند و در هر كوی و برزن به سوگ نشسته بودند و با نظم و خلوص نیت مشغول عزاداری و نوحه سرایی بودند، گروهی از مغرضان به بعضی از خیابان های تهران ریختند و قداست مراسم حسینی را كه عامل وحدت صفوف همه ملت است شكستند، نخست به شعارهای سیاسی ساختارشكن پرداختند و سپس اقدام به تخریب اموال و آتش زدن آنها كردند.

اطلاعات موثق و دقیقی به ما رسیده كه آنها جدایی حكومت را از اسلام تبلیغ می كنند و حتی بعضاً نسبت به مقام شامخ سالار شهیدان و عزادارانش اهانت كردهاند. انتظار ما این است كه اولاً تمام جناحهای سیاسی معتقد به نظام اسلامی این ساختارشكنی و هتك احترام را تقبیح و محكوم كنند و ثانیاً بیش از این بر طبل اختلافات نكوبند، زیرا دشمن در كمین نشسته و سلاح خود را تیز كرده و پیوسته تهدید می كند و هر درگیری كه رخ دهد فریاد شادی سر می دهند، آیا عقل اجازه می دهد كه دشمن را شاد كنیم؟.

آری اینچنین است که حضور پرشور مردم در راهپیمایی روز ٩ دی ١٣٨٨، روح دیگری به انقلاب و کشور ما داد؛ راهپیمایی ٩ دی، افزون بر جمعیت بسیار، از نظر کیفیت پرخروش بود و در مقابل همه زیان هایی که دیدیم لیکن این حادثه برای نظام اسلامی منافع خوبی داشت.

حماسۀ ٩دی؛ صحنه خلق حضور مردم و اقتدار نظام اسلامی

در تعبیری از حضرت على عليه السلام مى‏ خوانیم: «مهمترين حق، حق مردم‏ بر حكومت، و حق‏ حكومت‏ بر مردم است».،

حق حكومت‏ اسلامى بر مردم‏ اين است كه از آن حمايت كنند، ودر مشكلات و حوادث سخت به ياريش بشتابند، و در لحظاتى كه بايد به صحنه‏ بيايند در صحنه‏ حضور يابند. و حق مردم‏ بر حكومت‏ آن است كه جان و مال و ناموس و آبروى آنها را حفظ كند، و امنيتشان را تأمين نمايد، و وسايل رفاه و آسايش آنها را فراهم كند، و مقدمات تحصيل، كار و مسكن جوانان را مهيا سازد. براى مردم جاده، بيمارستان، خيابان و پارك و ديگر لوازم و اشياى مورد نيازشان را آماده سازد.

در صورت تحقق این مهم، حق در ميانشان قوى و نيرومند خواهد شد، و جاده‏ هاى دين صاف و بى دست انداز مى‏ گردد، نشانه و علامت هاى عدالت اعتدال مى‏پذيرد و راه و رسم­ ها درست در مجراى خويش به كار مى‏افتد، بدين ترتيب زمان صالح مى‏ شود و دشمنان مأيوس خواهند شد.

حال با ذکر این مقدمه باید تأکید کرد یکی از مهمترین پیام های حماسه عظیم ٩دی  این است که مردم همانند روزهای اول انقلاب با شور و نشاط به صحنه آمدند و این جای تقدیر و تشکر دارد،که این پدیدۀ بی بدیل نشان می دهد  مردم همیشه در صحنه هستند و پایه های نظام، قانون اساسی و ولایت در این کشور بسیار مستحکم است و جای هیچ نگرانی وجود ندارد.

روز ٩دی؛پایان مدارای ملی با فتنه گران/فریب خوردگان به صف ملت بپیوندند

بدیهی است  دشمنان  اسلام  که کم هم نیستند مترصد  فرصتی هستند تا ضربه های خود را وارد سازند، حال در این شرایط چه وظیفه ای داریم؟ بی شک  آنها که به اختلافات دامن می زنند تنها راه را برای سیطره دشمنان صاف می کنند.

از این رو  اگر کشور و انقلاب ما آسیب بیند تمام منطقه آسیب خواهد دید و دچار دگرگونی خواهد شد و این مسئولیت ما را سنگین تر می کند.

مگر نه این است که ما صدها هزار شهید و جانباز برای به ثمر رسیدن انقلاب داده ایم. لذا پس از فتنه ٨٨ باید مطمئن بود ارواح آنها و روح مقدس امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی ناراحت است. خدا نیاورد روزی را که بر اثر غلبه احساسات بر عقلانیت، ارزش تمام آن خون­ ها به خطر بیفتد.

لذا برای اینکه اعتماد مردم جلب شود باید هرکس که در این جریان در قالب فتنه گر و حمایت از فتنه گران نقش داشته به مجازات برسد، هم چنین از جمله  پیام های  این راهپیمایی در نهم دی ماه ٨٨ خطاب به فریب خوردگان است که می گوییم کسانی که فریب خورده اند به صف ملت بپیوندند.

حماسه ٩دی تیر خلاصی بر فتنه ٨٨؛ شکست کودتای مخملی استکبار و غرب

نباید فراموش نمود بیگانگان در ضدیت و دشمنی با انقلاب اسلامی ایران بسیار فعال هستند به گونه ای که طبق اطلاعات واصله در یک روز ٧٠٠ هزار پیام به مملکت ما می فرستند.

لذا دشمنان ما خیرخواه ما نیستند و منتظر هستند وسیله ای برای برهم زدن کشور پیدا کنند و نیز گاهی ممکن است از ما نیز تعریف کنند اما به یقین آنها خیرخواه نیستند و نظر آنها سوء استفاده است.

در این میان افرادی هستند که تصور می کنند می توان با آمریکایی ها و مستکبران صلح کرد ولی درک آن برای ما دشوار و غیر ممکن است زیرا آنها در عمل همیشه جنایت می کنند.بدین ترتیب آمریکا و غربیها به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند لذا  برای حل مشکلات مان باید روی پای خود بایستیم. 

 بنابراین کسی نباید تصور کند که پس از برجام م ‎تواند سفارت خانه آمریکا را در ایران بازسازی کند و دست دوستی به آنها بدهیم. حال آنکه آمریکایی ها نه تنها هنوز تحریم ‎ها را برنداشتند بلکه تحریم ‎های جدیدی به جای آن ایجاد کرده‎اند.

با این اوصاف باید تأکید کرد شکست دشمنان نظام در داخل و خارج، پیام دیگر حضور مردم در راهپیمایی عاشوراییان در ٩دی ماه٨٨ به شمار می آید، دشمنان خارجی و عوامل آنها بدانند فعالیت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بیهوده است، لذا خطاب به قدرت های استکباری می گوییم؛ خودتان را برای براندازی این نظام خسته نکنید، به جای مصرف پول های هنگفت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، آنها را به کارتن خواب های آمریکا و لندن بدهید تا سرپناهی برای خود درست کنند؛ زیرا مشاهده می کنیم با گذشت سی سال از انقلاب اسلامی، هنوز پایه های نظام مستحکم و بدون تزلزل است.

لذا نه تنها این تلاش برای آنها سودی نداشت بلکه در عوض سبب بیداری ملت ما شد و نشان داد مردم ما هشیار و بیدار در صحنه هستند.

بی شک حماسه ٩دی سال٨٨ ملت ایران نشان داد خواب های قدرت های استکباری به ویژه آمریکا تعبیر نمی شود، زیرا آنها تصور می کردند انقلاب مخملی پیش می رود اما فهمیدند اینگونه نیست و مردم ما هوشیار و آگاه هستند.

حال با توجه به  توطئه های آتی دشمنان و تحولات آینده ؛باید خود را آماده فاز جدیدی کنیم، آنها فکر می کردند کار تمام است، اما فهمیدند اول کار است.

بدین ترتیب مردم و مسئولان باید دوستان و دشمنان خود را به خوبی بشناسند و از خدا مدد بخواهیم که در مبارزه حق علیه باطل پیروز شویم.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت ولایت و رهبری رکن اصلی حکومت اسلامی است، لذا هرگونه فرافكنی و مخالفت با ولایت فقیه و رهبری، سست كردن پایه های نظام است و باید ریشه چنین تفكرات و فعالیت هائی برچیده شود.

از سوی دیگر باید به نقش و جایگاه انقلاب اسلامی در جهان معاصر توجه کرد؛ زیرا جمهوری اسلامی برای نخستین بار به میدان آمده و در جهان تجلی یافته و اگر این راه حفظ شود، الگوی مناسبی برای همۀ عدالت خواهان در جوامع بشری ایجاد خواهد شد.

بدیهی است نظام جمهوری اسلامی امانتی است که خدا و شهدا به ما سپرده اند؛ وباید به خوبی در صیانت از این امانت ها، همۀ توان خود را به کار بگیریم؛ زیرا ما تجربه داریم هر زمان که کشور دچار مشکلی شده دست لطف خداوند آمده و حمایت کرده و مشکل از کشور ما برطرف شده است.

پس از شگفتی دوست و دشمن از خلق حماسۀ ٩دی توسط ملت ایران، دیگر هیچ نگران نیستم، مردم نیز باید امیدوار باشند، هیچ کس نباید مایوس شود، بلکه ما باید تحلیل جدی از حضور مردم در راهپیمایی میلیونی ٩دی داشته باشیم و ببینیم ریشه های این پایداری مردم چیست و بر اساس آن برنامه های آینده را طراحی کنیم.

هم چنین باید گفت گاهی انتشار مسائل خصوصی افراد و اشخاص برای حفظ نظام ضرورت دارد، لذا پشت پرده فتنه ٨٨ برای مردم تبیین شود؛ زیرا به  هر میزان که آگاهی فرد از وقایع بیشتر باشد موضع گیری او در مواجهه موثر و مطلوب با بحران های مختلف، مناسب تر بوده و فرد می داند که موضع گیری او در چه درجه ای ­باشد.

امیدوارم خداوند ریشه کسانی را که با مقدسات اسلام، بازی سیاسی می کنند نابود کند،هم چنین امیدواریم خدای متعال ما را از شر همه فتنه گران و اشرار در این زمان محفوظ بدارد.

پرونده ویژه

٢

بازشناسی «مکتب سلیمانی»
از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)

بسیارند بزرگانی که در حیاتشان مبدأ تأثیر مهماند امّا بعد از وفاتشان، تأثیرشان بیشتر می شود، شهید سلیمانی از آن افراد بود. آن مرد بزرگ، کم نظیر و بسیار آگاه، ویژگی های مهمّی داشت که نام و راه او را در تاریخ اسلام و جهان به عنوان سرداری بزرگ، جاودانه کرد.

از این رهگذر تبیین ویژگی های مهم شهید سلیمانی، جهت استخراج الگوی مدیران جهادی و تعمیم آن در ابعاد بیانیۀ گام دوّم انقلاب اسلامی و همچنین گفتمان سازی اجتماعی ضروری است، که من در اینجا آن ویژگی های مهم را عرض می کنم:

مرد میدان شجاعت

بی شک اگر بيدارگر عصرما، امام خمينى (قدس سره)، شجاع و نترس نبود انقلاب اسلامى ايران بر خلاف انتظار جهانيان پيروز نمى ‏شد. اگر رزمندگان دلير و مخلص ايران اسلامى شجاع نبودند ما در دفاع مقدّس بر خلاف معادلات سياسى سياستمداران، فاتح جنگ نمى‏ شديم. اگر حزب اللَّه جنوب لبنان در ميان بهت و حيرت جهانيان در جنگ ٣٣ روزه بر اسرائيل تا دندانْ مسلّح، پيروز شد، و افسانه شكست‏ناپذيرى اسرائيل را باطل كرد، به خاطر شجاعت و دلاورى اعضاى حزب اللَّه و توكّل و توجّه آن ها بر خداوند بود.

و اگر شجاعت سردار پرافتخار اسلام حاج قاسم سلیمانی نبود، داعش هم عراق را تخریب می کرد و هم سوریه و لبنان، امّا شجاعت بینظیر او سبب شد که همۀ اینها به حال خود بمانند و پیش بروند. عراق کشور برادر ما، سوریه، لبنان؛ بحمدالله همۀ این ها به برکت مجاهدت های سردار سلیمانی، محکم سرپایشان ایستاده اند.

مرد میدان اطاعت

سردار حاج قاسم سلیمانی علاقۀ فوق العادّه ای به رهبر انقلاب داشت؛ هم رهبر پیشین انقلاب؛ امام راحل و هم رهبر فعلی انقلاب، این هم از خمیرمایه هایی بود که به زندگی او شکل می داد و خطّ و مسیر او را تعیین می کرد.

مرد میدان شهادت

رَمز حماسه ‏هاى بزرگ كه در تاريخ با خطوط زرين و درخشان ثبت شده است بايد در ايمان قوى و مستحكم نسبت به معاد و زندگى جاويدان آخرت جستجو كرد.

ايمان به رستاخيز اثر عميقى در تربيت انسان ها دارد، به آنها شهامت و شجاعت‏ مى ‏بخشد زيرا بر اساس آن، اوج افتخار در زندگى اين جهان، «شهادت» در راه يك هدف مقدس الهى است كه آغازى است براى يك زندگى ابدى و جاودانى.

اين كه مى ‏بينيم در جنگ هاى صدر اسلام، و جنگ هاى تحميلى اخير رزمندگان دلير سپاه اسلام ايستادگى بى نظير و شجاعت اعجاب انگيزى از خود نشان مى ‏دادند، و على رغم برترى دشمن از نظر تجهيزات و عِدّه و عُدّه بر او غالب مى شدند سرّش همين است كه ايمان‏ به‏ معاد از آن ها انسان‏ ديگرى مى ساخت، انسانى كه هرگز از مرگ نمى ترسيد، و شهادت در راه خدا افتخار خود مى ديد.

انگیزه سردار سلیمانی و دوستانشان این بود که باید مسلمانان را از چنگ جنایتکاران نجات دهند و باید از شهادت در این راه استقبال کرد.

بر این اساس خلوص نیّت او مثال زدنی بود؛ واقعاً برای خدا کار می کرد، واقعاً ایمان به روز قیامت داشت. وقتی آمدند دیدن ما، یک جریانی واقع شد که من تعجّب کردم و آن این است جمعیتی همراهش بودند، هنوز موقع کرونا نبود و جمعیت آمده بودند و اینجا نشسته بودند، من هم آنجا نشسته بودم. بعد از آن که حرف ها زده شد، گفت: من خواهش می کنم از آقایان همه بیرون تشریف ببرند، من مطلب خصوصی با حاج آقا دارم. همه رفتند بیرون، بعد دیدم از زیر کُتش یک کفنی در آورد که روی آن شهادت شخصیت ها بود. «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْرًا» ما از او جز خیر چیزی نمی دانیم.

این نشان می دهد که اولاً شهید سلیمانی از همان زمان به فکر رفتن بود و ثانیاً نمی خواست مردم بفهمند که او این کفن را آورده است، این اخلاص واقعا قابل ملاحظه و ستودنی است.

 ما هم نوشتیم روی همان کفن «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْرًا»، این نشان می دهد که قیامت را باور دارد، شهادت را باور دارد، آمادۀ شهادت است و شهادت مردم را در پیشگاه خدا سبب نجات خودش می داند.

مرد میدان وحدت

دشمنان اسلام‏ براى برهم زدن اساس وحدت‏ مسلمين آن قدر دروغ و تهمت به شيعيان در نزد سنّيان، و آن قدر دروغ و تهمت به سنّيان در نزد شيعيان بسته ‏اند، كه در پاره ‏اى از كشور ها به كلّى آن ها را از هم دور ساخته ‏اند.

وحدت مهم ترین نیاز امروز جهان اسلام است، بی تردید اگر وحدت و همدلی بین مسلمانان وجود داشته باشد هیچ قدرتی چه امریکا و چه غیر آمریکا نمی تواند بر سرنوشت مسلمانان مسلط شود.

وحدت كلمه، همان چيزى است كه از مهم ‏ترين عوامل پيروزى سربازان اسلام در عصر پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) بر دشمنان نيرومند و مجهّز بود و همان چيزى است كه آثار آن را در عصر و زمان خود، در ميان اقوام و ملت‏ ها مى بينيم‏.

در این میان سردار شهید حاج قاسم سلیمانی منادی وحدت بود؛ و اینچنین شر داعش را از منطقه کوتاه کرد، به همین دلیل آمریکا اقدام به ترور این سردار مجاهد کرد و او را به شهادت رساند.

مرد میدان امنیت

دشمنان اسلام می خواستند ٣٠ سال داعش را نگه دارند و خاورمیانه را ناامن كنند تا اسراییل و غرب در امان باشند.

از یک طرف آمریکا عوامل خود را می فرستاد تا آن ها را آموزش دهند، از سویی دیگر عربستان و برخی کشور های دیگر منطقه پول و سلاح در اختیار تروریست ها قرار می داد. اسرائیل حمایت همه جانبه می کرد و می گفت دلیلی ندارد داعشی ها نابود شوند، خاخام یهودی اسرائیلی می گفت: داعش هدیه الهی است که خداوند به ما داده تا مخالفان اسرائیل را نابود کند و یا یکی از سیاست مداران معروف آمریکا می گفت: بهترین گزینه آن است که پای داعش به بغداد برسد و تمام شیعیان را به قتل برساند، ترکیه نیز نفت های غصبی آن ها را می خرید و پول به آن ها می داد، با توجه به این اخبار روشن می شود چه کسانی این مار خطرناک را در آستین خود پرورش می دهند.

 از سوی دیگر شرارت داعش در تاریخ بی مانند بود؛ اما با رشادت های سردار شجاع اسلام، شهید حاج قاسم سلیمانی و مجاهدت های جوانان جان بر کف ایران و عراق و سوریه و برخی دیگر کشور ها، داعش نابود شد و ستون فقرات این گروه جنایت کار در هم شکست.

نکته قابل توجه این که نه تنها خطری از کشورهای منطقه دفع شد؛ بلکه خطر بزرگی از کل جهان برطرف گردید؛ اگر دنیا قدردان باشد، باید از مجاهدت های این سردار شجاع تشکر کند که آتش جنگ به وسیله او و همرزمانش خاموش شد و دنیا از یک کابوس خطرناک رهایی یافت.

لیکن باز هم دولتمردان آمریکا با کمال بی شرمی و وقاحت ما را حامی تروریست و خودشان را مخالف آن می دانند؛ این نهایت بی شرمی و وقاحت است؛ در حالی که خودشان هم می دانند اگر این جانفشانی ها نبود، شعله این آتش دامان آنان را هم می گرفت.

سخن آخر: (مکتب حاج قاسم خاموش شدنی نیست)

دشمنان آمدند او را شهید کردند و خیال کردند مکتب او برچیده می شود، در حالی که شهادت او باعث گسترش او شد، همانگونه که در شهادت امام حسین(عليه السلام) می بینیم یزید و یزیدیان، امام حسین(علیه السلام) و اصحابش را شهید کردند و حتّی اجساد آن ها را هم دفن نکرده رفتند، سرهای آن هارا به دنیا بردند و گفتند دیگر مکتب انقلاب حسینی خاموش شد، بعد دیدند نه، از همه جا فریاد بلند شد و بنی امیّه به اشتباه خودشان پی بردند.

من امیدوارم ان شاءالله ما از ویژگی های مکتب این بزرگوار درس بگیریم، فرزندان خودمان، جوانان خودمان، آن هایی که نسل های بعد از انقلاب اند این ها را واقعاً با مکتب شهید سلیمانی پرورش بدهیم کافی است، کافی است که در مقابل دشمن مقاومت کنند و بایستند.

من در این لحظه امیدوارم خداوند، رحمت تازه ای به روح آن بزرگوار و همرزمان او بفرستد، ان شاءالله همه مشمول عنایات حق و مدیون عنایات آن بزرگوار باشیم.

معرفی کتاب

سیری در کتاب
«آفریدگار جهان»
اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
(مدظله)

فرهنگ یک جامعه که مجموعه پیچیده ای از اعتقادات، مذهب، اخلاق، آداب و رسوم، تاریخ و نگرش های اجتماعی و سیاسی است، قبل از هر چیز بر عقاید آن جامعه استوار است.

لذا برای هرگونه اصلاحات فرهنگی باید به اصلاح عقاید پرداخت، چراکه تا پایه های محکمی از عقیده نباشد، شکلگیری و اصلاح ایدئولوژی ها و رفتار ها ممکن نیست. به همین دلیل در شرایط نابسامان دنیای کنونی، و طوفان های سختی که از هر سو میوزد و مظالم و مفاسد عظیمی که سایه شوم بر جوامع بشری انداخته، باید به سراغ تحکیم پایههای عقیده رفت.

در این میان آیت الله العظمی مکارم شیرازی که از بزرگان و پیش قراولان عرصه نشر و تبیین و ترویج معارف اسلامی است با تألیف کتاب آفریدگار جهان به ابعاد مختلف خداشناسی از جمله اثبات خدا و لزوم پایبندی به دین و نیاز به آن پرداخته است.

«آفریدگار جهان» در یک نگاه

این کتاب نتیجه بخشى از درس هاى عقاید و مذاهب معظم له است که درحدود سى سال به طور هفتگى بیان شده است و سپس به وسیله ایشان تحریر شده و با همکاری جمعی از پژوهشگران دینی تحقیق و تنقیح شده است.

ساختار اصلی کتاب

کتاب آفریدگار جهان در یک مقدمه و سه فصل به رشتۀ تحریر درآمده است که عبارتنداز:

١.ضرورت شناخت خدا

٢.روشن ترین دلایل توحید

٣.مهم ترین ایراد های مادی ها

گزارش محتوایی اثر

آیا لازم است خدا را بشناسیم؟!

مولّف در این اثر جهان را به دو بخش ضرورت شناخت خدا و روشنترین دلیل توحید تقسیم کرده است.

معظم له در بخش نخست به بررسی موضوعی تحت عنوان «آیا لازم است خدا را بشناسیم؟!» پرداخته و می نویسد: این موضوع نخستين پرسشى است كه در مبحث عقايد و مذاهب، پيش مى‏آيد؛ نخستين بحث دانشمندان عقايد كه در كلمات علماى اسلام به صورت «وجوب معرفة اللَّه» يا «لزوم شناسايى خدا»، ذكر شده، پاسخ به همين پرسش است.

مولّف در ادامه و در پاسخ به این پرسش کلیدی می نویسد: ايمان و دين، يك ركن اساسى براى تكامل فرد و اجتماع است و در سرنوشت انسان، نقش به سزایی ایفا می کند، با اين حال، انسان چگونه مى‏تواند به خود اجازه دهد كه هيچ‏گونه تحقيقاتى درباره اين موضوع حياتى انجام ندهد.چطور مى‏توان موضوعى را كه اين مقدار در زندگى و سرنوشت ما مؤثّر است، ناديده گرفت؟

براهين اثبات وجود خدا

نکارنده در بخش دوم نیز به بررسی و پاسخ به شبهات مادی گرایان در قالب براهین سه گانۀ «برهان نظم، آن که هستی از خود دارد و اعجاز»؛ به اثبات وجود خدا پرداخته است.

در بیان مولّف روشن‏ترين و قانع‏كننده‏ترين دليل براى اثبات وجود آفريدگار جهان برهان نظم مى‏باشد. چرا كه برهان نظم، عقل و وجدان را قانع و راضى مى‏سازد. به همين دليل، اين برهان، هميشه مورد توجّه دانشمندان و فلاسفه الهى قرار گرفته است.

هم چنین نویسنده در تبیین برهان دوم با عنوان «آنكه هستى از خود دارد» می نویسد: دانشمندان الهى پيشين در بحث‏ هاى مربوط به عقايد و مذاهب (علم كلام) دليلى براى اثبات وجود آفريدگار جهان (واجب الوجود) ذكر كرده ‏اند.

معظم له در بیان چیستی اعجاز می نویسد: كار ها و جريان ‏هايى كه برخلاف موازين عادى و جريان معمول عالم طبيعت، از طرف كسى كه مدّعى نبوّت است به وقوع پيوندد، به طورى كه علل مادّى و قوانين عادى طبيعى از تفسير و تحليل آن عاجز بوده و با هيچ كدام از عوامل عادى قابل‏ تطبيق نباشد.

به سوی کمال

مولّف در این کتاب تشریح کرده که هر موجود زنده ای در جهان به سوی کمال میرود و رسیدن کامل به آن جز با شناخت جهان و آفریدگار آن امکان پذیر نمیباشد.

همچنین بدون آن افراد جامعه نیز نمیتوانند همه در مقام عدالت زندگی کنند، چون اگر کسی پایبند به قانونی نباشد چه دلیلی بر اجرای عدالت خواهد داشت و قوانین جامعه را که خود افراد آنرا تصویب کرده اند اولاً ثابت نیستند و دوماً خود شخص قانون گذار چه دلیلی دارد که حقوق مردم را رعایت کند و بسیاری از موضوعات مهم دیگر که هر فرد مسلمانی باید آن را بداند.

ویژگی های اثر در یک نگاه

از جمله نقطه قوت بارز آن اثر علمی می توان به بررسی دقیق و علمی مسائل اعتقادی منطبق با نیازهای معرفتی جامعه اشاره نمود که از جمله خصایص ذاتی قلم و بیان مولف به شمار می آید.

از دیگر نکات موجود در کتاب می توان به تجمیع شواهد و قرائن در مسألۀ خداشناسی از طریق استقراء گسترده اشاره کرد، بدین نحو که معظم له در راستای واکاوی دلایل اثبات خداوند عالم، از دلایل متعدد حسی و قابل درک برای عموم مردم بهره گرفته است.

بی شک برهان نظم و فطرت از مهمترین مسائل این کتاب به شمار می آید که معظم له برای اثبات خالق برای عالم از آن بهره گرفته است، اگر چه برای اثبات خداوند می توان از راه های متعددی بهره جست لیکن مولّف در صدد است تا با ارائۀ ادله جهان شمول و میان ذهنیتی آحاد مردم را به سمت خداشناسی سوق دهد.

با توجه به همه این ویژگی های موجود در کتاب، می توان گفت که این مجموعه برای کسانی که قصد آغاز کردن مطالعه در باب خداشناسی را دارند بسیار مناسب بوده و برای قرار گرفتن به عنوان اولین سوژه های مطالعه می تواند پیشنهاد مناسبی باشد.

هم چنین مطالعه کتاب «آفریدگار جهان» به افرادی که می خواهند مطالعه عمیقی در باب خداشناسی را آغاز کنند.توصیه می شود.

لازم به ذکر است این اثر نفیس در سال ١٣٧٩، در یک جلد و در ٣٠٤ صفحه در قطع وزیری توسط انتشارات امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) منتشر شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است، این کتاب به زبان عربى نیز ترجمه و منتشر شده است.

معارف اسلامی

مباني و خاستگاه دينی انقلاب اسلامی ایران؟ (مشروعیّت انقلاب اسلامی ایران)

پرسش :

انقلاب مردم ایران به رهبری آیت الله خمینی از چه خاستگاه دینی نشأت گرفت؟ به عبارتی این انقلاب مشروعیّت خود را از چه مبانی و قواعد دینی می گیرد؟

پاسخ اجمالی:

مبانی شرعی انقلاب اسلامی ایران عبارتند از: ١- «توحید در حاکمیت»: احکام حکومتی باید مبتنی بر اسلام باشد؛ انقلاب اسلامی در واکنش به سکولارسازی قوانین توسط دولت پهلوی به وجود آمد. ٢- «قاعده نفی سلطه کفار بر مسلمین»: رژیم قبلی بواسطه فرمانبرداری از بیگانه و تصویب لایحه کاپیتالاسیون مشروع نبود. ٣- عدالت طلبی و ظلم ستیزی: جامعه ایران مورد ستم خاندان پهلوی قرار داشت. ٤- امر به معروف و نهی از منکر: قبل از انقلاب منکرات اجتماعی به صورت یک بحران اجتماعی درآمده بود و رژیم سابق در گسترش آن نقش داشت.

پاسخ تفصیلی:

انقلاب اسلامی ایران بر مبانی و اصول خاصی استوار است که آن را از سایر انقلابهای جهان متمایز می کند، برای آشنایی بیشتر با این انقلاب عظیم، به طور اختصار به تعدادی از اصول و مبانی آن اشاره می شود:

نفی حاکمیت غیر خدا:

بر اساس جهان بینی اسلامی، شیعه براین عقیده است که حاکمیت مطلق از آن خداوند متعال است: «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّه».(١) بر پایه این عقیده احکام حکومتی باید مبتنی بر معارف اسلام باشد. در حالی که رژیم شاهنشاهی پهلوی قبل از انقلاب، سعی در سکولار سازی و لائیک کردن جامعه و قوانین داشت، و در این راستا اقدامات متنوعی انجام داد که یکی از آنها ارائه لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. این اتفاق با عقیده حاکمیت قوانین دینی منافات داشت. علمای دین برای اصلاح آن اقدامات مختلفی کردند که فایده نداشت؛ لذا کار به انقلاب و تغییر حکومت کشید تا قوانین بر اساس شرع تصویب و اجرا شود.

مؤلّف کتاب ریشه های انقلاب اسلامی درباره لایحه ایالتی ولایتی چنین می نویسد: «در تيرماه ١٣٤١ش. اميراسدالله عَلَم پس از دكتر اميني، به نخست وزيري رسيد. علم، لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به كابينه برد و به تصويب رساند. در متن تصويبنامه اين طرح، قيد «اسلام» از جمله شرايطِ انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده بود. همچنين سوگند نامه منتخبانِ مردم درمجلس شوراي ملّي نيز تغيير يافته بود. به اين ترتيب نمايندگان موظف شده بودند به جاي سوگند به قرآن، به «كتاب آسماني» قسم ياد... پس از تصويب لايحة مزبور، رسانههاي جمعي متن آن را قرائت كردند و تبليغات گسترده اي در اين باره به راه افتاد. امام خميني(رحمه الله) اولين كسي بود كه به رغم ظاهر موجّه و فريبنده اين مصوبه، توطئه خطرناكِ نهفته در آن را دريافت. ايشان با شناختي كه از بانيان و طراحانِ اصلي اينگونه مصوبات داشت، ميدانست تصويب و اجرای اين طرح ها در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي مقدمهاي برای از ميان برداشتن نام اسلام و استقرار حكومتهاي لائيك و دينستيز است».(٢)

بنابراین یکی از مبانی مهم انقلاب اسلامی و ایجاد نظام جمهوری اسلامی ایران، عقیده «توحید در حاکمیت» و پیاده سازی احکام شریعت بوده است.

نفی سلطه کفار بر سرزمین اسلامی و سرنوشت مسلمین:

بادقت در آیات و روایات، از جمله آیه ١٤١ مبارکه نساء «... لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلا»، در مییابیم که در سیاست خارجی دولت اسلامی، پس از موضوع جهاد، بر هیچ مسئله سیاسی دیگری نظیر «نفی ولایت غیر مسلمانان بر مسلمان» تأکید نشده است؛ به عبارت بهتر در دیدگاه فقه اسلامی، خصوصاً فقه امامیه، سلطه و چیرگی دشمنان بر جامعه اسلامی و مسلمانان امری نارواست. با توجه به این عقیده، هرگونه مبادلات و مراوداتی که باعث افزایش و گسترش نفوذ غیرمسلمانان و بیگانگان در جامعه اسلامی گردد، به نحوی که آنان بتوانند در امور مسلمین دخالت کنند، ممنوع و نادرست تلقی میشود. حضرت امام خمینی (رحمه الله) در ذیل آیه ١٤١سوره مبارکه نساء «لَنْ یَجْعَلَ الله لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» چنین مینویسد: «ممکن است بگویم قاعده نفی سبیل وجه سیاسی دارد و در مقام توجه دادن مسلمانان به این امر مهم که لازم است از سلطه کافران به هر وسیله ممکن خارج شوند؛ زیرا تسلط آنان امر محتوم و تقدیر الهی نیست تا تسلیم به آن لازم باشد، بلکه رضایت دادن به این سلطه، ذلت و ظلم است و خداوند از این بری است».(٣)

براساس این قاعده فقهی، نظام پادشاهی پهلوی که استقلالی از خودش نداشت و در قانون گذاری و اداره کشور از حامیان آمریکایی خود دستور می گرفت، نامشروع تلقّی می شد؛ جریان لایحه کاپیتولاسیون نمونه بارز از سلطه کفّار بر سرنوشت مسلمانان می باشد.

امام خمینی(رحمه الله) بعد از تصویب این قانون با آن مخالفت و چنین فرمودند: «مجلس به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا کرد... بدون اطّلاع ملت با چند ساعت صحبت های سرّی، ملت ایران را در تحت اسارت امریکایی ها قرار داد... اکنون من اعلام می کنم که این رأی ننگین مجلسین، مخالف اسلام و قرآن است».(٤) ایشان در جای دیگر نیز می فرمایند: «ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند و پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم... می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند... به حسب این رأی ننگین، اگر یک مستشار امریکایی یا یک خادم مستشار امریکایی به یکی از مراجع تقلید ایران، به یکی از افراد محترم ملت، به یکی از صاحب منصبان عالی رتبه ایران هر جسارتی بکند، هر جنایتی بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد؛ محاکم ایران حق رسیدگی ندارند؛ ولی اگر به یک سگ آنها تعرض بشود، پلیس باید دخالت کند، دادگاه باید رسیدگی نماید!».(٥)

بنابراین یکی از اصول و مبانی که انقلاب اسلامی ایران، که بر اساس آن شکل گرفت، قاعده فقهی «نفی سبیل» و نفی سلطه کفار بر سرزمین اسلامی و سرنوشت آنان می باشد.

عدالت طلبی و ظلم ستیزی:

یکی از اهداف مهم خداوند متعال از ارسال رسل و انزال کتب نجات انسان ها از ظلم، تبعیض نژادی، پرپایی قسط و عدل در جامعه میباشد. خداوند متعال در سوره حدید آیه ٢٥ میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...»(٦)؛ (به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند). رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نیز در باره اهمیت عدل چنین فرمود: «الْعَدْلُ‏ مِيزَانُ‏ اللَّهِ‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ فَمَنْ أَخَذَهُ قَادَهُ إِلَى ‏الْجَنَّةِ وَ مَنْ تَرَكَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ»(٧)؛ (عدالت میزان و ترازوی خداوند در زمین است، هرکه آن را دریابد به بهشت او را سوق دهد، و هرکه آن را رها سازد به دوزخ او را می کشاند). حضرت علی(علیه السلام) نیز در یکی از خطبه هایش برترین بندگان خداوند را امامی عادل می داند که عدالت را در جامعه پر پا می کند: «فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ‏ إِمَامٌ‏ عَادِلٌ‏ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً وَ إِنَّ السُّنَنَ لَنَيِّرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً وَ إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ يُؤْتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالْإِمَامِ الْجَائِرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ نَصِيرٌ وَ لَا عَاذِرٌ فَيُلْقَى فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَيَدُورُ فِيهَا كَمَا تَدُورُ الرَّحَى ثُمَّ يَرْتَبِطُإ فِي قَعْرِهَا»(٨)؛ (بدان، برترين بندگان نزد خدا پيشواى عادلى است که خود، هدايت شده و ديگران را هدايت مى کند؛ سنت هاى شناخته شده را بر پا مى دارد و بدعت هاى ناشناخته را مى ميراند چرا که سنت ها روشن و نورانى اند و نشانه هاى مشخص دارند و بدعت ها آشکارند و علامت هايى دارند، [و نا آشنا بودن بدعت ها دليل روشنى بر عدم مشروعيت آن هاست] بدترين مردم نزد خداوند پيشواى ستمگرى است که هم خود، گمراه است و هم مردم به وسيله او گمراه مى شوند، کسى که سنّت هاى مقبول را از ميان برده و بدعت هاى متروک را زنده کرده است، من از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم که فرمود: روز قيامت، پيشواى ستمگر را حاضر مى کنند؛ در حالى که نه ياورى با اوست و نه عذرخواهى، سپس او را در آتش دوزخ مى افکنند و همچون سنگ آسيا در آن، به گردش در مى آيد [و همگان رسوايى او را مى بينند]آن گاه او را در قعر دوزخ به زنجير مى کشند).

امام خمینی(ره) بنیانگذاری جمهوری اسلامی ایران معتقد است اسلام برای تحقق «حکومت عدل» آمده است و خود نیز در پی گیری انقلاب اسلامی این هدف را دنبال می کرد و چنین درکتاب بیع خود می نویسد: (اسلام برای برپایی حکومت عادلانه به پا خواست، که در آن قوانین مالیات و بیت المال عادلانه است، قوانین جزائی در حیطه قصاص، حدود و دیه که برای ریشه کن سازی مفاسد و فواحش تشریع شده و نیز قوانین مربوط به حقوق و دادرسی به روشی عادلانه و آسان تشریع شده است).(٩)

جامعه ایران قبل از انقلاب اسلامی به شدت مورد ظلم و ستم خاندان پهلوی قرار داشت؛ چنانکه علم در کتاب خاطراتش، در خاطره ٥ دی ماه سال ١٣٤٨ در این باره چنین می نویسد: «... دو کامیون در جاده فرح آباد تصادف کرده بودند و ترافیک را حسابی بند آورده بودند. صبر کردم و در این فاصله نگاهی به زندگانی مردم این بخش تهران انداختم. تمام خیابان هایی که به بزرگراه میخورند کثیف و خاکی هستند... صبح زود بود و پلیس راهنمایی هنوز سر کار نیامده بود ولی یک پلیس تنها که پی در پی سیگار می کشید باد در غبغب انداخته بود و چنان با مردم رفتار میکرد که گویی پادشاهی است در حضور رعایایش. چند مرد و زن چادری با بغچه های زیر بغل از حمام عازم خانه بودند ... گروهی بچه دور هم جمع بودند. دخترها همگی چادر بر سر داشتند. طبقات بالای جامعه ما هرگز چنین ساعتی از خواب بیدار نمی شوند، دخترهایشان هم چادر سرشان نمی کنند. مردم دور چرخ لبوفروشی ازدحام کرده بودند. در گوشهی خیابان چند سگ ولگرد و چند بچه لخت و عور لابلای زبالهها میلولیدند... سربازان وظیفه با سرهای تراشیده، شلوارهای بدقواره و پوتین های بیریخت در کنار خیابان قدم می زدند و ظاهرا از تعطیل صبح جمعه شان لذت می بردند».(١٠)

اندیشمندان و تحلیل گران تاریخ سیاسی ایران از جمله عمید زنجانی در این باره چنین می نویسد: «رونق حاصل از درآمد نفتی، با پیشی گرفتن سیاست ولخرجی و ریخت و پاش، به تورم، شكاف عمیق بین درآمدهای شهری و روستایی، مهاجرت بی رویه و ركود كشاورزی در روستاها، بیكاری پنهان در شهرها، نابرابری درآمدها در مناطق شهری و فاصله بیش تر طبقاتی تبدیل شد به گونه ای كه براساس یك محاسبه، تا اواسط دهه ١٩٧٠، تنها دو درصد جمعیت شهرنشین، چهل درصد هزینه ها را به خود اختصاص دادند. در این دوره، شهرنشینان فقیر از كمبود مسكن رنج میبردند و مجبور بودند هفتاد درصد درآمد خود را به اجاره مسكن اختصاص دهند. جمعیت برخی از شهرها طی یك دهه، چند برابر شد. فساد گسترده اعضای خانواده سلطنتی بر وخامت اوضاع اقتصادی افزود. بخش بزرگی از خدمات و دستگاههای دولتی بدون برنامهریزی و به صورت كاذب، گسترش یافت. در زمینه توزیع مالی نیز از هم گسیختگیهای قابل ملاحظهای به چشم میخورد؛ نظام بانكداری نیز ثروتمندان را ثروتمندتر و فقیران را فقیرتر می كرد و طبقه كم درآمد بیشترین سنگینی ناشی از تورم، بی برنامهگی، فساد مالی و اقتصاد بیمار را تحمل می كردند».(١١)

برای تغییر وضع موجود و در جهت تحقق عدل و قسط، انقلاب اسلامی شکل گرفت.

امر به معروف و نهی از منکر:

امر به معروف و نهی از منکر، از مهم ترین فروع مذهب شیعه است و آن قدر از اهمیت بر خور دار میباشد که وسیله ای برای پیشبرد اهداف اسلامی بر شمرده است؛ لذا عمل به این مسئولیت الهی و انسانی، بر همه کس واجب است و در صورت کوتاهی، باید در انتظار خواری این جهان و کیفر دردناک سرای دیگر باشد. خداوند متعال در آیات متعددی مسلمین را تر غیب به انجام این فریضه کرده است از جمله در سوره آل عمران آیه ١٠٤ چنین میفرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏»؛ (و باید از میان شما گروهی مردم را به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وا دارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند). حضرت علی(علیه السلام) نیز در حدیث نورانی درباره اهمیت امر به معروف و نهی از منکر چنین میفرماید: «و َما أعمالُ البِرِّ كُلُّها وَ الجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ الامرِ بِالمَعرُوفِ و َالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ»(١٢)؛ (همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏ اى است در درياى عميق).

امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران درباره اهمیت امر به معروف و نهی از منکر چنین ابراز میدارد: «امر به معروف و نهي از منكر دو اصلي است در اسلام كه همه چيز را ميخواهد اصلاح كند. يعني با اين دو اصل ميخواهد تمام قشرهاي مسلمين را اصلاح بكند...».(١٣) انقلاب اسلامی ایران بر اساس عمل به این فریضه شکل گرفت؛ چون دولت پهلوی به طور آشکارا به انجام منکرات مبادرت می ورزید و در گسترش اجتماعی آن همّت داشت.

اسد الله علم در خاطراتش در باره فسادهای پیش از حد شاه و دربارش چنین می نویسد: «در مواقعی برای انجام خدمات غیراخلاقیشان با هم رقابت میکنند که امتیاز بیشتری بگیرند».(١٤) او در جای دیگر نیز چنین می گوید: «هر چند (ملکه فرح) از من خوشش نمیآید ولی نمیشود از این بابت او را سرزنش کرد. شهبانو معتقد است که من و شوهرش با هم به الواطی میرویم؛ و در این مورد از واقعیت چندان دور نیست».(١٥)

مدنی صاحب کتاب «تاریخ معاصر ایران» در باره وضعیت اسفبار زمان شاه چنین می نویسد: «در سالهای آخر سلطنت شاه، به لحاظ آشفتگیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نیز فساد مالی، فحشاء به صورت یک بحران اجتماعی در آمده بود. محلههای بدنام و فحشا خانهها بسیار زیاد شده و تنظیم روابط اجتماعی بر اساس آنها انجام میشد، روز به روز بر تعداد فواحش و مراکز فحشا افزوده میشد و آمار غیررسمی حکایت از ٥٠ هزار فاحشه رسمي در ایران داشت، محلههای بد نام در تهران و شهرستانها به صورت پایگاه بزرگ جنایت و فساد و قتل و اعتیاد در آمده بود و علاوه بر حاشیه خیابانها که لانه فساد بود، در زندانها نیز فساد و فحشا بیداد میکرد».(١٦)

ارتشبد سابق حسین فردوست درباره مراکز فحشا و تعداد کاباره ها در ایران چنین می گوید: «از مراکز تجمع کاباره ها در تهران قدیم، خیابان لالهزار بود. کابارههای معروف تهران قدیم عبارت بودند از: کاباره مولنروژ و کاباره میامی و در شیراز کاباره کازابا معروفیت داشت. در زبان عوام به کاباره، گاه رقاصخانه هم گفته میشد. پرویز راجی سفیر شاهنشاه در انگلیس داستان خلوت کردن شاه و خانم [مورین] در تالار پذیرایی سفارت ایران در انگلیس را آورده است. شاه دیوانه عیاشی بود، او نه مانند یک پادشاه با وقار، بلکه مانند یک لات هرزه به دورهگردی در خارج از کشور میپرداخت».(١٧)

استاد مصباح یزدی در کتاب «ریشه های انقلابی اسلامی» نیز در این باره چنین تصریح می کند: «دستگاه پهلوي براي تثبيت پايههاي خود و تضعيف باورها و اعتقادات مردم سعي ميكرد از يك سو با برگزاري جشنوارههاي عظيم فرهنگي و هنري، ايرانِ پيش از اسلام را داراي تمدني مترقي و پيشرفته قلمداد كند و خود را نيز خلفِ شايستة آن فرهنگِ پيروز بخواند. و از سوي ديگر ورود فرهنگ اسلام به ايران را مايه تباهي و سقوط اين تمدن باستاني معرفي كند و به اين ترتيب ضربهاي ديگر به پيكره فرهنگ شيعيِ ايران وارد آورَد. چنين بود كه همهساله جشنهاي عظيم شاهنشاهي ٢٥٠٠ ساله و سرانجام، مراسم تاجگذاري، با هزينههاي هنگفت بر پا ميشد. تقويت مظاهر فساد و فحشا نيز از جمله راهكارهايي بود كه حكومت پهلوي براي بقاي خود به كار ميبرد. روي آوردن مردم ـ بهويژه جوانان ـ به فساد و فحشا، تضعيف باورها و غيرت ديني را به همراه ميآورد و اين امر موجب ميشد كه مردم به دين و مرجعيت شيعه ـ به منزله بزرگترين مخالف رژيم ـ بياعتنا شوند و از سوي ديگر نيز چنين جامعهاي با فرهنگ غرب و محصولاتِ آن بسيار سازگار ميشد. حکومت پهلوي تلاش کرد با جلوگيري از تکامل و تحول در حوزههاي علميه و نيز تحت فشار قرار دادن روحانيت، گامي به سوي محو ارزشها و احکام اسلامي در جامعه بر دارد».(١٨)

پی نوشت:

(١). سوره انعام، آیه ٥٧.

(١). سوره انعا(٢). انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن، مصباح يزدى، محمدتقى، تدوين و نگارش: شباننيا، قاسم، ناشر: انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، تاريخ نشر: تابستان ١٣٩٥هـ ش، چاپ: نهم، ص، ٢٤١.م، آیه ٥٧.

(٣). صحیفه امام، موسوی خمینی، روح الله، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ١٣٨٠هـ ش، ج٢، ص٧٢٥.

(٤). همان، ج١، ص٤٠٩.

(٥). همان، ص ٤١١ و ٤١٥.

(٦). سوره حدید، آیه ٢٥.

(٧). وسائل الشیعة، الحر العاملي، محمد بن الحسن، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت(عليهم السلام) لإحياء التراث، المکتبة الاسلامیة، تهران، ١٤١٤ه‍ـ ق، الطبعة: الثانية، ج ١١، ص ٣١٠.

(٨). نهج البلاغة،صبحي صالح، شريف الرضي، محمد بن حسين، ناشر: هجرت‏، قم، ١٤١٤هـ ق، چاپ: اول، ص٢٣٤ و ٢٣٥، خطبه ١٦٤.

(٩). كتاب بيع، موسوی خمینی، روح الله، تحقيق: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپخانه مهر، قم، سال چاپ: ١٤٢١ ه‍ـ ق، چاپ: اول، ج٢، ص ٤٦٠.

(١٠). گفت و گوهای من و شاه، امیر اسدالله علم، زی‍رن‍ظر: م‍ه‍دوی، ع‍ب‍دال‍رض‍ا ه‍وش‍ن‍گ، ناشر: طرح ن‍و‏‫، ت‍ه‍ران، ۱۳۷١هـ ش، چاپ اول، ج١، ص ۱۷۸ و ۱۷۹.‬‬

(١١). انقلاب اسلامی ایران، عمید زنجانی، عباسعلی، نشر معارف، قم، ١٣٨١هـ ش، ص ١٩٩ و ١٩٨.

(١٢). نهج البلاغه، همان، ص ٥٤٢، حکمت، ٣٧٤.

(١٣). صحیفه امام، همان، ج ١٠، ص ١١٢.

(١٤). گفت و گوهای من و شاه، همان، ج١، ص ٣٣٣.

(١٥). همان، ج١، ص ٢٩١.

(١٦). انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن، همان، ص ٢٣٣.

(١٧). تاریخ سیاسی معاصر ایران، مدنی، جلال الدین، مرکز انتشارات حوزه علمیه، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ١٣٦١ و ١٣٦٢هـ ش، ص ١٣٩ و ١٣٨.

(١٨). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، فردوست، حسین، اطلاعات، تهران، ١٣٧٠هـ ش، ج ١، ص ٢٠٥ و ٢٠٠ .

احکام شرعی

احکام ویژه روزه قضاء

ترک روزه به دلیل ضرر و کشف خلاف آن

اگر پزشک فردی را به مدت ٥ الی ٦ سال از روزه گرفتن منع کرده باشد، اما این فرد با مراجعه به پزشک دیگر متوجه شود که بیمار نیست و میتوانسته روزه بگیرد، حال وظیفه ی او نسبت به گذشته چیست؟

احتیاط واجب آن است که روزه ها را قضا کند.

انجام روزه قضا در روزهای استحباب روزه داری

گرفتن روزه ی قضا در روزهایی که روزه گرفتن مستحب است به این نیت که هم روزه قضا گرفته و هم از ثواب روزه مستحب بهره مند شود، چه حکمی دارد؟

با داشتن روزه قضا روزه مستحبي نمی توان گرفت اما می تواند در روزهايي که روزه آن مستحب است نيت قضا کند. انشاء الله از ثواب روزه مستحبي نيز بهره مند خواهد شد.

روزه ای که به خاطر ترک غسل از روی خجالت قضا شده

چنانچه فردی در مکانی میهمان باشد و جنب شود، اما به علت خجالت غسل و تیمم نکرده است، آیا باید علاوه ی بر قضا، کفاره نیز بدهد؟

اگر تصورش این بوده که به علت اضطرار می تواند غسل نکند قضای روزه کافی است و کفاره لازم نیست.

افطار روزه قبل از حد ترخّص از روی جهل به حکم

اگر فردی قصد سفر کرده باشد و فراموش کرده یا نداند که تا قبل از حد ترخص خوردن و آشامیدن حرام است و این کار را (قبل از حد ترخص) انجام دهد؛ آیا کفاره بر او واجب میشود یا قضای روزه کافی است؟

در فرض سؤال قضا کافی است.

افطار روزه قضا با تعارف برادر مؤمن

حکم استحباب افطار روزه مستحبی در هنگام تعارف برادر دينى، آیا شامل قضاى روزه واجب تا قبل از ظهر نیز می شود؟

اين استحباب شامل روزه قضا نمی شود و فقط روزه مستحب را شامل است.

قضای روزه در صورت بهبودی از بیماری طولانی

اگر فرد بیمار بعد از چندین سال بهبود یابد، تکلیف او در مورد روزه ها چیست؟

هرگاه بيمارى انسان چند سال طول كشد و بعداً خوب شود اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت باقى است بايد فقط قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سال هاى پيش يك مد طعام بدهد.

ترک روزه با احتمال بارداری و کشف خلاف آن

اگر خانمی احتمال دهد حامله است و با این احتمال، روزه را ترک کند ولی بعداً معلوم شود باردار نيست تکليف او چيست؟

در صورتیکه تصور می کرده روزه برایش ضرر دارد و ترک کرده قضا دارد ولی کفاره ندارد.

قضای روزه معذوری که در همان رمضان فوت شده

اگر فردی به خاطر عذر شرعی نتواند روزه ی ماه رمضان را بگیرد و در همان ماه رمضان فوت نماید، قضای روزه های او چه حکمی دارد؟

كسى كه به واسطه بيمارى يا حيض و نفاس روزه ماه رمضان را نگيرد و پيش از پايان ماه‏ رمضان از دنيا برود لازم نيست روزه هايى را كه نگرفته براى او قضا نمايند.

قضاى روزه در صورت ترک آن به سبب سفر یا بیماری

آیا روزه هایی که به خاطر بیماری یا مسافرت گرفته نشده است، باید قضا شود؟

روزه هايى كه به خاطر مسافرت يا بيمارى و مانند آن ترك شده، بايد قضا كند

ترتیب در گرفتن روزه قضا و روزه کفاره

کسی که روزه کفاره و همچنین روزه قضای ماه رمضان را به گردن دارد اول باید کدامیک را بگیرد؟ آیا می تواند اول کفاره را بجا آورد و بعد قضای روزه ماه رمضان؟

اگر وقت روزه قضا تنگ است اول باید قضا را بگیرد و اگر وقت تنگ نیست بهتر است اول قضا را بگیرد.

Peinevesht:
  
    
TarikheEnteshar: « 1400/11/04 »
CommentList
*TextComment
*PaymentSecurityCode http://makarem.ir
CountBazdid : 436