ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هفتاد و هشتم - تیر 1401)

SiteTitle

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

LoginToSite

SecurityWord:

Username:

Password:

LoginComment LoginComment2 LoginComment3 .
SortBy
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال هشتم - شماره هفتاد و هشتم - تیر 1401)

طلیعه سخن

واقعۀ غدیر و اصل ولایت مهمترین اقدام معرفتی نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) در مقابله با جاهلیت قومی قبیله ای اعراب و تثبیت و تقویت اسلام امامتی در برابر اسلام خلافتی و سلطنتی و نقطۀ ثقل وقایع جهان اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به شمار می آید؛ لذا بررسی ابعاد و زوایای مفهوم و کارکردهای ولایت و تبیین چارچوب معنایی آن، ما را در ترسیم حقیقت مفهوم امامت یاری می رساند.

ولایت مفهومی دو سویه است که با عنصر دوستی و سرپرستی به قرب و نزدیکی می انجامد، روش شناسی تحقق این امر نیز در بستر میان ذهنیت، به احساس و دوستی منتهی می شود و آثار و برکات آن در سطوح مختلف فردی و اجتماعی نمایان می شود.

ساختار سیاسی چارچوب معنایی ولایت نیز بر مبنای مشارکت عمومی بر مبنای تئوری میان ذهنیت توأم با حب و دوستی ایجاد می شود و اینچنین اتحاد و انسجام اجتماعی در ابعاد ملی و بین المللی به اوج می رسد.

گفتنی است سرپرستی همراه با دوستی و محبت در نظام امامت محور با بهره گیری از مشارکت عمومی و ارزش های مشترک، تضادهای اجتماعی را به شدت کاهش داده و پارادوکس های موجود در جوامع را مرتفع می سازد.

در تبیین این مهم باید گفت دموکراسی منهای محبت به فاشیسم(هیتلر، بوش) و خشونت طلبی منتهی خواهد شد؛ چرا که دولت مدرن نه از باب سرپرستی و دوستی بلکه از باب حکومت و استبداد زمام امور را در اختیار می گیرد و اینگونه است که دموکراسی به شدت ابتر خواهد شد.

اوج تضادهای اجتماعی هم چون فاصله طبقاتی و جنگ های متعدد جهانی در دولت های مدرن صاحب عقل بی احساس خودبنیاد و سوژه محور سوسیالیستی و لیبرالیستی، در حالی است که عنصر محبت در نظام امامت به مثابۀ عنصری فراساختار عمل کرده و تضادهای حاصل از دولت ملت را ریشه کن می سازد.

ما به ازای دولت مدرن در جهان اسلام، نظام خلافتی سوژه محور است که با مکانیزم عقل خود بنیاد نخبگانی منهای احساس و محبت تشکیل گردید که در این نظام به سبب ایجاد منافع فردی و گروهی، استبداد گرایی موروثی حکومت محور اجتناب ناپذیر می شود.

سقیفه و غصب خلافت امام علی(علیه السلام) نمونه عینی این مسأله است که با عقل نخبگانی و حزبی در عصر خلفای راشدین شکل گرفت و در نهایت به استبداد اموی منتهی گردید.

شکل گیری سقیفه و حکومت منهای محبت و سرپرستی، حقیقت استبداد و اشرافیت آن را آشکار کرد و اینچنین تمایز آن با غدیر، نهضت های ردّه توسط مردم در مخالفت با سقیفه را ایجاد نمود.

باید دانست سقیفه با شعار قرآن منهای عترت در پی حذف پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) برآمد؛ لذا منع انتشار و کتابت سنت و احادیث رسول الله(صلی الله علیه وآله) رواج یافت و تأویل عرفانی قرآن با جملۀ « حسبنا کتاب الله» عرفان خشن خوارجی و عرفان اباحه گری اموی را پدید آورد که پیوند شوم آنها در واقعۀ عاشورا جنایت آفرید.

طرح جامعه (Society) یا شورای مصلحت گرا توسط صاحبان سقیفه و نفی امت و امام(انسان کامل) به سکولاریسم، زهدگرایی و رهبانیت انجامید و به جای سنت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، قرآن و سیرۀ شیخین مورد استناد قرار گرفت که البته در زمان خلیفه سوم این امر نیز جای خود را به اشرافیت و تجمل گرایی سپرد.

چارچوب معنایی خلافت علوی بر خلاف دموکراسی نخبگانی اهل سقیفه بر دموکراسی خبرگی یا مشارکت عمومی(هجوم مردم به او) شکل گرفت؛ از این رهگذر محبت و حکمت جمعی در کلمه امت تجلی یافت و امام نیز از باب (اُم) در پی محبت ورزی به جامعه و ایثار و از خودگذشتگی و پذیرش سختی ها بر جان خود هم چون تناسب سازی معیشتی با فقیرترین افراد جامعه، به دولت عشق و محبت تبدیل شد.

در این پروسه دولت کریمه با عبور از مبانی غیر اخلاقی و استبداد دولت های مدرن، تعامل امام و امت را بر مدار کرامت انسانی شکل می دهد و اینچنین فرد و جامعه در قالب یک نظام هماهنگ به پیشرفت و عمران و آبادانی دست می یابند:« وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلاَدَكَ وَ أَحْيِ بِهِ عِبَادَكَ؛ خدایا به دست او كشورهايت را آباد كن، و بندگانت را به وسيله او زنده فرما».

بدیهی است نظام ولایتی امامتی از بحران ها ساختاری از قبیل فاصله طبقاتی و دوگانگی های فرد و جامعه موجود در جوامع مدرن مبرّی است؛ چرا که دولت کریمه بر خلاف دولت های سوژه محور مدرن بر مبنای تعاملات و ارتباطات فردی و اجتماعی شکل می گیرد در نتیجه انسجام اجتماعی به بالاترین حد ممکن می رسد.

دست یازیدن غرب(دموکراسی نخبگانی) به فلسفه های نسبی برای در امان بودن از خشونت های جامعۀ مدرن ارمغانی جز اباحه گری و ابتذال (هم چون هم جنس گرایی) به همراه نخواهد داشت که این نقیصه نیز انحطاط اجتماعی را رقم خواهد زد.

این بحران جهانی در حالی است که در نظام ولایتی برای فراز از ابتذال جمعی، مردم گرایی و مشارکت عمومی مورد توجه قرار می گیرد و امام به عنوان مظهر روح جمعی جامعه از طریق محبت و دوستی و نصیحت و نه از باب حکومت و خشونت، واقعیت را با حقیقت پیوند می زند.

جامعه ولایی جامعه ای هنجاری است؛ لذا در نظام مدیریتی ولایت محور، سعۀ صدر برای تحقق مصالح جمعی و اعتماد به مردم به عنوان ناظران اصلی جامعه، در بستر هنجار شکل می گیرد؛ در نتیجه قوانین جبرگرایانه جوامع مدرن در آن راهی ندارد تا به ساختارهای انحصار طلبانه و انحرافی دچار گردد.

در خاتمه باید گفت مقولۀ عدالت به عنوان مهمترین اصل پس از امامت در جامعۀ ولایی مقوله ای فردی(تقوا) و جمعی(قسط) است لذا فاصله ها و تضادها برچیده می شود و جامعه به سوی عدم فساد سوق داده می شود و اینچنین افسردگی و خشونت های جمعی از فضای عمومی جامعه رخت بر می بندد.

پیام ها و بیانیه ها

 

نامه مهم آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

به مدیر محترم حوزه های علمیه پیش از دیدار با جناب پاپ

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در نامه ای به مدیر محترم حوزه های علمیه، نکاتی را پیرامون دیدار آیت الله اعرافی و جناب پاپ بیان کردند.

متن نامه حضرت آیت الله مکارم شیرازی به شرح زیر است:

بسمه تعالی

جناب مستطاب آیت الله اعرافی (دامت تاییداته)

با اهداء سلام و تحیت؛

مطلع شدم عازم سفر به واتیکان و دیدار جناب پاپ هستید. لازم دیدم نکاتی را در این زمینه بیان کنم:

اولا: شما را شایسته برای چنین سفر و ملاقاتی می دانم و امیدوارم مسئولین واتیکان و خصوصا جناب پاپ همان طور که به این دیدارها و گفتوگوها روی موافق نشان داده اند، به آن نیز اهمیت بدهند.

ثانیا؛ سزاوار است متذکر شوید اختلاف میان ادیان موجب تضعیف و خسارت برای همه خواهد شد و کارهایی مثل توهین به مقدسات که احساسات دینی را تحریک می کند از جمله این امور زیان بار است که منشأ کینه و کدورت میان انسانها و بندگان خدا می شود.

ثالثا: ضمن تأکید، تکیه و توجه بر مشترکات، زمینه توافق بر همکاری را خاطرنشان کنید که این باعث عظمت ادیان، و عمق نفوذ آنها خواهد شد؛ هرچند که این مسئله بر خلاف میل سیاستمداران شرق و غرب و صاحبان قدرت می باشد، چرا که منافع آنها در اختلاف میان ادیان است نه در وحدت آنها.

رابعا: پیشنهاد کنید هیئتی متشکل از نمایندگان ادیان معروف و معتبر گرد هم بنشینند تا درباره طرق همکاری بیشتر، بیاندیشند و به صورت سالانه جلساتی را برای بررسی این موضوع برگزار کنند تا به نتایج عینی و اجرایی منتهی شود؛ نتایجی مانند وضع قوانین بین المللی و الزام آور جهت احترام به مشترکات و مقدسات ادیان و مذاهب و مجازات تفرقه افکنان، و یا محکومیت تضعیف آنچه از مسلمات همه ادیان است مانند جایگاه خانواده و مقابله با ایجاد انحراف در آن.

من این سفر را سفر مبارکی می دانم و از خداوند متعال توفیق و عزت شما و سربلندی اسلام و مسلمین و عموم مؤمنین را خواستارم.

دیدارها

نباید هیچ فرد مستعدی بخاطر نداشتن شهریه

از تحصیل در دانشگاه محروم گردد

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار دکتر زلفی گل وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به برنامه ریزی و اهداف عالیۀ آن وزارتخانه، فرمودند: پیگیری و عملیاتی کردن آنها، سبب ایجاد تحول در مجموعۀ علمی و در نهایت در کشور می شود.

ایشان با اشاره به اینکه علوم در گذشته از شرق به غرب منتقل شده، اما اکنون از غرب به دانشگاه ها وارد می شود، افزودند: باید ضمن فراگرفتن علوم روز از هر منطقۀ جهان که باشد، نسبت به انتقال فرهنگ های فاسد نیز هوشیار بود.

معظم له همراهی اخلاق و مسائل مذهبی با تعلیم و آموزش را ضروری دانسته و تأکید کردند: اینکه در ٤٠٠ سال قبل مسجد جامعی در اصفهان بنا شده که رنگ گنبد آن نیز تاکنون ثابت است، در حالی که یک بنای ده طبقه که هنوز مراحل ساختمانی آن تکمیل نشده، فرو می ریزد و عده ای کشته و مجروح می شود، بیانگر بی مسئولیتی و بی اخلاقی برخی هاست.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی بر ریشه یابی دقیق این فاجعه تأکید کرده و فرموند: باید بررسی شود که چه عواملی سبب شده، آیا برنامه نظارت مهندسی ایراد دارد، یا مهندسین درس را خوب فرا نگرفته اند و یا درس ها کامل نبوده و یا اینکه در مقام عمل کم کاری صورت گرفته است.

ایشان در ادامه فرمودند: نباید هیچ فرد مستعدی بخاطر نداشتن شهریه، از تحصیل در دانشگاه محروم گردد.

معظم له همکاری کانون های علمی و فرهنگی متعدد و عظیم در قم را ضروری دانسته و بر ارتباط هر چه بیشتر میان حوزه و دانشگاه تأکید کردند.

توصیه های مهم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

به رییس دستگاه قضا

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار رییس قوه قضائیه، ضمن قدردانی از اقدامات دستگاه قضا و آرزوی توفیق برای حجت الاسلام والمسلمین اژه ای و دیگر مسؤولان این قوه، توصیه های مهمی خطاب به ایشان و هیات همراه بیان کردند.

ایشان با اشاره به برخی از کمبودها و کاستی های موجود در دستگاه قضا، برخی از قوانین دست و پاگیر را عامل تاخیر در رسیدگی به پرونده ها دانسته و فرمودند: گاهی به دلیل همین قانون های دست و پا گیر، رسیدگی به یک پرونده چند ماه عقب می افتد؛ باید کاری کرد که این بهانه ها برچیده بشود و سرعت عمل پیدا بیشتر شود، این اتفاق سبب خواهد شد که افراد بیشتری به حق شان برسند.

معظم له بر لزوم همکاری سایر دستگاه ها با قوه قضاییه در راستای کاهش پرونده ها و جرائم تاکید و با اشاره به نقش مهم مسائل اقتصادی و گرانی ها در پیدایش برخی ناهنجاری ها تصریح کردند: برخی از این مسائل مستقیما اثر منفی اش متوجه دستگاه قضا می شود و برای کاهش آن چاره ای جز همکاری با قوه قضاییه نیست.

مرجع عالیقدر جهان تشیع نفوذ افراد نا اهل در بین دستگاه ها را از دیگر مشکلات موجود دانستند و تاکید کردند: این موضوع از جمله مسائل پیچیده ای است که افراد نفوذی در دستگاه ها دارند آن را انجام می دهند مسائل پیچیده اقتصادی از جمله سرقت های اقتصادی، رانت خواری، رشوه خواری که باید برای اینها تدبیر و فکر کرد.

ایشان افزودند: در زمان قبل از شما مسؤولیت شما در جرائد منتشر شد که فلان تشکیلات چند هزار خودرو به صورت غیرقانونی وارد کرده است. قطعا یک نفر به تنهایی نمی تواند این کار را بکند و قطعاً با نفوذ در دستگاههای دیگری دست به این کار زده است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی اطاله دادرسی را از مشکلات همیشگی ذکر نموده و تصریح کردند: برای کاهش هرچه بیشتر دوران دادرسی باید قوانین دست و پاگیر حذف شود؛ ممکن است بعد از اینکه حکم هم صادر شد باز هم در پیچ و خم قانون بیفتد و اعتراض کنند که قانون یا حکم ایراد داشته است.

این مرجع تقلید قاطعیت دستگاه قضا را در کاهش مشکلات بسیار مؤثر خواندند و تاکید کردند: اگر قوه قضاییه اقتدار داشته باشد بسیاری از مشکلات برطرف خواهد شد.

ایشان فرمودند: متأسفانه در میان قضات هم افراد خاطی هست این ها را باید اصلاح کرد تا مشکل قاضی نداشته باشیم.

معظم له در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کردند: الحمدلله حوزه علمیه در کنار دستگاه قضا قرار دارد؛ اینکه دستگاه قضا بتواند از این ظرفیت و به ویژه بهرهگیری از فضلا و نخبگان آن استفاده کند بسیار مهم است.

گزارش تصویری

دیدار تولیت آستان قدس رضوی

با حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

یادداشت

١

بازشناسی قیام فرهنگی امام صادق علیه السلام در مقابله با جنگ نرم

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

حقیقت این است که ما سرمایه های مهمی در اختیار داریم که گاهی از آنها بهره برداری کافی نمی کنیم، بزرگداشت شهادت امام صادق علیه السلام از جمله سرمایه های مهمی است که اگر از آنها بهره بردای کافی شود تأثیرات  زیادی در میان جامعه خواهد داشت.

لذا ما می توانیم با استفاده از نام مقدس آن حضرت هزاران هزار نفر و گاهی صدها هزار نفر را جمع کنیم و پیام آن را به مردم برسانیم، این سرمایه ی بسیار خوبی است که باید به نحو احسن از آن استفاده کرد.

البته منظور از تجمیع ياران آن حضرت بر گرد فرد يا افرادى در آينده، تنها اجتماعى سياسى و نظامى نيست؛ بلكه اجتماع فكرى و فرهنگى‏ را نيز شامل مى ‏شود و باید دانست  اين معنا در زمان امام باقر و امام صادق‏ و امام على بن موسى الرضا عليهم السلام تحقق يافت. زیرا امام جعفر صادق‏ عليه السلام كه آراى فقهى فراوانى از او نقل شده، نقش مهمى در توسعه فرهنگى‏ اسلام مخصوصاً فرهنگ اهل بيت دارد، تا آنجا كه مذهب اماميه، به «مذهب جعفرى‏» معروف شده است.

تبیین اسلام ناب؛ رویکرد امام صادق علیه السلام در مواجهه با مکاتب انحرافی

تاريخ زندگى امامان معصوم علیهم السلام مخصوصاً عصر امام صادق‏ علیه السلام گواه بر آن است كه چگونه اين بزرگوار در مقابل مكتب ­هاى التقاطى كه بر اثر گسترش اسلام و ورود افكار انحرافى به حوزه مسلمين و نيز خرافات و اوهام و تفسيرهاى غلط و نادرست و تحريف غاليان و قاصران، مانند كوه ايستادند و اسلام خالص و ناب را حفظ كردند.

تاريخ می گويد آن حضرت در برابر هيچ سؤالى از مسائل دين كه از ایشان می شد، ناتوان نمی ‏ماند و به بهترين وجه پاسخ می گفتند.

لذا امام صادق علیه السلام خدمت عظیمی به اسلام و برای نجات اسلام کرد، در زمان آن حضرت، ارباب حکومت به جان هم افتاده بودند؛ بنی امیه و بنی العباس هدفشان این بود که مسلط بر تخت حکومت اسلام بشوند ولی از این نکته غافل بودند که دو خطر بزرگ اسلام را از درون تهدید می کند. از این رو اینها مشغول بازی های سیاسی و حکومتی خودشان بودند اما دو خطر از درون اسلام را تهدید می کرد.

خطر اول این بود که اسلام گسترش پیدا کرده بود و افکار و آداب و تمدن های گوناگون در اسلام نفوذ کرده بود، از فلسفه یونان و روم گرفته تا اعتقاد اقوام دیگر و در زمینه های دیگر همه اینها وارد شده بود.

هم چنین برخی مکاتب و فرق انحرافی كه بعضاً افكار و عقايد سابق خود را با دستورات اسلامى می آميختند همچون برخى مدعيان سير و سلوک، نظير صوفيه، که نه تنها با معارف دينى سازگارى نداشت، و سالك را به مقصد نمى‏ رساند، بلكه از خدا دور مى ‏كرد.

باید دانست برخى از هندوها و يونانيان پس از پذيرش اسلام افكار صوفی گرى خود را با دستورات اسلامى آميخته، و فرقه منحرف صوفيه را تشكيل داده، و راه و روش­هاى خاصى جهت تهذيب نفس ارائه دادند، كه با مخالفت بزرگان و رهبران دين نوپاى اسلام، از جمله امام صادق‏ عليه السلام مواجه شد. امام ششم عليه السلام در روايات متعدد افكار آنان را تخطئه و مردود اعلان كرد.، آنچنان که مناظرات امام صادق‏ عليه السلام با فرقه ‏هاى صوفيه و زاهدنما مشهور و معروف است.،

هم چنین در عصر امام صادق علیه السلام به قدری آزادی پیدا شده بود و وضع جامعه به جایی رسیده بود که ابن ابى العوجاء مادی و غیر معتقد به خدا در مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم تبلیغات مادی گری می کرد.

در مقدمه حديث معروف توحید «مفضل‏ بن عمر» چنين می خوانيم: او می گويد من در كنار قبر پيغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم بودم و در عظمت مقام پيامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم انديشه می كردم، ناگهان ديدم «ابن ابى العوجاء» (مرد مادّى‏ معروف) وارد شد و در گوشه اى نشست به طورى كه سخنش را می شنيدم، هنگامى كه دوستانش اطراف او جمع شدند شروع به سخنان كفر آميزى كرد كه نتيجه آن انكار نبوت محمد صلّی الله علیه وآله وسلّم و از آن بالاتر انكار خداوند تبارک و تعالى بود، بسيار شيطنت ‏آميز و حساب شده بيان كرد.

من از شنيدن سخنان او سخت خشمگين و ناراحت شدم، برخاستم و فرياد زدم اى دشمن خدا! راه الحاد پيش گرفتى؟ و خداوندى كه تو را در بهترين صورت آفريد انكار كردى؟ ... ابن ابى العوجاء رو به من كرد و گفت: تو كيستى اگر از دانشمندان علم كلامى دليل بياور تا از تو پيروى كنيم، و اگر نيستى سخن مگو، و اگر از پيروان جعفر بن محمد صادق هستى او اين چنين با ما سخن نمی گويد، و مانندبرخورد تو برخورد نمی كند.

ابن ابى العوجاء ادامه داد؛ او از اين بالاتر از ما شنيده است هرگز به ما فحش و ناسزا نگفته، و در پاسخ ما راه خشونت و تعدى نپيموده، او مرد بردبار، عاقل، هوشيار و متينى است، كه هرگز سبكسرى دامن گيرش نمی شود، او به خوبى به سخنان ما گوش فرا می دهد، حرف هاى ما را می شنود، و از دلائل ما آگاه می شود، هنگامى كه تمام حرف خود را زديم و گمان كرديم كه ما بر او پيروز شديم با متانت شروع به سخن می كند، با جمله هاى كوتاه و سخنانى فشرده تمام دلائل ما را پاسخ می گويد، و بهانه هاى ما را قطع می كند، آن چنان كه قدرت بر پاسخ گفتن نداريم، تو اگر از ياران او هستى اينچنين با ما سخن بگو،

لذا مفضل بن عمر خدمت امام صادق علیه السلام می آید و امام علیه السلام نیز توحید مفضل را به همین مناسبت بیان می کند.

از این رو مشاهده می شود تبلیغات الحادی در مسجد پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم صورت می گیرد که خطر بسیار بزرگی است چون افکار مختلف ورود پیدا کرده بود.

اینچنین است که مسلمانان خود را در مقابل مسیحیان، زرتشتی ها، بودایی ها و دیگر گروه های مختلف می دیدند و اگر کسی قیام نمی کرد و اصالت اسلام را در مقابل دیگر مکاتب اثبات نمی کرد، چه بسا ورود افکار مختلف سبب می شد عده زیادی از مسلمین از اسلام فاصله بگیرند.

بدین ترتیب طوفان هاى عجيبى که بعد از رحلت پيامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم رخ داد و اگر اين لنگرهاى عظيم الهى نبودند شدت طوفان، كشتى اسلام راستين را غرق می نمود. در پاره ‏اى از موارد با علوم و دانش هاى خود، با افشاگري ها و تبيين حقايق اسلام هم چون قیام فرهنگی امام صادق علیه السلام و در پاره اى از موارد با خون پاک خود -آن گونه كه امام حسين علیه السلام سالار شهيدان و يارانش در كربلا انجام دادند از حوزه اسلام دفاع كردند.

قیام فرهنگی امام صادق علیه السلام در مقابله با جنگ نرم

خطر دوم که در عصر امام صادق علیه السلام ساحت اسلام را به شدت تهدید می کرد این بود که دشمنان دیدند در زمینه های نظامی نمی توانند اقدام کنند زیرا حکومت اسلامی قوی شده بود، لذا در صدد برآمدند تا به وسیله برنامه های زیان بار فرهنگی، از درون، اسلام را متلاشی کنند، در این میان منافقین و مخالفین همه دست به دست هم دادند و ایجاد شبهات و القاء انحرافات فکری علیه اسلام ناب به طور گسترده و وسیع شروع شد.

بدین ترتیب در عصر آن حضرت و در حالی که سردمداران حکومت به جان هم افتادند و نمی توانستند در مقابل موج جنگ نرم دشمنان بایستند، امام صادق علیه السلام در چنین شرایطی باید قیام کند، قیام فرهنگی گسترده که هم در مقابل نفوذ فرهنگ های بیگانه بایستد؛ هم در مقابل سم پاشی های مخالفین و منافقین، واقعاً قیام آن حضرت، قیام عجیبی بود.

در تبیین هر چه بهتر آثار و برکات قیام فرهنگی آن حضرت باید در تعبیر یکی از اصحاب آن حضرت تأمل نمود که گفت: در مسجد پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلّم، ٩٠٠ نفر نشسته بودند و همه آن ها علم را از حضرت امام صادق علیه السلام آموختند و احادیث آن حضرت را بیان می کردند و مدام می گفتند قال الصادق علیه السلام... .

اینگونه است که هر کتابی را که نگاه می کنیم در آن قال الصادق علیه السلام و قال الباقر علیه السلام را مشاهده می کنیم؛ حتی احادیث امام صادق علیه السلام در همه زمینه ها قابل دریافت است، اين‏كه مذهب شيعه را مذهب جعفرى می گويند به خاطر همين است كه بيشترين روايات از امام ششم جعفر بن محمد الصادق‏ عليه السلام نقل شده است و در كتب ما معروف است كه آن حضرت چهار هزار شاگرد در حديث و معارف و فقه تربيت كرد.

گفتنی است امام صادق‏ عليه السلام براى نشر علوم‏ اسلامى در زمان هایی كه شيعيان و شاگردان مكتب اهل بيت عليهم السلام سخت در فشار قرار خواهند گرفت برنامه ‏ريزى فرمود، و به يكى از دوستانش تأكيد كرد امروز كه توانایى دارى، اين احاديث را بنويس و در ميان ياران خود پخش كن، چرا كه زمانى فرا می رسد كه مردم دسترسى جز به كتاب هايشان ندارند و جباران زمان رابطه ميان امامان عليهم السلام و پيروان مكتبشان را قطع می كنند.،

لذا آن حضرت در هر علمى از علوم دينى شاگردانى خاص، تربيت نمود، عده ای از اصحابشان را مجهز کردند به مسائل اعتقادی، امثال هشام بن حکم، عده ای را نیز در مسائل فقهی و علم احکام سرآمد زمان خود قرار دادند و فقهایی بزرگ همچون ‏ زراره‏ و محمد بن مسلم و ابان بن تغلب را پرورش دادند. عده ای را نیز در بحث های تفسیری پرورش دادند و حتی در علوم روز هم که گفته شد برخی ها شاگرد آن حضرت در این مسائل بوده اند. داستان جابر بن حیان که بعضی ها به آن پدر علم شیمی نام نهادند و نیز رابطه اش با امام صادق علیه السلام به نوبه ی خود داستان معروفی است؛ یعنی آن حضرت در تمام زمینه ها شاگرد پروش دادند.

بنابراین علوم‏ و دانش ها و معارفى كه از آن حضرت نقل شده با علوم و دانش هاى ديگران قابل مقايسه نيست؛ به راستی آيا مجموعه اى از احكام وسيع و گسترده اى كه از امام صادق‏ عليه السلام در باره جزييات دين نقل شده شبيه و مانندى در اين امّت دارد؟

قیام فرهنگی در مقابله با جنگ نرم؛ مولفه کلیدی در صیانت از انقلاب اسلامی

بی تردید باید گفت شرایط زمان ما شبیه شرایط دوران امام صادق علیه السلام است، زیرا نظام اسلامی نیز در مقابل خود دو خطر قرار را پیش رو دارد.

١. خطر نخست رسانه های مختلف و فرهنگ های بیگانه و فرهنگ غربی است که به وسیله غرب زدگان در جامعه نفوذ می کنند، متأسفانه برخی از افراد که برای تحصیلات به خارج می روند و از رسانه نیز برخوردارند برخی افکار منحط جوامع غربی را به جامعه منتقل می کنند و از این طریق در راستای نفوذ فرهنگ غرب در حکومت اسلامی اقدام می کنند.

٢. از سوی دیگر مخالفین و معاندین نیز می بینند نمی توانند حکومت اسلامی را متزلزل کنند زیرا نظام اسلامی در مواجهه با همه ی هجمه های سیاسی و اقتصادی قدرت های غربی قرص و محکم ایستادگی کرده است.

لذا بدخواهان کشور می گویند باید از طریق تهاجم فرهنگی و شبهه افکنی و دعوت نسل جوان به فساد اخلاقی برای آسیب پذیری هر چه بیشتر نظام اسلامی استفاده نمود، بنابر این شرایط فعلی نظام اسلامی عیناً همان شرایط دوران امام صادق علیه السلام است زیرا خطر از دو جهت متوجه اسلام است.

١. خطر نفوذ فرهنگ غرب.

٢. معاندین و مخالفینی که زورشان به حکومت نمی رسد لیکن از طریق شبهه افکنی در صدد هستند نسل جون را از نظام اسلامی دور کنند.

بدین ترتیب شرایط امروز نیز مانند آن زمان است و رسانههای دنیا تبلیغات گسترده ای را داشته اند و وقتی نتوانستند کاری بکنند در جوانان ما نفوذ پیدا کرده و آنها را گمراه می کنند حال آنکه  راه حل برون رفت از این چالش الگوگیری از اقدامات امام صادق علیه السلام است. باید مکتب امام صادق علیه السلام ادامه یابد و علما و روحانیون در علوم مختلف آشنا باشند و در مقابل عقاید پوچ دشمنان بایستند و نگذارند از شبکه های فاسد ماهواره ها زهرشان تزریق گردد. یعنی قیام علمی و فرهنگی از حوزه های علمیه، دانشگاه ها، رسانه ها به ویژه رسانه ملی.

بی شک باید یک قیام فرهنگی شروع بشود. تا بتوانیم از آسیب پذیری درونی حکومت اسلامی جلوگیری نماییم که قطعاً می توانیم بر این چالش قائق آییم.

بزرگداشت شهادت امام صادق؛ زمینه ساز قیام فرهنگی در مواجهه با جنگ نرم

به عقیده اینجانب بزرگداشت شهادت امام صادق علیه السلام و برنامه هایی از این دست که در سطح عموم صورت می گیرد همه را متوجه قیام فرهنگی آن حضرت خواهد نمود، لذا تحقق این مهم می تواند مقدمه ای باشد برای اینکه توجهی به ویژگی عصر امام صادق علیه السلام و الگوگیری از قیام فرهنگی آن حضرت داشته باشیم.

زیرا وقتی توجه مردم به سوی اهتمام به برگزاری عزاداری آن حضرت جلب شود، آن وقت مهمترین پیامی که می توان از این عزاداری گرفت این است که امام صادق علیه السلام چه کرد و چه آثاری و چه پیامی دارد، لذا بزرگداشت شهادت آن حضرت مقدمه می شود که ان­ شاء الله این قیام فرهنگی در عصر و زمان ما صورت بگیرد و دشمنان نظام نتوانند از درون به ما آسیب برسانند هم چنانکه از بیرون نیز نتوانسته اند به ما خللی وارد سازند.

شکی نیست که در مقابل رسانه هایی که بر ضد اسلام که مخصوصاً بر ضد شیعه به صورت شبانه روزی فعالیت می کنند و مثل علف های هرز نیز روز به روز نیز بر تعدادشان افزوده می شود، نتوانیم قیام بکنیم قطعاً با مشکلات فراوان و چالش های خطرناک مواجه خواهیم شد. لذا باید از امام صادق علیه السلام الگو بگیریم تا ان شاء الله بتوانیم در این زمینه مقابله با نفوذ فرهنگی دشمنان اقدام و فعالیت مناسب و مطلوب از خود نشان دهیم.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت امام صادق علیه السلام در مقابله با توطئه های دشمنان که در پی آسیب پذیری درونی فرهنگ اسلام بودند قیام کرد و مکتبی به وجود آورد که در میان آن علمای علم عقاید و کلام، علمای تفسیر، فقه و حتی علمای علوم دیگر بودند.

نظام اسلامی هم در شرایطی قرار دارد که دشمنان می خواهند از طریق نفوذ فرهنگی به نظام اسلامی آسیب برسانند زیرا نتوانستند از طریق سیاسی و اقتصادی به اهداف پلید خود در نفی اسلام ناب دست یابند لذا از طریق فرهنگی اقدام کردند، لیکن ما نیز باید مثل امام صادق علیه السلام قیام فرهنگی در مقابل آنها داشته باشم، بايد كار فرهنگى‏ كرد، يعنى كلمات پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم و ائمه عليهم السلام را بازگو كرد و نبايد جوان ها را فراموش كرد، آن هم در زمانى كه شبهه افكنى بسيار زياد است؛ اين درس بزرگى است كه امام صادق‏ عليه السلام با قیام و احياى فرهنگى به ما منتقل نمود.

لازم به ذکر است اینجانب از همه ی کسانی که که در برنامه بزرگداشت مراسم عزاداری امام صادق علیه السلام به طور فعال وارد شدند و با برگزاری مراسم عزاداری آن حضرت به صورت دسته جمعی ابتکار خوبی به خرج دادند به سهم خودم تشکر می کنم، لذا از علماء، فضلاء، اساتید دانشگاه ها، دانشجویان و طلاب و از عموم مردم می خواهم ان شاء الله در برنامه بزرگداشت عزاداری امام صادق علیه السلام به صورت دسته جمعی شرکت کنند و این را ذخیره یوم المعاد خودشان بدانند، تا بتوانند مکتب امام صادق علیه السلام را احیاء کنند، زیرا بزرگداشت عزاداری آن حضرت پیامی مهم در این زمینه ساطع خواهد کرد که از این طریق، بیداری عمومی و فراگیر برای قیام فرهنگی در مقابله با مخالفان و دشمنان اسلام محقق خواهد شد.

یادداشت

٢

شخصیت و فضائل حضرت احمد بن موسی شاه چراغ علیهما السلام

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

شیراز از جمله شهرهای با قدمت و آبرومند است که در طول تاریخ علماء، بزرگان و ادبای بزرگ و برجسته ای دارد که آثار آن ها نمایانگر این مهم است که این شهر از این حیث تاریخچه عظیمی دارد. هم چنین استان فارس با برخورداری از حدود یک هزار و ۸۰۰ امام زاده و بقعه متبرک، حائز رتبه اول در کشور است که والاترین آنان سه امام زاده بزرگوار یعنی حضرت احمد بی موسی علیه السلام، سید محمد بن موسی علیه السلام و سید علاء الدین حسین علیه السلام است.

حضرت احمد بن موسی علیه السلام؛ سند افتخار استان فارس

حقیقت این است که شیرازیان و فارسیان از نظر علم و دانش و ادب و هنر، گوی سبقت را در بسیاری از صحنه ها ربوده و فقهاء، دانشمندان، شاعران، ادیبان و هنرمندان واقعی این مرز و بوم در آسمان علم و دانش و ادب می درخشند. اضافه بر این علاقه و ارادت خاص مردم با ایمان این خطه از کشور سبب شده که از قدیم الایام پذیرای منسوبین به خاندان نبوی و علوی باشند و آن ها را چون جان شیرین خود در برگیرند، به همین دلیل شیراز و فارس مرقد های مطهر شخصیت های فراوانی را در خود جای داده و در هر گوشه و کنار مزار و قبور آنها جلب توجه می کند و مورد احترام همگان است.

لذا شیراز و فارس افتخارات بزرگی دارد، ولی بزرگترین افتخار، وجود مدفن پاک فرزند برومند حضرت موسی بن جعفر، احمد بن موسی، شاهچراغ علیهما السلام است. این مدفن پاک همیشه مرکز عاشقان اهل بیت علیهم السلام و علاقمندان خاندان نبوت بوده است که از راه های دور و نزدیک به زیارتش می شتافتند.

ضرورت تکریم و بزرگداشت حضرت احمد بن موسی علیهما السلام

بی تردید بزرگداشت مقام شامخ فرزند امام، برادر امام و عموی امام علیه السلام یعنی احمد بن موسی بن جعفر از طرف خیل عظیم عاشقان و علاقمندان اهل بیت عصمت علیهم السلام ستودنی است، به یقین روح مقدس آن بزرگوار عنایت خاصّی به برگزار کنندگان مجالس تکریم و بزرگداشت آن حضرت خواهد داشت.

شخصیت و فضائل حضرت احمد بن موسی علیهما السلام

حضرت شاهچراغ احمد بن موسی علیهما السلام فرزند هفتمین امام و برادر هشتمین امام شیعه بیش از همه مورد توجه قرار دارد و بارگاه ملکوتی و مقدسش همواره مورد زیارت اولیاء اللَّه و ارباب حاجات بوده و هست و دلیل آن هم جلالت مقام علم و زهد و تقوای آن حضرت است.

حضرت احمد بن موسی علیهما السلام؛ صاحب کرامات باهره

محدث قمی در شرح حال آن حضرت از صاحب روضات الجنات نقل می کند که آن حضرت که سید السادات نامیده می شد و در این زمان مشهور به شاهچراغ است. کرامات باهره از مرقد طاهرش ظاهر گشته و این امر به تواتر رسیده است.

حضرت شاهچراغ علیه السلام و تلاش برای آزادی بردگان

در عظمت این بزرگوار همین بس که علامه بحر العلوم در منظومه رجالیه اش می فرماید: «شاهچراغ احمد بن کاظم اعتق الفأ سید الاعاظمی؛ یعنی شاهچراغ فرزند موسی بن جعفر علیهما السلام هزار برده در راه خدا آزاد کرد و سید و آقای بزرگان بود»

هم چنین در حاشیه آن کتاب آمده است: «هو کأخیه محمد مدفون بأرض شیراز؛ او و برادرش محمد بن موسی آرامگاهشان در شهر شیراز است».

امام کاظم علیه السلام او را بسیار دوست می داشت‎

مرحوم شیخ مفید رحمه الله در کتاب نفیس ارشاد می گوید: «کان احمد بن موسی کریما جلیلا ورعا و کان ابوالحسن موسی (ع) یحبه و یقدمه و وهب له ضیعته المعروف بالیسیره و یقال: انه(ع) اعتق الف مملوکه؛ احمد بن موسی بزرگوار و جلیل القدر و فوق العاده با تقوا بود و پدرش ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه اسلام) او را بسیار دوست می داشت و مقدم می شمرد و آن حضرت مزرعه خود را که معروف به یسیره بود به او بخشید و گفته می شود حضرت احمد بن موسی (از آن مزرعه) هزار برده را خرید و آزاد کرد».

سرگذشت محل دفن حضرت شاه چراغ علیه اسلام؛ سالم ماندن بدن حضرت

در کتاب زوار المزار فی مزارات شیراز که در قرن هشتم تألیف شده، آمده است که حضرت احمد بن موسی علیه السلام بعد از شهادت برادرش امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در ایام مأمون به شیراز آمد و گفته اند در شیراز بدست دشمنان شربت شهادت نوشید و مدت ها مدفن پاکش پنهان بود و در عهد امیر مقرب الدین مسعود مردم از قبر او آگاهی یافتند و به هنگام  بنای بر قبر پاکش جنازه او ظاهر گشت، دیدند صحیح و بدون هیچ تغییر باقی مانده و در دست مبارکش انگشتری بود که نقش آن العزه بود و نام مبارک آن حضرت بر آن انگشتر نوشته شده بود و هر قدر زمان گذشت مردم به عظمت مقام او و برکات مدفن پاکش آشناتر شدند و آن را گرامی­ تر شمردند.

آستان مقدس شاهچراغ علیه السلام به قطب فرهنگی تبدیل شوند

براى انجام كارهاى مهم اجتماعى مخصوصا ايجاد یک انقلاب وسيع و گسترده در تمام شؤون زندگى، قبل از هر چیزی باید با اعتقاد راسخ، و آگاهى كامل، و تعليمات لازم فكرى و فرهنگى اقدام نمود.

در گذشته غالباً درباره امامان و امام زادگان بزرگ همان جنبه زیارت مورد توجه بوده است، در حالی که آستان مقدس امام زادگان میتوانند کانون یک حرکت تاریخی ـ فرهنگی باشند، لذا در کنار مراکز عبادی ـ زیارتی باید مرکزهای فرهنگی باشد تا بتوانیم نتیجه بگیریم.

اخیراً بحمد الهی به این آستانهای مقدس توجه شده که از ظرفیت آنها میتوان برای کارهای فرهنگی استفاده کرد، لذا باید کوتاهیهای گذشته را جبران کرد. در این میان اقدامات و فعالیت های زیادی در رابطه با آستان مقدس شاه چراغ علیه السلام انجام شده، ولی کارهای زیادتری باقی مانده است که باید انجام شوند، در این زمینه لزوم استفاده از تجربیات آستان قدس رضوی در حرم حضرت احمدبن موسی علیهما السلام به شدت احساس می شود؛ عاقل کسی است که از تجربیات دیگران استفاده کند چنانچه حرم حضرت معصومه علیها السلام نیز از این تجربیات استفاده میکند و کارهای زیادی انجام میدهند.

مهم این است کسانی که در اینجا زیارت میکنند، با اطلاع و ایمان قویتر و اخلاق صافتر و کوله بار معنوی بتوانند برگردند و فقط زیارت نباشد، لذا باید کسانی در دسترس باشند تا زواری که از نقاط دور و نزدیک به اینجا میآیند پاسخگوی سئوالات آنها باشند و اینها نیز باید خبررسانی شده و مرکز مشاوره مذهبی نیز وجود داشته باشد، زیرا گاهی مشورت، مشکلات عظیمی را حل میکند، از این رو تشکیل گروههای مشورتی و پاسخگویی به سئوالات زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت احمد بن موسی علیه السلام ضروری است، هم چنان که باید برنامه خطبای آستان مقدس نیز مستمر باشد چنانچه در مشهد مقدس از خطبای مطرح کشوری نیز در مواقع مختلف استفاده میشود تا زائران با دست پر به وطن خود بازگردند.

هم چنین نباید فراموش نمود حضرت شاهچراغ علیه السلام موقوفات زیادی دارد و باید این موقوفات زنده شوند که این مسئله دو فایده دارد یکی اینکه از این راه میتوان هزینههای حرم  از جمله هزینه های برنامه های فرهنگی را تأمین کرد و دیگر اینکه به وظیفه شرعی خود عمل کرده و آنها را از غصب در آورد.

همۀ این مطالبات  و خواسته ها در گرو این است که در کنار این مدفن پاک، حوزه های علمیه و مراکز قرآنی و کتابخانه­ های پرشکوه که مورد استفاده همه مخصوصا جوانان باشد تشکیل گردد و این مدفن پاک به یک کانون فرهنگی مهم مبدل شود.

سومین شهر مذهبی ایران و رسالت علما، مردم و مسئولان

اصولا تاریخ گواهی می دهد که مردم فارس و شیراز همواره دیندار و ولایت مدار بودند به نحوی که در زمان آل بویه اولین حکومت دینی در این خطه شکل گرفت، شواهد فراوان تاریخی نیز مانند ساخت مسجد نو در زمان اتابکان فارس قابل توجه است، مساحت این مسجد از مسجد جامع کوفه بیشتر است و شاید گنجایش بیش از ۴۰ هزار نفر را دارد اما این مسجد در زمانی ساخته شده که شاید جمعیت شیراز ۴۰ هزار نفر بوده، یعنی شیراز در آن زمان این همه نمازگزار داشته است.

متاسفانه در زمان رژیم طاغوتی پهلوی اول و دوم تلاش های بسیاری برای معنویت زدایی از این استان و ترویج فرهنگ غیر دینی در آن به عمل آورد که برپایی جشن فرهنگ و هنر به مدت یازده  سال در شیراز اوج این تلاش ها بود.

این روند علی رغم وقوع انقلاب اسلامی و فداکاری های مردم فارس در پیروزی آن کم و بیش ادامه یافت و دشمنان میهن اسلامی از داخل و خارج کشور به تهاجم فرهنگی و تخریب پایه های به اعتقادی مردم کوشیدند و از غفلت یا تغافل بعضی مسئولان کشور برای جذب جوانان ما استفاده کردند.

وجود مرقد مطهر حضرت احمد بن موسی علیهما السلام در شیراز به ضمیمه سایر مراقد مطهره از دودمان اهل بیت علیهم السلام و به اضافه ایمان و علاقه مندی مردم این مرز و بوم به مبادی دینی و مذهبی سبب شد که رهبر بزرگوار انقلاب آن را به عنوان سومین شهر مذهبی این کشور بعد از «مشهد مقدس» و «قم» بنامند. این نام هم افتخار بزرگی برای مردم این مرز و بوم است و هم مسئولیت های سنگینی بر دوش آنها می نهد.

 آری صبغه غنی مذهبی شیراز مثال زدنی است که وجود حرم مطهر حضرت احمدبن موسی شاهچراغ علیه السلام و دیگر امام زادگان واجب التعظیم، حوزه های علمیه و مساجد در این شهر و استان نشانگر عمق باور مذهبی مردم شیراز و فارس است.

با این تفاسیر باید تأکید کرد شیراز آبرومند است و باید آبروی این شهر را حفظ کنیم. مسائل اخلاقی نباید در شیراز تزلزل پیدا کند. همه ما مسئولیم و باید با زبان نیکو امر به معروف و نهی از منکر کنیم و در جهت حفظ هویت دینی استان و ارتقای آن تلاش داشته باشیم.

بدین ترتیب از یک سو روحانیون محترم و دانشگاهیان عزیز باید تلاش و کوشش بیشتری کنند تا جایگاه علمی و ادبی و روحانی این شهر را حفظ کنند و دانشمندان و ادیبان بیشتری به کشور ما تحویل دهند و از سوی دیگر مسئولان دولتی و آحاد مردم عزیز این شهر در پیراستن آن از مظاهر فساد و مسائل غیر اخلاقی تلاش افزون تری کنند.

هم چنین مردم متدین این شهر باید حریم، آبرو و ارزش های والای شیراز را حفظ کنند و این میراث را که از دیرباز برای ما به یادگار مانده است به آیندگان بسپارند.

امیدوارم نامگذاری شایسته شیراز به سومین حرم اهل بیت علیهم السلام از سوی رهبر معظم باعث هوشیاری و تلاش بیشتر علماء، مردم و مسئولان استان در جهت مقابله با جریان های خطرناک فکری و فرهنگی شود و مردم دین مدار و فرهیخته استان را بیشتر متوجه تاریخ پرافتخار گذشته و سرمایه ارزشمند و پربرکت امام زادگان عالی مقام فارس کند.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت فضایل آن حضرت بیش از آن است که در این مختصر بگنجد، اینجانب به روح پاک آن بزرگوار درود می فرستم و امیدوارم فارس و فارسیان در سایه آن حضرت از هر گونه حادثه و بلامصون باشند.

 سزاوار است همه فارسیان و به ویژه شیرازیان به وجود مرقد شریف آن بزرگوار در این منطقه افتخار کنند و آن را گرامی دارند.لذا این جانب از برگزار کنندگان مجالس تکریم و بزرگداشت حضرت احمد بن موسی علیهما السلام تقدیر و تشکر نموده و از زحمات همه دست اندرکاران به ویژه تولیت محترم شاهچراغ علیه السلام و خادمان این روضه منوره و دیگر مقامات مسئول به سهم خود سپاسگزارم و امیدوارم همگی در سایه الطاف الهی و عنایات حضرت بقیة اللَّه همیشه عزیز و سربلند و سعادتمند باشند.

یادداشت

٣

روش شناسی مناظره های امام رضا علیه السلام

از منظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

اسلام بعد از رحلت پیامبر به سرعت رو به گسترش نهاد؛ آن چنان كه در مدت كوتاهى سراسر دنياى متمدن آن عصر را فرا گرفت. از سوی دیگر طبيعت علم دوستى اسلام سبب شد كتب علمى ديگران، از يونان گرفته تا مصر و از هند تا ايران و روم، ترجمه شود. ترجمه آثار علمى ديگران در عصر عباسيان، مخصوصا زمان هارون و مأمون، شدت يافت، و مسئله مطلوب روز شد.

آن چه مايه نگرانى بود، اين بود كه عقايد خرافى و افكار انحرافى و غير اسلامى در لا به لاى اين كتب به ظاهر علمى به محيط اسلام راه يافت. هم چنین در آن زمان یک هيئت نيرومند علمى در دربار عباسيان وجود نداشت كه آثار علمى بيگانگان را مورد نقد و بررسى دقيق قرار دهد و مطالب صحيح و پيراسته را در اختيار جامعه اسلامى بگذارد.

اين شرايط خاص فكرى و فرهنگى وظيفه سنگينى را بر دوش امام على بن موسى الرضا عليه السلام گذاشت؛ لذا آن امام بزرگوار (پس از پذیرش ولایت عهدی) دامن همت به كمر زد و در قالب مناظره با سایر عالمان ادیان الهی حقانیت اسلام و اهل بیت علیهم السلام را در برابر رؤسای مذاهب دیگر ثابت کردند و اين كشتى را با لنگر وجود خويش از سقوط در گرداب خطرناک انحراف و التقاط رهايى بخشيد. که این مهم از طریق دربار مأمون منتشر شد.

اگرچه مناظرات امام على بن موسى الرضا عليه السلام فراوان است، ولى از ميان آن ها مناظرات هفت گانه آن حضرت با جاثليق؛ رأس الجالوت؛ هربز اكبر؛ عمران صابي؛ سليمان مروزى؛ علي بن محمّد جهم؛ و ارباب مذاهب مختلف در بصره از برجستگى خاصى برخوردار است.

هر یک از اين مناظرات داراى محتواى عميق و جالبى است كه حتى امروز هم با گذشت حدود ١٢٠٠ سال از آن تاريخ، راه گشا و روشنگر و بسيار آموزنده و پربار است، در این میان شيوه بحث هاى آن حضرت عليه السلام از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحث ه به نوبه ی خود قابل توجه و ستودنی است که ابعاد و زوایای آن در این نگاشته مورد واکاوی قرار می گیرد.

امام رضا عليه السلام و دفاع عقلانی از دين

عقل انسان خوبى و بدى و حسن و قبح بسيارى از اشياء را درک مى كند، حال اگر ما استقلال عقل را در تشخيص حقايق بكلّى انكار كنيم، مسأله توحيد و خداشناسى و بعثت انبياء و اديان آسمانى از ميان خواهد رفت؛ لذا بيانات شرع در صورتى قابل قبول است كه اين دو اصل (توحيد- نبوّت) قبلًا با دليل عقل ثابت شود.

بر این اساس برخورد اسلام با پيروان مكتب هاى ديگر قبل از هر چيز بايد برخورد منطقى باشد؛ نبايد از منطق و استدلال چشم پوشید. اسلام در گذشته، از طريق تبليغ و منطق پيش رفته است و در آينده نيز چنين خواهد بود. «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِ؛ در قبول دين هيچ اكراهى نيست (زيرا) راه درست از بيراهه آشكار شده است».

در عصر امام رضا علیه السلام كتب فلسفى و علمى بسيارى از زبان يونانى و سريانى و غير آن ها به زبان عربى ترجمه شده بود، مردم به تعليم علوم عقلى و استدلالى روى آورده بودند و علاوه بر آن، مأمون خليفه عباسى به عقيده بعضى معتزلى مذهب بود و به استدلال عقلى در مذاهب علاقه نشان مى داد و در نتيجه، بحث هاى عقلى و استدلالى در آن ايام رواج كامل و بازار گرمى داشت.

مأمون نیز هدفى جز اين نداشت كه به پندار خويش مقام امام عليه السلام را در انظار مردم، مخصوصاً ايرانيان كه سخت به اهل بيت عصمت عليهم السلام علاقه داشتند و عشق مى ورزيدند، پايين بياورد، به گمان اين كه امام عليه السلام تنها به مسائل ساده اى از قرآن و حديث آشناست و از فنون علم و استدلال بى بهره است.

حال آنکه امام رضا علیه السلام با استدلال های منطقی جواب ناقدین را می دادند. به عنوان نمونه آن حضرت در مناظره با رأس الجالوت به شيوه هاى مختلفى استدلال مى كند. نخست، به دليل نقلى استدلال مى فرمايد و سپس به دليل عقلى. بزرگ يهود نيز ناچار مى شود هر دو را بپذيرد و تسليم گردد.

هم چنین علماى كلام مشاهده كردند عمران صابى كه در استدلال بسيار نيرومند بود و هرگز كسى بر او بر او غلبه نكرده بود، در برابر امام على بن موسى الرضا عليه السلام تسليم شد.

و یا سلیمان مروزی در مناظره با امام رضا علیه السلام، اراده خداوند را علت وجود خداوند گرفت و ازليت او را انكار كرد و اين به سبب بن بست سختى بود كه امام عليه السلام در استدلال براى او ايجاد فرمود.

به اين ترتيب، امام عليه السلام از طرق مختلف راه را بر او بست و با دلايل گوناگون ثابت فرمود كه اراده از صفات فعل است و حادث است و نمى تواند عين ذات خداوند باشد. سليمان نيز خود را چنان در تنگنا ديد كه قادر بر جواب نبود و از سخن بازماند.

آری ادبیات به کار رفته در مناظرات حضرت در عین حال که مسالمت آمیز است اما با این وجود دارای استدلال های قوی، منطقی و جامع است.

تکیه بر اصول مشترک بین ادیان

اصول اديان آسمانى يكسان است چرا که در متن فطرت آدمى قرار دارد. به عنوان نمونه سرنوشت انسان بر مساله توحيد است، و از سوى ديگر فطرتش او را دعوت به شكر منعم و معرفت و شناخت او مى كند، و از سوى سوم روح اجتماعى و مدنيت انسان او را به سوى كمك به محرومان فرا مى خواند.

لذا مجموعه دين الهى از نظر اساس و ريشه همه جا يكى است، هر چند تكامل جامعه انسانى ايجاب مى كند كه تشريعات و قوانين فرعى هماهنگ با تكامل انسان ها رو به تكامل رود تا به حد نهايى و خاتم اديان رسد.

دعوت به سوى «قدر مشترک»، بهترين راه براى همزيستى ادیان مختلف است؛ چرا كه غالباً نمى توان از یک گروه بخواهيم تمام عقايد را رها كند و تابع ديگرى گردد، و اگر هم منطقى باشد، عملى نيست. پس بهتر اين است كه اگر پيروان اديان ديگر، بعد از شنيدن دلايل مختلف به اسلام نگرويدند آنها را در عقايد خاصّ خودشان رها كنيم و در قدر مشترک همكارى نماييم و بهترين قدر مشترک بين همه اديان آسمانى همان «اصل توحيد و يگانگى» خدا در ذات و صفات است.

برهان های اثبات وجود خدا در مناظره های امام رضا علیه السلام نشان از اهتمام آن حضرت بر تکیه بر اصول مشترک بین الادیانی است.

تأکید بر اعتقادات طرف مناظره؛ مبنای استدلال منطقی

هنگامى كه على بن موسى الرضا عليه السلام بر مأمون وارد شد، مأمون به فضل بن سهل وزير مخصوصش دستور داد كه پيروان مكاتب مختلف مانند جاثليق (عالم بزرگ مسيحى)، رأس الجالوت (پيشواى بزرگ يهوديان)، رؤساى «صابئين»، «هربز اكبر» (پيشواى بزرگ زردشتيان) و «نسطاس رومى» (عالم بزرگ نصرانى) و هم چنين علماى ديگر علم كلام را دعوت كند تا هم آن ها سخنان آن حضرت را بشنوند و هم آن حضرت سخنان آن ها را.

در این میان حسن بن سهل نوفلى كه هنوز به مقام شامخ علمى امام عليه السلام معرفت كامل نداشت و از توطئه مأمون وحشت كرده بود، عرض كرد: علماى علم كلام اهل بدعت اند و مخالف دانشمندان اسلام اند، چرا كه عالِم واقعيت ها را انكار نمى كند، امّا اين ها اهل انكار و سفسطه اند. اگر دليل بياورى كه خدا يكى است، مى گويند: اين دليل را قبول نداريم. اگر بگويى: محمّد رسول الله است، مى گويند: رسالتش را اثبات كن. خلاصه (آن ها افرادى خطرناك اند و) در برابر انسان دست به مغالطه مى زنند و آن قدر سفسطه مى كنند تا انسان از حرف خودش دست بردارد. فدايت شوم، از اين ها بر حذر باش!

امام فرمود: هنگامى مأمون كه استدلالات مرا در برابر اهل تورات به توراتشان بشنود، و در برابر اهل انجيل به انجيلشان، و در مقابل اهل زبور به زبورشان، و در مقابل صابئين به زبان عبريشان، و در برابر هيربدان به زبان فارسيشان، و در برابر اهل روم به زبان رومى، و در برابر پيروان مكتب هاى مختلف به لغاتشان. هنگامى كه دليل هر گروهى را جداگانه ابطال كردم، به طورى كه مذهب خود را رها كنند و قول مرا بپذيرند، آن وقت مأمون پشيمان خواهد شد.

طبق روايت مشروحى كه قطب راوندى در كتاب «الخرائج» آورده، هنگامى كه آتش فتنه در بصره بالا گرفت و فرق مختلف و مكتب هاى گوناگون آن جا را پايگاه فعاليت خود قرار دادند، امام على بن موسى الرضا عليه السلام براى خاموش كردن آتش فتنه به بصره آمد و علماى بزرگ مسيحى گرفته تا علماى يهودى و كسان ديگر را دعوت کرد؛ سپس فصول مختلف انجيل و بشاراتى را كه درباره پيامبران اسلام عليه السلام در آن آمده، تا بشارات اسفار مختلف تورات و زبور همه را برشمرد.

سپس به توده مردم مسلمان كه در آن مجلس حضور داشتند. رو كرد و در بخشى از سخنانش چنين فرمود: اى مردم، آيا كسى كه با مخالفانش به آيين و كتاب شريعت خود آن ها احتجاج و استدلال كند، از همه با انصاف تر نيست؟عرض كردند: چرا.

فرمود: بدانيد امام بعد از محمّد صلى الله عليه و آله و سلّم فقط كسى است كه برنامه هاى او را تداوم بخشد، و مقام امامت تنها براى كسى زيبنده است كه با تمام امت ها و پيروان مذاهب مختلف با كتاب خود آن ها گفت وگو كند. مسيحيان را با انجيل، يهوديان را با تورات، و مسلمانان را با قرآن قانع سازد و عالم به جميع لغت باشد و با هر قومى با زبان خودشان سخن گويد...».

امام رضا عليه السلام ثابت كرد كه يك پيشواى بزرگ اسلامى بايد از تمام مكتب ها آگاه باشد و بايد بتواند با منطق خود آن ها، بر آن ها غلبه كند و حتى از زبان هاى زنده دنيا بى خبر نباشد.

تحمل نظر مخالف؛ روش امام رضا علیه السلام در مناظرات

كيفيت برخورد آن حضرت با پيروان مكاتب مختلف درس آموز و الهام بخش است؛ از جمله اینکه قدرت منطق اسلام به قدرى است كه از منطق مكتب هاى ديگر ابداً واهمه ندارد، و به همين دليل، در تاريخ اسلام به همه آن ها مجال كافى داده شده است تا عقايد خود را نشر دهند و پاسخ خود را بشنوند. حتى به كسانى كه اصلًا ايمان به خدا و مكتب انبيا نداشتند، آزادى بحث داده مى شد، هر چند متأسفانه آن ها از اين آزادى سوء استفاده كردند و ديديم برنامه ها به شكل ديگرى در آمد: توطئه هاى گوناگون شروع شد، اقدامات تخريبى ادامه يافت و آن چه ما مايل نبوديم بشود، شد.

سخن آخر: (امام رضا علیه السلام، پیشرو در آزاداندیشی)

در خاتمه باید تأکید کرد امام عليه السلام در اين جلسات و مناظرات، روح آزادمنشى اسلام و گشاده رويى و وسعت نظر در بحث را به همگان نشان داد و ثابت كرد که با بحث هاى منطقى مى توان حقيقت اسلام و تعليمات آن را براى ساير مردان جهان، تبيين و آشكار كرد، و جاذبه اسلام قدرى قوى است كه اگر به خوبى تبيين گردد، گروه هاى زيادى را به خود متوجّه خواهد ساخت، به خصوص در دنياى امروز كه گوش شنوا براى شنيدن پيام اسلام، بسيار است.

آن حضرت ثابت کرد بر خلاف گفته بدخواهان و دروغ پردازان، اسلام با زور و سرنيزه و شمشير به مردم جهان تحميل نشده است و يك پيشواى بزرگ اسلامى به مخالفان خود اجازه مى دهد كه هرگونه ايراد و اشكالى دارند، بدون ترس و واهمه مطرح سازند، هر چند بر محور نفى اسلام و حتى نفى توحيد و الوهيت دور بزند.منابع:

١. مناظرات تاريخى امام رضا عليه السلام با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر

٢. بیانات معظم له

پرونده ویژه

١

راز محبوبیت و ماندگاری امام خمینی قدّس سرّه

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

در طول تاريخ بشر، پيامبران و جانشينان آنان، امامان معصوم و جانشينان خاص و عام آنها، علما، فقها و تمامى كسانى كه در خط آنها بوده اند، مورد اتهام منكران خدا قرار گرفته و می گيرند و آنان انواع تهمت و برچسب را بر اين پويندگان راه حق و حقيقت می زدند تا با اين نسبت هاى دروغين و زشت، مردم حق جو و تشنه معارف الهى را از اطراف آنها پراكنده سازند.

همان گونه كه در انقلاب‏ اسلامى ايران، همگان شاهد بودند كه دشمن ناتوان پيوسته چه تهمت ها و برچسب هايى را به انقلابيون، حضرت امام‏ رحمه الله و ياران باوفاى او می زدند.

اینگونه است که ما بارها در فرازهای مختلف به تشريح وضع زمان طاغوت پرداخته و با تعبيراتى روشن، ترسيم زنده اى از آن زمان كرده ایم؛ تا نسل جديد كه آن زمان را درک نكرده بودند بیش از پیش به عظمت انقلاب‏ اسلامى و حرکت ماندگار بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی رحمه الله پى ببرند و بدانند چه كار بزرگى انجام شده است و نيز از اين طريق، به مقام والاى امام راحل آشناتر شوند؛ چرا كه ايجاد چنين تحول عظيمى اراده اى آهنين، استقامتى بی نظير و تدبيرى بسيار عالى و برنامه اى روشن لازم دارد که در برنامه های امام امت به منصه ظهور رسید.

ولى می دانيم كه دروغ دشمنان فروغى ندارد و نه تنها خورشيد حقيقت، هيچ‏گاه در پشت ابر پنهان نمی ماند. بلکه قيام و انقلاب اولياى الهى به علت بهره گیری از آموزه های معرفتی در طول تاریخ جاودانه و ماندگارند؛ در واقع هر حركت و قيامى كه از سوى پيامبران يا امامان عليهم السلام و نایبان خاص و عام آنها صورت پذيرفته، دارای اکسیر های حیات بخشی است که آن حرکت را معنادار و ماندگار کرده است.

خدا محوری در رهبری امام خمینی رحمه الله

هر انسانى كه سر چشمه خير و بركتى است و هر پيامبر و رهبر الهى و دینی كه نور هدايت در دل ها می پاشد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش می كند، و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى می نهد، باید علاوه بر علم و دانش كافى و بهره گیری از آيين و قوانين زنده و سازنده‏، دلايل و اسناد روشنى براى ارتباط خود با خدا ارائه دهند و با اين دو وسيله ماموريت هدايت مردم را تكميل و تثبيت کنند.

اهمیت این مسأله از آن جهت است که تلاش هاى حاكمان و زمامداران اسلامى اگر رنگ و بوى خدايى داشته باشد و تكاپوها و برنامه ريزی هاى آنان خدامحورانه‏ باشد، راه رسيدن به توسعه و رشد آسان‏تر است.

در اين ميان زمامداران بايد بدانند كه خداوند بر كار آنها ناظر است و بايد پاسخگوى او باشند و از هرگونه ضعف و سستى در كار مردم و تلاش براى سامان بخشى به امور آنان غافل نشوند.

بنابراين، زمامدارى كه خدا را ناظر بر خود بداند و بی توجهى به مشكلات مردم را محاربه خدا با خود برشمرد، تكاپو و تلاش وى براى رسيدگى به مردم و رفع نيازهاى آنان رنگ و بوى ديگرى دارد و انگيزه اش براى توسعه بخشى به جامعه افزون‏تر خواهد شد.

اولياء الله كسانى هستند كه می دانند خداوند دائما مراقب و مواظب آنهاست. و به گفته امام خمينى‏ رحمه الله معتقدند: «عالم محضر خداست، و در محضر خدا نبايد معصيت كرد»

اینگونه است که خدا محوری، هدف استراتژيی و جهت كلی حركت امام خمینی رحمه الله در رهبری بود. ايشان همواره خواست الهی را باور داشت و بر این باور بود که اندیشه خدامحوری، پايه و اساس كار، شكست و پيروزی واقعی، بر مدار نا خالصی عمل و خالصانه بودن آن است. امام امت با بیان این جمله که «همه چيز در قيام الله است. قيام الله معرفت الله می آورد» و این فراز ،« یک كشوری كه براي خدا قيام كرده است، براي خدا هم پايدار می ماند و برای خدا هم ادامه می دهد» بر استراتژي خدامحوری تأکید می ورزد.

اشاره امام خمینی رحمه الله به اين نكته است که مونس و آرام جان تو بايد در حق باشد و تا در مسير حق گام بر می دارى از چيزى وحشت نكن. وحشت تو بايد در باطل باشد و تا از باطل می گريزى غم و اندوهى ندارى تو براى‏ خدا قيام‏ كردى و براى خدا امر به معروف و نهى از منكر كردى بنابر اين چه غم دارى؟

در حقیقت امام امت به خمير مايه همه تحولات و دگرگونی هاى اجتماعى و اخلاقى و سياسى و اقتصادى و فرهنگى اشاره كرده، و در جمله ای بسيار كوتاه و پرمحتوا دستور عام و فراگير قرآن کریم که به همگان سفارش می کند كه قيام و تلاش فردى و جمعى آنان براى خدا باشد «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى» را مورد توجه قرار می دهد.،

ساده زیستی امام خمینی رحمه الله

يك رهبر الهى، بايد بی اعتنا به مال و ماديات باشد، و به آنچه خدا در اختيارش گذارده قناعت كند، در قرآن مجيد كراراً در داستان انبياء می خوانيم كه يكى از اساسی ترين سخن آنها اين بود كه: ما در برابر دعوت خود، هرگز اجر و پاداش و مالى از شما مطالبه نمی كنيم. در يازده مورد از قرآن مجيد، اين مطلب درباره پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم و يا انبياى پيشين به چشم می خورد. گاهى، با اين جمله ضميمه است كه «پاداش ما تنها بر خداست».

و اين ميزان و الگويى است براى شناخت رهبران راستين، از فرصت طلبان دروغين، كه هر گامى را برمی دارند بطور مستقيم يا غير مستقيم هدف مادى از آن دارند.

در این میان امام راحل، با همین ساده زیستی، اخلاص و توکل توانستند دنیا را تکان دهند و با همراهی مردم انقلاب را به پیروزی برسانند به عنوان نمونه نقل می كنند كه امام خمينى‏ رحمه الله وقتی مقدارى از آب در لیوان اضافه می آمد در اين گونه موارد قطعه كاغذى روى ليوان می گذاشت، و بعداً باقيمانده آب را مورد استفاده قرار می داد. و حتى آن مقدار از آب را اسراف نمی كرد.

و یا در سیره امام خمینی رحمه الله می خوانیم: یکی از کارهای امام راحل همین بود که از چیزهای شبهه ناک مصرف نمی کرد و اعتراض داشت. می فرمود گرچه اینها حلال است اما اگر حرام باشد اثر در روح و جان انسان می گذارد و لذا روحی پاک و قلبی صاف خداوند نصیبش کرده بود و همین عامل پیروزی و پیشرفت او بود.

در واقع رویکرد امام، همان رهبانيت مطلوب مبتنی بر ساده‏ زيستى‏ و حذف تجملات از زندگى، و عدم اسارت در چنگال مال و مقام بود و اینچنین امام خمينى‏ قدس سره هیچ وقت خود را گم نكرد و تا آخر خود را طلبه می دانست.

امام خمینی رحمه الله بر قلبها حکومت کرد

مهم ترين سرمايه رهبران جوامع مختلف، محبوبيت در دل‏هاست. نفوذ در دل‏ها سرمايه بزرگى است، به گونه اى كه كارهاى مهم اجتماعى بدون وجود اين سرمايه و حضور مردم در صحنه هاى اجتماعى، امكان پذير نمی باشد. بدين جهت مشاركت مردم در امور اجتماعى، سياسى، فرهنگى و حتى نظامى، لازم و ضرورى است. و براى جلب مشاركت مردم، نفوذ در دل‏ها و محبوبيت اجتماعى‏ مورد نياز می باشد.

 اگر می بينيم پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم دين نجات بخش اسلام را در مدت زمانى كوتاه در شرق و غرب عالم منتشر می سازد، و قلب‏هاى مسلمانان را به هم پيوند می زند، و از انسان‏هاى پركينه و عنود، سپاهى يكپارچه و متحد و يك‏دست تهيه می کند و به كمک آن‏ها، دين حق را در سراسر كره زمين تبليغ می نمايد؛ قرآن سرّ آن را اخلاق خوش پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم و نفوذ عجيب آن حضرت در قلب و دل مسلمانان و غير مسلمانان معرفى می نمايد. قرآن مجيد در اين زمينه می فرمايد: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ‏؛ به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده می شدند».

و یا حضرت ابراهيم عليه السلام هنگامى كه همسر و فرزند شيرخوارش، حضرت اسماعيل، را به دستور خداوند به سرزمين خشک و سوزان مكه می آورد، و آن‏ها را بدون زاد و توشه كافى در كنار خانه خدا، كعبه مقدس، می گذارد، دست به دعا برمی دارد و براى آن‏ها چنين دعا می كند: «رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛‏ پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بی آب و علفى، در كنار خانه اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ (پروردگارا) تو دل هاى گروهى از مردم را متوجه آن‏ها ساز؛ و از ثمرات به آن‏ها روزى ده؛ شايد آن‏ها شكر تو را به جاى آورند!»

ابراهيم عليه السلام چون می داند نفوذ در دل‏ها مهم ترين سرمايه است، لذا از خداوند می خواهد كه محبت خانواده اش را در دل مردم قرار دهد.

امام خمينى‏ رحمه الله نیز تا آخرين روزهاى انقلاب سلاح نظامى مهمى در اختيار نداشت، اما سلاحى برنده تر و كارآمدتر، كه بر تمام سلاح هاى پيشرفته طاغوت غلبه كرد، در اختيار داشت و آن همان نفوذ در دل ها و محبوبيت عمومى بود.

در حقیقت، نفوذ در دل ها، مهم ترين سرمايه امام خمینی رحمه الله در پیشبرد ارزش های انقلاب اسلامی بود؛ محبوبيتی عمومى که نتيجه ايمان و عمل صالح بود؛ چرا که عمل صالح و ايمان جاذبه اى دارد كه ثمره آن نفوذ در قلب هاست. شخصى كه طالب نفوذ در قلب مردم می باشد، كافى است كه نشان دهد انسانى مؤمن و صالح العمل است، هنگامى كه مردم پى بردند كه وى داراى ايمان و عمل شايسته است، قلب آن‏ها خود به خود به سوى او متوجه می شود و نياز به كار خاص نيست و این مهم همان اکسیر حیات بخش امام به شمار می آید.

رمز موفقیت امام راحل تکیه بر جوانان بود

جوانان در بينش دينى به عنوان «نيروى انسانى» از سرمايه هاى جامعه محسوب می شوند كه تأمين نيازهاى جامعه بشرى به آنها واگذار شده است. چرا كه آنان آماده جامعه پذيرى و ايفاى نقش هاى مهم اجتماعى هستند.

 از تجربه كشورهاى پيشرفته نیز می توان به اين حقيقت پى برد كه جوامعى كه به نسل جوان‏ توجه كرده و افرادى شايسته، متخصص و با مهارت تربيت نموده اند، در جنبه هاى مختلف به پيشرفت دست يافته اند».،

لذا نقش‏ مهم جوانان را در سرنوشت یک جامعه غیر قابل انکار است؛ اگر مملكتى همه چيز داشته باشد، اما دشمن، فرزندان و جوانانش را به وسيله ماهواره ها، رسانه هاى فاسد و مفسد، نشريات ضاله، و كتاب هاى گمراه كننده، فاسد كرده باشد، همه چيز را از دست خواهد داد. اما اگر نيروى جوان سالم و كارآمدى داشته باشد، بقيه نارسایی ها جبران شده، و سرانجام كامياب و پيروز می گردد.

البته مسأله اساسى اعتماد به جوانان و نحوه بهره بردارى از اين ذخائر ارزشمند است. در نگاه دين اگر با برنامه ريزى دقيق و مديريت صحيح، جوانان برحسب استعدادهاى خاص خود در جايگاه مناسب و بايسته خويش قرار گيرند، جامعه به سرعت، مسير رشد و تعالى را خواهد پيمود؛ ولى اگر جز اين باشد بايد منتظر سقوط جامعه باشيم.

بر این اساس پيشبرد اهداف انقلاب اسلامی به يك نيروى فعال و سازنده انسانى یعنی جوانان پاكباخته و فداكارى نیاز دارد كه در راه هدف و حقيقت از همه چيز بگذرند.

لیکن متأسفانه شاهدیم بسيارى از مديران جامعه به جاى توجه به جوانان، گرفتار سطحی نگرى، روزمرگى و تنگ نظرى می شوند. در حالی كه اگر به جاى پرداختن به اين امور، به سراغ نسل جوان بروند و از راه حل هاى سطحى و فرعى كه ممكن است موقتا گروهى را راضى كند، صرف نظر نمايند و با صبر و شكيبايى و با اعتماد به جوانان به جنگ مشكلات بروند، به يقين موفق‏تر خواهند بود.

این بحران در جامعه در حالی است که رمز توفیق امام راحل، تکیه بر جوانان بود؛ این جوانان بودند که در راهپیمایی های عظیم انقلاب، شعارهای کوبنده سر می دادند و نهضت را پیش بردند و در هشت سال دفاع مقدس درخشیدند.

نفی پارادایم سکولاریسم و اثبات انگاره های فقهی در سیاست

مكتب فكرى سكولاريزم، دين، اصول اعتقادى و فقه، اعم از اسلامى و غيره را، در امور اجتماعى سياسى زندگى دخالتى نمی دهد و اصولا اين عرصه ها را مشمول كليت حضور و نفوذ دين نمی شناسد، در واقع تقليدى است از آنچه غربی ها در برابر ارباب كليسا داشتند. روشنفكران غربزده، جامعيت فقه و جامعيت تعاليم و احكام اسلامى را زير سؤال برده و با تفسيرهاى غير صحيح از فقه، تلاش دارند تا آن را مربوط به اعصار گذشته و يا برخى از زواياى زندگى فردى قلمداد كنند.

لذا می گويند: فقه ذاتا به عرصه سياست و مديريت كلان جامعه بشرى، كارى ندارد و اگر پيش قراولان فكرى دينى چنين كارى را در بعضى ادوار انجام داده اند، خواستگاه دينى نداشته بلكه به سلايق شخصى آنان مربوط می شود.

در مقابل شبهه فوق، بايد پرسيد: آيا واقعا آياتى نظير «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» دلالت بر لزوم حضور «كتاب» و همچنين ميزان (قوانين آسمانى)، در عرصه سياست و اجتماع ندارد؟ و آيا جدا می توان گفت حضور و دخالت پيامبران به ويژه پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم در مسائل مهم سياسى اجتماعى، بر اساس وحى الهى و دستور پروردگار متعال نبوده است؟

امام خمينى قدس سره می فرمايد: «اگر كسى دين را از سياست جدا بداند، خدا، رسول و ائمه معصومين عليهم السلام را تكذيب كرده است» و «اسلام دينى است كه با سياست آميخته است».،

هم چنین مروجان سکولاریسم می گويند: فقه، مشتمل بر اصول و گزاره هايى مقدس است، در حالى كه سياست با خدعه و نيرنگ همراه است و بديهى است كه حكومت و سياست با قداست اسلام و روحانيت منافات دارد.

در مقابل اين شبهه نیز بايد گفت: اهتمام انبياى بزرگ و پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم و امامان اهل بيت علیهم السلام و فقهاى اسلام رحمهم الله به تشكيل حكومت مبتنى بر وحى، به دست می آيد كه همان حكومت راستين، و سياست اصيل‏

برخاسته از مبناى آسمانى مقدس است. اين چنين حكومت و سياستى هرگز دستخوش فريبكارى و نيرنگ نمی گردد.

اين تحليل نشان می دهد كه «سياست» به معناى صحيح كلمه، ربطى به سياست به معناى تحريف يافته و غير انسانى آن ندارد. در حالى كه سياست، معانى و كاربردهاى فراوانى دارد؛ از جمله به قول امام خمينى قدّس سره «سياست و راه بردن جامعه، با موازين عقل و عدل و انصاف و صدها از اين قبيل چيزهايى است كه با مرور زمان در طول تاريخ بشر و زندگى اجتماعى كهنه نمی شود». چنان كه می توان گفت: «حكومت در منظر مجتهد واقعى، فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است.

حكومت، نشان دهنده جنبه علمى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است. فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است. هدف اساسى اين است كه ما چگونه می خواهيم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات جواب داشته باشيم؛ همه ترس استكبار از اين مسأله است كه فقه و اجتهاد، زمينه علمى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد، و آنها را در فشار شديد قرار دهد».،

لذا اين سخن در واقع يك مغالطه كودكانه است كه گاه بر زبان سياست‏مداران ستمگر نيز جارى شده و می گويند: شما فقها مردان پاكى هستيد حيف است كه آلوده به سياست شويد كه بر محور اعمال و رفتار نادرست دور می زند.

امام خمینی و دفاع از ارزش های اسلامی

یکی از دست آوردهای جنبش اسلامی ایران به رهبری حضرت امام، ایجاد دگرگونی روحی در مردم، حرکت از مادیات به معنویات و ایجاد دگرگونی در ارزش ه بوده است. امام همگان را به احیای احکام الهی و پای بندی به دین اسلام که امانت به شمار می آید و جهد و کوشش در راه معرفی و گسترش مکتب اسلام فرا می خواند، امام‏ امت‏ چه خوش فرمودند كه اگر مخالفين اسلام بخواهند جلو دين ما بايستند، ما جلوى تمام دنياى آنها می ايستيم، زيرا دين ما سمبل اهداف ما و دنياى آنها هم تبلور آرمان هاى آن هاست و همّ و غمّ ما دينمان و همّ و غمّ آنها دنياى آنهاست.

بی شک اگر بيدارگر عصر ما، امام خمينى‏ قدّس سره، شجاع و نترس نبود انقلاب اسلامى ايران بر خلاف انتظار جهانيان پيروز نمی شد.

لذا هنگامى كه امام خمينى‏ قدّس سره فتواى تاريخى خود را دائر بر مرتد بودن «سلمان رشدى» و لزوم قتل او صادر كردند، علیرغم آنکه حمايت بی سابقه ای از ناحيه دولت هاى استعمارى و دشمنان اسلام از نويسنده كتاب شد ولى ايستادگى محكم امام خمينى قدّس سره در فتواى خود، و ادامه راهش از سوى جانشينان او، و پذيرش اين فتواى تاريخى از سوى غالب توده هاى مسلمين جهان، سبب ناكامى توطئه گران گشت.

آرى؛ آنجا كه آيين خدا به خطر افتد و خطر سلطه شرک و كفر و ظلم و الحاد بر جامعه اسلامى احساس شود، تقديم جان و مال و مقام، كارى است والا و پر ارزش.

به تعبير امام خمينى‏ قدّس سره «اسلام آن قدر عزيز است كه فرزندان پيغمبر، جان خودشان را فداى اسلام كردند. حضرت سيد الشهداء عليه السلام با آن جوان ها، با آن اصحاب، براى اسلام جنگيدند و جان دادند و اسلام را احيا كردند».،

مردم سالاری دینی در پرتو احیای فقه مردمی

بی تردید مردم زمينه هاى اجرایى ولایت را فراهم می کنند، نه اينكه مقام ولايت‏ پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام را به فعليت برسانند.

در مورد فقها نيز مسأله همين طور است؛ آنها هر گاه علاوه بر اجتهاد و عدالت، مدير و مدبر و آگاه به زمان و شرايط آن باشند؛ داراى ولايت فعليه از سوى خداوند هستند؛ ولى اعمال اين ولايت نياز به مقدماتى دارد كه از همه مهم تر حمايت مردمى‏ است.

پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم نيز در زمانى كه در مكه بود نتوانست تشكيل حكومت الهيه بدهد؛ تنها در زمانى كه وارد مدينه شد و حمايت مردمى به قدر كافى فراهم گشت و موانع برطرف گرديد تشكيل حكومت داد

اینگونه است که روحانيت شيعه به رهبرى امام خمينى‏ رحمه الله با حمایت مردمی و در كنار مردم‏ با رژيم فاسد پهلوى مبارزه را آغاز كرد، و سرانجام نور بر ظلمت چيره شد و انقلاب شكوهمند اسلامى ايران در ٢٢ بهمن سال ١٣٥٧ ه.ش به پيروزى رسيد.

این پدیده ی شگرف از آن جهت است که مردم به عنوان حاميان حكومت، و بازوهاى دولت اسلامى، و نيز به عنوان نظارت، و امر به معروف و نهى از منكر، و نصيحت و ارشاد، در حكومت نقش دارند. و امام از این ظرفیت بی بدیل بهره گرفت؛ بی جهت نیست که امام خمينى‏ رحمه الله با قلم و بيانيه هايش انقلاب را به ثمر نشاند. ايشان یک اطلاعيه می نوشت و مردم آن را در مدت كوتاهى در سراسر كشور، اعم از شهرها و روستاها پخش می كردند.

چرا که امام راحل با روح و فكر و انديشه مردم‏ سر و كار داشت؛ پيام هاى رهبر كبير انقلاب امام خمينى‏ رحمه الله با تکیه بر مردم سالاری دینی، چنان كرد كه شايد خون شهدا به تنهایى نمی كرد.

در این مسیر امام امت با تبیین فقه مردمی و با اعتقاد به این مهم که «فقه تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است»، و با تلفيق عنصر زمان و مكان با اجتهاد، نظريه «ولايت فقيه» را در اداره حكومت اسلامى به جامعه اسلامى ارائه نمود.

امام خمينی و بيداری اسلامی

امام‏ امت‏ رحمه الله در يكى از رهنمودهاى خود چنين گويند: «و وصيت من به ملت هاى كشورهاى اسلامى است كه انتظار نداشته باشيد كه از خارج كسى به شما در رسيدن به هدف، كه آن اسلام و پياده كردن احكام اسلام است كمك كند، خود بايد به اين امر حياتى كه آزادى و استقلال را تحقق می بخشد، قيام كنيد و علماء اعلام و خطباء محترم كشورهاى اسلامى دولت ها را دعوت كنند كه از وابستگى به قدرت هاى بزرگ خارجى خود را رها كنند، و با ملت خود تفاهم كنند در اين صورت پيروزى را در آغوش خواهند كشيد و نيز ملت ها را دعوت به وحدت كنند و از نژادپرستى كه مخالف دستور اسلام است بپرهيزند و با برادران ايمانى خود در هر كشورى و با هر نژادى كه هستند دست برادرى دهند كه اسلام بزرگ آنها را برادر خوانده و اگر اين برادرى ايمانى با همت دولت ها و ملت ها و با تأييد خداوند متعال روزى تحقق يابد، خواهيد ديد كه بزرگترين قدرت جهان را مسلمين تشكيل می دهند». چرا که ملت هاى مستضعف در هر جاى جهان رو به بيدارى هستند، و ديگر حرف هاي کهنه و بي ارزش سابق و ارعاب ها را نمی پذيرند.

و اینچنین امروز، ایران اسلامی در دنیا حرف اول را می زند و ثابت کرده که بدون تکبه به شرق و غرب می توان مستقل و سربلند بود و در برابر قدرت های زورگوی جهان ایستاد. همه شیعیان و محرومان جهان چشم امیدشان به این نظام دوخته شده است و این به برکت و وجود امام راحل بود. که نصیب این کشور شد و باید قدردان آن بود و برای حفظ و بقایش تلاش کرد

سخن آخر: (امروز باید آثار امام راحل در متون درسی طلاب و دانشجویان نقش پررنگی داشته باشد)

امروز باید نقش امام راحل و تاثیر گذاری ایشان در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در جامعه پررنگ تر شود؛ چرا که دشمنان در پی آنند نقش امام خمینی رحمه الله را در دفاع از کیان اسلام و تشیع کم رنگ جلوه دهند و با القای شبهات و سؤالات بی اساس این هدف را دنبال می کنند.

 حال آنکه شخصیت امام راحل با اسلام، نظام اسلامی و تشیع گره خورده است و حتی غیرمسلمانان شخصیت ایشان را شخصیتی مردمی می دانند؛ سزاور است افکار و اندیشه ها امام راحل از جهات مختلف دنبال شود تا دشمنان نتوانند با ایجاد شبهات این نقش را در داخل و خارج کشور انکار کنند.

 البته گسترش شبهات و القات غیرمنطقی و بی اساس نسبت به امام خمینی رحمه الله، دلیل بر نفوذ این رهبر بزرگ جهان اسلام است چرا که ایشان نفوذ گسترده ای در جهان داشت و تمام این هجمه ها دلیل بر همین مطلب است و دشمنان از این گستردگی به هراس افتاده اند؛ زیرا درختی که میوه نداشته باشد هرگز به آن سنگ نمی زنند؛ بنابرین از هجمه تبلیغات دشمنان نترسید و بدانید افکار و اندیشه امام در جهان بسیار موثر واقع شده است.

 اگر چه کار ترجمه آثار رهبر کبیر انقلاب اسلامی خوب است؛ اما کافی نیست بلکه امروز باید آثار امام راحل به زبان های مختلف دنیا ترجمه شود تا تمام جهانیان با افکار و اندیشه های ایشان آشنا شوند و هر چقدر در این خصوص اقدامی صورت گیرد سبب بقای نظام و اسلام خواهد شد.

و از همه مهم تر اینکه امروز باید آثار امام راحل در کتاب های درسی دانش آموزان و دانشجویان بیشتر نمایان شود تا آن ها به افکار و اندیشه ایشان بیشتر آشنا شوند؛ زیرا نسل جوان امروز در زمان ایشان حضور نداشته و سخنرانی های ایشان را ندیده و نشنیده اند و امروز ضروری است جوانان مان را با این افکار بیشتر مانوس کنیم.

هم چنین آشنایی طلاب حوزه های علمیه نیز با آثار امام راحل ضروری است؛ باید آثار امام خمینی رحمه الله در متون درسی حوزه های علمیه نیز نقش پررنگ تری داشته باشد و طلاب بیشتر با این آثار انس بگیرند، من در این خصوص فعالیت وسیعی را شاهد نبوده ام و باید این دغدغه بیشتر و بهتر پیگیری شود.

معرفی کتاب

سیری در کتاب

«عقیده یک مسلمان»

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

«دین» به مثابۀ درخت باروری است که «عقاید» ریشه های آن، «برنامه ها و دستورات» شاخه های آن و «تربیت انسان کامل» میوه آن به شمار می آید.

در این بین اسلام دستور میدهد که همه مسلمانان بدون استثنا در شناخت اصول عقاید دینی تحقیق و کنجکاوی کنند، و بدون دلیل چیزی را نپذیرند، و کورکورانه گام برندارند، که این امر سبب می شود هر کس به فراخور حال خود و به میزان استعداد و معلوماتش استدلال کند و دلیل قانع کننده در مسائل مربوط به اصول دین و اعتقادات مذهبی داشته باشد.

از سوی دیگر ریشه های دین اگر متّکی به استدلال و تحقیق باشد، در مقابل طوفان های تبلیغات دشمنان همواره پابرجا خواهد بود.

از این رو علمای اسلامی در راستای بازشناسی اصول عقاید دینی و تحقیق و کنجکاوی دربارۀ آن، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند و آثار متعددی در این زمینه تألیف کرده اند که کتاب «عقیده یک مسلمان» اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله العالی) از جملۀ آن آثار به شمار می آید.

انگیزۀ تألیف اثر

مولّف به منظور تحقیق و بررسی در ریشه های دین و تبیین استدلال هایی که همگی در اصول دین شان به آن ها متکی می باشند به تألیف آن اثر مبادرت ورزیده، تا همه افراد بدون استثناء بتوانند با مطالعه آن از دلائل زنده عقاید اسلامى باخبر شوند، و بدون احتیاج به تقلید از این و آن خود را بیابند و به هنگام رو به روشدن با مخالفان از عقیده خود به خوبى دفاع کنند.

کتاب «عقیده یک مسلمان» در یک نگاه

در این اثر مباحث مربوط به خداشناسی و صفات خدا، مسائل مربوط به اصالت اسلام و حقانیّت دعوت پیامبر(ص)، عظمت کتاب آسمانی قرآن و مسائل مربوط به رستاخیز و جهان پس از مرگ و دلائل زنده ای که وجود این جهان را اثبات میکند، و هم چنین چگونگی زندگی انسان ها در آن جهان با دلایلی زنده و روشن و عباراتی ساده و روان و در عین حال متین و استوار بیان شده است.

لازم به ذکر است مسائل مربوط به امامت و جانشینان راستین پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و عقاید خاص شیعه در این زمینه، در این کتاب سخن به میان نیامده، و مولّف این مباحث را به طور فشرده در کتاب «آیین ما» آورده است، کسانی که اطّلاعات بیشتری در این زمینه بخواهند میتوانند به آن کتاب مراجعه کنند.

ساختار اصلی اثر

کتاب «عقیده یک مسلمان» از یک مقدمه و عناوین چندگانه ای تشکیل شده که عبارتند از:

١.«در این کتاب چه هدفی را تعقیب میکنیم»،٢.«خداشناسی از دو راه مطمئن»، ٣.«راهی از برون، روشن ترین راه به سوی او»، ٤.«رابطه نظم و عقل»، ٥.«نمونه هایی از شگفتی های آفرینش»، ٦.«صفات خدا و عدل»، ٧.«چرا به راهنمايى پيامبران نيازمنديم»‏، ٨.«پيامبران معصوم هستند»، ٩.«سخنى درباره اعجاز»، ١٠.«قرآن يك معجزه بزرگ و جاويدان‏»، ١١.«جنبه ‏هاى مختلف اعجاز قرآن»‏، ١٢.«جمع آورى قرائن گوناگون»‏، ١٣.«معاد و رستاخيز».

گزارش محتوایی اثر

راه های خداشناسی

درباره خداشناسی از دورترین زمان تا امروز کتاب ها نوشته شده و بحث ها و گفتگوهای فراوانی در میان دانشمندان و غیر دانشمندان بوده است.

در این بین کوشش نویسنده، تقریب به ذهن مخاطبان برای پی بردن به این مبدأ بزرگ جهان هستی از نزدیک ترین راه (تفکر در اعماق وجود خود و شنیدن ندای توحید از دورن جان خود) و روشن ترین راه(سیر در عالم پهناور آفرینش و مشاهده نشانه های خدا را در پیشانی تمام موجودات و در دل هر ذره) بوده است که در یک گفتار فشرده، هر یک از این دو راه اجمالًا مورد بررسی قرار گرفته است.

نشانه های خدا در آفرینش

امروزه با پیشرفت علوم طبیعی و کشف اسرار و شگفتی های جهان، طبیعت و ریزه کاری های ساختمان وجود انسان و حیوان، گیاهان و مواد مختلف آلی ومعدنی و ساختمان حیرتانگیز یک سلول و یک اتم و نظام تحسین آفرین عالم ستارگان و تمام کتاب های علوم طبیعی به مثابۀ کتاب های توحید و خداشناسی است که به ما درس عظمت پروردگار را میدهند.

مولّف نیز با بهره گیری از این مسأله به بیان و بررسی نمونه های جهان آفرینش پرداخته و نظم و هدفمندی شگفت انگیز این جهان بزرگ را به تصویر کشیده است،

عناوینی هم چون «ستاد بزرگ فرماندهی تن ما»، «یک پرنده کوچک و جهانی از اسرار»، «گیاهان شگفتانگیز»، «سیری به جهان مرموز «اتم» بزنیم»، همه و همه نمونه های مطروحه مولّف از این جهان بزرگ است که هر کدام از دیگری شگفت انگیز تر و جالب تر است؛ البته به هر طرف نگاه کنیم نمونههای بیشتری پیدا خواهیم کرد و در شگفتی فرو خواهیم رفت که چه دست پرقدرتی به آفرینش این موجودات پرداخته است.

نویسنده در ادامه به ایراد خداناباوران علوم طبیعی و مادی گرایان در امر خداشناسی پاسخ گفته و بر ضرورت ترجمه مباحث خداشناسی قرآن به تمام زبان های زنده دنیا و چاپ و انتشار آن در یک تیراژ وسیع در سراسر جهان تأکید کرده تا دانشمندان علوم طبیعی حقیقت دین را دریابند و مفهوم خداشناسی را خالی از هر گونه خرافه درک کنند.

در فرازی از کتاب می خوانیم:

اتمشناسی از مهم ترین مباحث علوم طبیعی و نشاط انگیزترین آن هاست، این موجود ریز به ما درس توحید میدهد، زیرا، در جهان اتم بیش از همه نظام فوق العاده، تعادل قوا، قرار گرفتن آن ها در مدارهای معین و گردش بدون تصادم و نیروی وحشتناک و هیجان انگیز جلب توجّه میکند.

تنها مطالعه اسرار «یک اتم» کافی است که انسان را به خدا آشنا کند، لذا میتوان گفت که به تعداد اتم های جهان دلیل بر وجود مبدأ بزرگ عالم داریم.

آشنایی با صفات خدا

به همان اندازه که «خدایابی» یعنی پی بردن به وجود خدا از طریق مطالعه اسرار جهان آفرینش سهل و آسان است، شناسایی «صفات خدا» مشکل، و به دقّت و احتیاط فراوان نیازمند است، یعنی بحث صفات خدا را باید در ردیف مسائل پیچیده علمی برشمرد.

در این زمینه مولّف به شرح چند قسمت از صفات خدا که نیازمند به توضیح بیشتری است پرداخته که آن عبارت است از: ١.یکتایی خداوند،٢.خداوند مرئی نیست،٣. محل و مکان ندارد،٤.تواناست،٥. داناست،٦. عادل است.

در ابتدا مولّف به مفهوم و دلایل یکتایی خداوند پرداخته و در ادامه شاخه های توحید را تبیین کرده و به شبهۀ رویت خداوند و مسألۀ خدا و مکان پاسخ گفته است.

تبیین قدرت نامحدود خداوند، و تشریح مسألۀ جبر و اختیار و علم خداوند از دیگر مسائلی است که در این بخش تبیین شده است.

در این میان «عدل» خدا گر چه یکی از صفات خداست اما به بیان مولف روی اهمیّت فوق العاده ای که دارد به ویژه در راستای پاسخ به شبهات اشاعره، شایسته است آن را به عنوان اصول دوّم عقاید مذهبی در برابر اصل اوّل که «توحید» و خداشناسی است قرار دهند و مستقلًا مورد بحث قرار دهند.

فلسفه نیاز بشر به پیامبر

صاحب اثر در این بخش از کتاب، دلایل چهارگانه ای در اثبات «نیاز» به راهنمایی و بعثت پیامبران ارائه داده است که عبارتند از:١. لزوم بعثت پیامبران از نظر تعلیم٢. لزوم بعثت پیامبران از نظر تربیت٣. لزوم بعثت پیامبران از نظر قانونگذاری٤. لزوم بعثت پیامبران از طریق مطالعه در جهان آفرینش.

در فرازی از کتاب آمده است: منصفانه باید اعتراف کنیم برای رسیدن به هدف آفرینش یعنی پرورش و تکامل وجود خود در جهات مختلف، قبل از هر چیز یک سلسله تعلیمات جامع و صحیح که خالی از اشتباه و متّکی به واقعیات زندگی است لازم است و این جز از طریق «وحی» و تعلیم پیامبران الهی که مستقیماً به مبدأ جهان آفرینش ارتباط دارند ممکن نیست.

مساله عصمت پیامبران

نویسنده در این بخش به دلايل معصوم بودن پيامبران از گناه پرداخته و می نویسد: عصمت پيامبران و پيشوايان بزرگ دين يك «حالت كاملًا ارادى و اختيارى» است كه سرچشمه آن عقل و علم و ايمان آن هاست.

حقیقت اعجاز

مولّف در این بخش به بحث درباره اعجاز پرداخته و تصویر روشنی از حقيقت اعجاز ارائه داده و شرایط و امتیازات معجزه را بیان کرده است.

در بخشی از کتاب می خوانیم: به طور اجمال معجزه انجام يك عمل‏ «غير معقول» و «نشدنى» و «غير عملى» و «معلول بودن علت» نيست بلكه‏ «معجزه عبارت از عمل خارق العاده ‏اى است كه انجام آن از قدرت افراد عادى بيرون باشد و جز به اتكاى يك نيروى ما فوق طبيعى امكان‏پذير نباشد.

قرآن معجزه جاویدان

معظم له با معرفى اجمالى معناى «معجزه» دریچه ای به بحث‏ هاى مختلف اعجاز قرآن و بررسى جنبه‏ هاى گوناگون آن گشوده و دلایل اعجاز آن کتاب بزرگ آسمانی را تشریح کرده است.

ایشان در ادامه جنبه‏ هاى مختلف اعجاز قرآن‏ از نظر «جاذبه فوق العاده‏»، «ارائه يك مكتب فكرى عالى‏» و «علوم روز» را بیان کرده که زیبایی ظاهر و عمق معنا، صراحت و قاطعیت، متانت و عفت بیان، عقاید در محیط ظهور قرآن، قرآن و اثبات وجود خدا، مقایسه معارف قرآن با تورات و انجیل، قرآن و زوحیت در جهان گیاهان و همه موجودات جهان، قرآن جاذبه عمومی، قرآن و حرکت زمین، قرآن و اسرار آفرینش زیر شاخه های آن به شمار می آید.

براهین اثبات نبوت انبیاء

مولّف علاوه بر معجزاتى همچون قرآن راه ديگرى براى اثبات نبوت پيامبران و صدق گفتار آن ها ارائه داده که همان «جمع آورى قرائن» است که در ده بخش ارائه شده است.

١. خصوصيات اخلاقى و روانى و سوابق او پيش از دعوت٢. محيط دعوت او از نظر شكل زندگى، وضع فكرى و عقيده ‏اى، طرز اقتصاد و جهت ديگر٣. زمان دعوت از نظر وضع عمومى جهان٤. محتويات دعوت و اصول مسائلى كه مردم را به سوى آن مى‏خواند و چگونگى انطباق آن در ترازوى سنجش عقل٥. اثرى كه احكام و قوانين وى در اجتماع گذارده است٦. وسايلى كه براى پيشبرد هدفش از آن ها استفاده نموده٧. افرادى كه به او ايمان آورده‏ اند٨. اندازه ايمان خودش به گفته هايش و مقدار فداكارى او در راه هدف خود٩. اندازه سازش او با خواسته‏ ها و افكار انحرافى ميحط و اندازه مبارزه با آن ها١٠. سرعت پيشرفت دعوت او در افكار مردم بيدار و فهميده.

معاد و رستاخیز

فراز پایانی کتاب به مسألۀ مرگ و حوادث بعد از آن اختصاص یافته و مولّف برای يافتن پاسخ هاى معماهاى مربوط به جهان پس از مرگ، به بررسى دقيق آن پرداخته و چشم انداز سرنوشت انسان را در لحظۀ مرگ و پس از آن ترسیم کرده است.

در بخشی از کتاب می خوانیم: دو كس از مرگ مى‏ترسند آن كس كه آن را به معناى نيستى و فناى مطلق تفسير مى‏كند، و آن كس كه پرونده ‏اش سياه و تاريك است... از بسته شدن پرونده زندگى كه به هر حال روزى بسته خواهد شد نباید وحشت داشت، زيرا اگر انسان پاكى بوده باشد با مرگ چيزى را از دست نخواهد داد.

لازم به ذکر است اين اثر نفیس ، نخستین بار در سال ١٣٧٥ در یک جلد و در ١٢٨صفحه و در قطع رقعی، توسط انتشارات هدف به زیور طبع آراسته شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

معارف اسلامی

امام رضا (علیه السلام) و « ايران»

پرسش :

زندگي و شهادت امام رضا(ع) در «ايران» چه آثار و بركاتی را برای این کشور و مردمان آن به همراه داشت؟

پاسخ اجمالی:

وجود مبارک امام رضا(ع) از بدو ورود به ایران، سبب خیر و برکات فراوان شد؛ تماس شیعیان ایران در زمان حیات با امام(ع) و نگارش نامه هایی به آن حضرت و طرح سؤال و گرفتن پاسخ، یکی از شواهد این امر است. مجموعه نامه های امام(ع) به افراد مختلف در توضیح مبانی شیعه، گستردگی آن را نشان می دهد؛ نامه هایی از قبیل تبیین جایگاه اهل بیت در کتاب و سنّت. برخی از مسائل کلامی و نیز مسائل اختلافی میان شیعه و سنی مانند مسأله ایمان ابو طالب، توضیح مصداق شیعه، توضیح مصداق صحابی و معنای اولی الأمر و جز آن. این پاسخ ها آموزه هایی بود که برای شیعیان به عنوان دیدگاه قطعی پذیرفته می شد.

همچنین تردیدی نیست که وجود قبر امام(ع) در این محدوده، موجب گسترش تشیع بوده است؛ در حال حاضر آرزوی هر مسلمان شیعهِ ایرانی آن است که سالانه یک بار و یا حتی بیشتر به زیارت مرقد شریفش مشرّف شود. گفتار «ابن حبّان» در این باره نشان می دهد که نه تنها شیعیان؛ بلکه محدّثان و مردمان سنّی مذهب نیز زمانی احترام وافر نسبت به قبر آن امام همام از خود نشان می داده اند و به زیارت قبر شریفش نائل شده و بهره می گرفتند. توجه به قبر مبارک رضوی و دیگر آثار به جای مانده از ایشان موجب توجّه به مکتب اهل بیت شده است.
پاسخ تفصیلی:

در میان امامان شیعه، امام رضا(علیه السّلام) تنها امامی است که در کشور اسلامی ایران دفن شده است؛ امامی که از بدو ورودش به این سرزمین، سبب خیر و برکت و وجود پرجودش منشأ خیرات و مبرّات شد. در حال حاضر آرزوی هر مسلمان شیعهِ ایرانی آن است که سالانه یک بار و یا حتی بیشتر به زیارت مرقد شریفش مشرّف شود. گفتار «ابن حبّان» در این باره نشان می دهد که نه تنها شیعیان؛ بلکه محدّثان و مردمان سنّی مذهب نیز زمانی احترام وافر نسبت به قبر آن امام همام از خود نشان می داده اند و به زیارت قبر شریفش نائل شده و بهره می گرفتند.

بنا به نقل «ابن حجر» افرادی چون «ابوبكر بن خزیمه» و «ابو علی ثقفی» و عدّه ای دیگر از مشایخ محدّثین به زیارت مرقد شریفش می رفته اند.(١) «ابن حبان» از محدثان و رجال شناسان قرن چهارم هجری، ذیل نام علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) می نویسد: «علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) به وسیله سمّی که مأمون به ایشان خوراند، رحلت یافت. این حادثه در روز شنبه، آخرین روز صفر سال ٢٠٣ بود. قبر او در سناباد، خارج از نوقان در کنار قبر هارون معروف است. من بارها آن را زیارت کرده ام. وقتی در طوس بودم، هیچ مشکلی بر من وارد نمی شد، مگر آن که به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(صلوات الله علی جده و علیه) رفته و از خدا گشایش آن را می خواستم و به درجه اجابت می رسید و سختی از من برطرف می شد». بعد می نویسد: «و هذا شیء قد جرّبته مراراً فوجدته کذلک اماتنا الله علی محبّة المصطفی و اهل بیته صلّی الله علیه و علیهم اجمعین»(٢)؛ (و این چیزی است که بارها آن را تجربه کردم و دیدم نتیجه همان بود، خدا ما را با محبت رسول خدا و اهل بیتش بمیراند).

از نظر تاریخی، تردیدی نیست که وجود قبر امام(علیه السّلام) در این محدوده، موجب گسترش تشیع بوده است. تماس شیعیان این ناحیه با امام(علیه السّلام) و نگارش نامه هایی به آن حضرت و طرح سؤال و گرفتن پاسخ، یکی از شواهد این امر است. مجموعه نامه های امام(علیه السّلام) به افراد مختلف در توضیح مبانی شیعه به راحتی، گستردگی آن را نشان می دهد؛ نامه هایی از قبیل تبیین جایگاه اهل بیت در کتاب و سنّت.(٣) برخی از مسائل کلامی(٤) و نیز مسائل اختلافی میان شیعه و سنی مانند مسأله ایمان ابو طالب(٥)، توضیح مصداق شیعه(٦)، توضیح مصداق صحابی(٧) و معنای اولی الأمر(٨) و جز آن. این پاسخ ها آموزه هایی بود که برای شیعیان به عنوان دیدگاه قطعی پذیرفته می شد. گزارشی هم حکایت از آن دارد که امام اموال خود را در روز عرفه میان مردم قسمت کرد و در برابر اعتراض «فضل بن سهل» که آن را «زیان» خوانده بود، امام آن را «غنیمت» دانست.(٩)

یکی از شیعیان خالص امام(علیه السّلام) که در زمان حضور امام(علیه السّلام) در مرو به خدمت ایشان رسید، «دعبل خزاعی» بود. دانسته است که طایفه خزاعیان از طوایف شیعی عرب به شمار می روند و دعبل در این زمان شاعر برجسته عرب، خزاعی و شیعی شناخته می شد. زمانی که دعبل به «خراسان» آمد، قصیده تائیه خود را سروده و گفته بود که نباید کسی پیش از امام رضا(علیه السّلام) آن را بشنود.(١٠) این قصیده تاریخ شیعه را در این دوره منعکس می کند، تاریخی که همراه با درد و رنج و قتل و آزار است:

مدارس آیات خلت من تلاوة

و منزل وحی مقفر العرصات

لآل رسول الله بالخیف من منی

و بالرکن و التعریف و الجمرات

دیار علی و الحسین و جعفر

و حمزة و السجاد ذی الثفنات

دیار عفاها جور کلّ منابذ

و لم تعف بالأیّام و السنوات

... هم أهل میراث النبی اذا انتموا

و هم خیر سادات و خیر حماة

تخیرتهم رشداً لأمری فإنهم

علی کلّ حال خیرة الخیرات

نبذت الیهم بالمودة جاهدا(١١)

و زد حبّهم یا ربّ فی حسناتی

... أ لم تر أنّی مذ ثلاثین حجة

أروح و أغدو دائم الحسرات

أری فیئهم فی غیرهم متقسّما

و أیدیهم من فیئهم صفرات

دعبل امیدوار است که امامت در اختیار اهل بیت قرار گیرد:

خروج امام لا محالة خارج

یقوم علی اسم الله و البرکات

یمیّز فینا کلّ حقّ و باطل

و یجزی علی النعماء و النقمات

امام از این شعر به شدت متأثر شد و یک صد دینار از دینارهایی که به اسم مبارک امام ضرب شده بود، به همراه جبّه ای به وی داد.(١٢) عجیب آن که در راه دزدان قافله ای را که دعبل در آن بود مورد حمله قرار دادند و پس از آن که دعبل را شناختند و او قصیده خود را برای آنها خواند، وسائل اهل قافله را پس دادند. مردمان قم، از وی خواستند تا جبّه اهدائی امام را به قیمت هزار دینار به آنان بفروشد، اما او نپذیرفت. پس از خروج از قم، جوانان عرب آن را از وی گرفتند. وی به شهر برگشت و تنها رضایت داد تا بخشی از جبه را به وی داده و هزار دینار نیز بگیرد.(١٣) به نظر آقای «اشتر» وی به احتمال در قم مانده تا زمانی که خبر درگذشت امام را شنیده است.

مأمون از روی خباثتی که داشت امام(علیه السّلام) را در نزدیکی قبر پدرش رشید در «طوس» دفن کرد. این امر آشوبی در وجود دعبل و شیعیان برانگیخت. در اشعار بعدی دعبل حملات صریحی به عباسیان است. وی به ویژه به همین ماجرا اشاره کرد:

«أری أمیّة معذورین ان قتلوا

و لا أری لبنی العباس من عذر

... قبران فی طوس: خیر الخلق کلهم

و قبر شرّهم هذا من العبر»(١٤)

زمانی که مأمون در سال ٢١٠ فدک را به «طالبیان» بازگرداند، دعبل در شعری چنین سرود:

«أصبح وجه الزمان قد ضحکا

بردّ مأمون هاشم فدکا»(١٥)

دعبل با همه ارتباطی که با امیران و درباریان دوره مأمون و معتصم داشت، هیچ گاه از تشیع دست نکشید و خود می گفت که پنجاه سال است که چوبه دار خود را همراه می برد؛ اما کسی او را بر دار نیاویخته است. اشعار وی در ستایش اهل بیت بسیار فراوان است:

«بأبی و أمی خمسة أحبهم

لله، لا لعطیة أعطاها

بأبی النبی محمد و وصیّه

الطیّبان و بنته و ابناها»(١٦)

و در آخرین شعری که پیش از وفاتش سرود، گفت:

«أعدّ لله یوم یلقاه دعبل:

أن لا اله الا الله

... لله مولاه و النبیّ و من

بعدهما فالوصیّ مولاه(١٧)

به هر روی در زمینه گسترش تشیع در ایران، یکی از نکات غیر قابل انکار، آمدن امام رضا(علیه السّلام) به ایران است. توجه به حفظ آثار بر جای مانده از مسیر امام(علیه السّلام) در شهرها و مناطقی که به نحوی محل استقرار امام(علیه السّلام) بوده، نشان از علاقه ویژه شیعی در میان مردم است، هر چند ممکن است درباره برخی از این مکان ها و ارتباط آنها با امام رضا(علیه السّلام) خبر درستی در دست نداشته باشیم.

به عنوان نمونه، مسجد امام رضا در «اهواز»(١٨) یکی از قدیمی ترین نقاطی است که در ایران به نام امام رضا(علیه السّلام) وجود دارد. جدای از «ابو دلف»، «یاقوت» هم از «پل شوشتر» در «اهواز» و مسجدی که به نام امام رضا(علیه السّلام) روبروی آن بوده یاد کرده است.(١٩) دو نقطه منسوب به امام رضا(علیه السّلام) در شهر «شوشتر» است یکی از آنها کمی دورتر از پل «شاه علی» و لشکر(٢٠) و دیگری در شرق «شوشتر» نزدیک رودخانه «شطیط.»(٢١) بر این بنای دوم تاریخی از سال ١٠٩٤ دیده می شود.

قدمگاه دیگری هم در شرق شهر «دزفول» موجود است.(٢٢) همه اینها به نام امام رضا(علیه السّلام) «دیمی» قرار دارد که این «دیمی» نامی بر گرفته از منطقه است.(٢٣) دو بقعه دیگر، یکی در «دزفول» و دیگری در «شوشتر» با نام «شاخراسون» وجود دارد. دو بقعه دیگر در «شوشتر» با نام های «امام ضامن» در حوالی «کنارستان» و «بقعه امام رضا(علیه السّلام)» در حوالی «بلوک عقیقی» وجود دارد.(٢٤) محلی هم به عنوان «قدمگاه امام رضا(علیه السّلام)» در جنوب آبادی «کهنک»(٢٥) در حوالی «شوشتر» وجود دارد. در شهر «ارجان» که در قدیم شهر آبادی بوده و اکنون در یک فرسخی آن «بهبهان» با قدمت سیصدساله وجود دارد، محلی با نام قدمگاه یا مسجد امام رضا(علیه السّلام) است که گفته شده حضرت در حرکت خود به خراسان در اینجا نماز خوانده اند.(٢٦)

مسجد قدمگاه امام رضا(علیه السّلام) در «ابرقو»، مشهور به مسجد بیرون هم از اماکنی است که شناخته شده و آثاری از آن بر جای مانده است.(٢٧) در شهر «یزد» هم چندین قدمگاه وجود دارد. از جمله آنها قدمگاه «خرانق» (مشهدک) است. «خرانق» در شصت کیلومتری شهر «یزد» قرار دارد. تاریخ این قدمگاه بر اساس کتیبه موجود در آن مکان به قرن ششم هجری باز می گردد. در این کتیبه آمده است: «لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه، امیر المؤمنین به تاریخ ست و تسعین مائة علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) اینجا رسیده است و در این مشهد فرود آمد و مقام کرد و به تاریخ سنه اثنی و تسعین و خمسمائة خراب بوذ و از جهد بوبکر بن علی ابی نصر فرمودند و به دست ضعیف پرگناه یوسف بن علی بن محمد بنا واکرده شد خدایا بر آن کس رحمت کن کی یک بار قل هو الله به اخلاص در کار آنک فرمود و آنک کرد و آنک خواند کند کتبه یوسف بن علی بن محمد فی شهر ربیع الاول سنة خمس و تسعین و خمسمائة».(٢٨)

به یقین در آن حوالی شیعیانی زندگی می کرده اند که این بقعه را سر پا نگاه داشته اند. اثر تاریخی دیگر مربوط به آثار سفر امام رضا(علیه السّلام) قدمگاه «دهشیر» در «فراشاه» است. این قدمگاه در کنار جاده «تفت» به «دهشیر» و در مرکز «فراشاه» قرار دارد. کتیبه ای که در محراب بنای آن وجود دارد حکایت از آن می کند که «گرشاسب بن علی» از امرای کاکویه دیلمی در سال ٥١٢ آن مکان را ساخته است.

بنای مزبور در همان عصر به نام مسجد مشهد علی بن موسی الرضا شهرت داشته است. کتیبه بر جای مانده چنین است:

حاشیه اول: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ ... (شوری ٢٣)

حاشیه دوم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

و نام دوازده امام.

متن: آیه تطهیر

خط دوم: لا اله الا الله محمد رسول الله (در زیر آن علی ولی الله با خط جدیدتر به آن الحاق شده است)

خط سوم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ...

خط چهارم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ...

امر بعمارة هذا المسجد المعروف بمشهد علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) العبد المذنب الفقیر الی رحمة الله تعالی کرشاسب بن علی بن فرامز ابن علاء الدوله تقبل الله منه فی شهور سنة اثنی عشرة و خمس مائة.(٢٩)

در محله «دار الشفای یزد»، مسجدی با نام مسجد «فرط» یا «پتک» وجود دارد که بسیار کهن و قدیمی است. داستان بنای این مسجد به زمان خروج «ابو مسلم خراسانی» برمی گردد. گفته شده است که امام رضا(علیه السّلام) چون در سفر خراسان به یزد آمد در این مسجد نماز گزارد. اکنون نیز یکی از حجرات مسجد به نام «صومعه امام رضا(علیه السّلام)» شناخته می شود. این مسجد در سال ١٠٨٧ بازسازی شده است. سنگی در صومعه وجود دارد با این عبارت: وقف کرد بر صومعه متبرکه امام علی موسی الرضا(عليهما السلام) میرک شربتدار فی تاریخ سنة ٩٣٧.(٣٠)

دو سنگ نبشته یکی با تاریخ ٥١٦ در موزه آستان قدس مشهد و دیگری با تاریخ ٥٤٧ در موزه «فریر گالری واشنگتن» مربوط به مسجد مشهد امام رضا موجود است که هر دو نشانی است از قدمگاه های «یزد» و دیگر حضور تشیع در این دیار. متن هر دو سنگ را آقای افشار چاپ کردهاند. عبارات سنگ مورخ ٥١٦ چنین است:

حاشیه اول: بسم الله الرحمن الرحیم و نام دوازده امام

حاشیه دوم: بسم الله الرحمن الرحیم و آیه انما ولیکم الله

حاشیه سوم: امر بعمارة المشهد الرضوی علی بن موسی الرضا(علیه السّلام) المذنب الفقیر الی رحمة الله ابو القاسم احمد بن علی بن احمد العلوی الحسینی تقبل الله منه

پیشانی: الله اکبر

متن: هذا مقام الرضا(علیه السلام) اقبل علی صلاتک و لاتکن من الغافلین شعبان سنة ستة عشر و خمس

زیر: مائة. عمل عبدالله بن احمد مره.(٣١)

سنگ نبشته دوم:

حاشیه اول: آیه ١٧ و ١٨ آل عمران

حاشیه دوم و سوم: بسم الله الرحمن الرحیم و نام چهارده معصوم

پیشانی: آیه تطهیر

متن: سوره اخلاص و این جمله: امر بعمارة هذا المسجد المعروف بمشهد علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) العبد المذنب الی رحمة الله تعالی جنید بن عمار بر الفاد (نقطه فاء مشخص نیست).

زیر سنگ: فی سنة سبع و اربعین و خمس مائة. عمل احمد بن محمد بن احمد اسک.(٣٢)

مسجد دیگری با نام «مسجد قدمگاه» در شهر یزد در محله مالمیر خارج حصار وجود دارد.(٣٣)

در روستای «بافران» در پنج کیلومتری «نائین» درختی وجود دارد که مردم آن را «موم رضا» می نامند و چنین شهرت دارد که امام رضا(علیه السّلام) زیر این درخت غذا تناول فرموده اند. مردم هم در روز عاشورا و بیست و یکم رمضان در آنجا جمع می شوند. گفته شده که «شاه عباس» هم در آنجا بنایی ساخته بوده است.(٣٤) در خود «نائین» هم قدمگاه مسجد قدیمان وجود دارد. گفته شده که حضرت در این مسجد نماز خوانده است. ایضاً در نائین حمام و مسجد امام رضا(علیه السّلام) وجود دارد که گفته شده حضرت در آنجا استحمام نموده و در مسجد نماز خوانده است. این دو در محله «گودالو» در «نائین» قرار دارند. در پشت مسجد کلوان هم قدمگاهی وجود دارد که منسوب به امام رضاست.(٣٥)

«رافعی» نوشته است که: «قد اشتهر اجتیاز علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) بقزوین و یقال انه کان مستخفیا فی دار داود بن سلیمان غاری»(٣٦)؛ (شهرت دارد که علی بن موسی الرضا(علیهما السّلام) از قزوین عبور کرده و گفته شده که در خانه داود بن سلیمان غازی پنهان بوده است). گویا کسی در این نکته تردید ندارد که مسیر امام در سفر به خراسان از قزوین نبوده است. نیز گزارش شده است که امام رضا(علیه السّلام) از نطنز گذشته و محلی که اکنون به نام قدمگاه [حضرت] علي(علیه السّلام) شهرت دارد مربوط به توقف امام رضا(علیه السّلام) در این شهر است.(٣٧)

همچنین گزارش شده است که امام رضا(علیه السّلام) از «دامغان» گذشته و در محلی با نام «آهوان»، چند آهو خدمت آن حضرت رسیده اند.(٣٨) ورود امام رضا(علیه السّلام) به «نیشابور» در منابع فراوانی آمده است. شیخ «صدوق» از ورود آن حضرت به محله «فرد» در «نیشابور» یاد کرده و نوشته است که تاکنون (نیمه دوم قرن چهارم) در آن محل حمامی بنا شده که به «حمام رضا» مشهور است.(٣٩) همچنین در بیست و شش کیلومتری «نیشابور» قدمگاه معروف منسوب به امام رضا(علیه السّلام) موجود است و به این نام شهرت دارد. جایی هم با نام «عین الرضا» در محلی با نام «حمراء»(٤٠) شناخته شده بوده است. از جایی نیز با نام «پسندیده»، که محل اقامت امام بوده و ایشان از آن راضی بوده و به همین دلیل از آن با عنوان «پسنده» یاد شده نام برده شده است.(٤١)

در میان اصحاب امام رضا(علیه السّلام) کسانی هستند که حتی اگر عرب نیز بوده اند، در شهرهای ایرانی زندگی می کرده و نامی ایرانی یافته اند. چند نفری که به «همدانی» شهرت دارند ندانستیم که «همدانی» هستند یا «همدانی». بنابراین یادی از آنها نکردیم. از «رازی» ها و «قمی» ها و غیر شهرهای ایران هم یاد نکرده ایم. کسانی که لقب آنها منسوب به شهرهای ایرانی است عبارتند از: ابراهیم بن ابی محمد خراسانی (مسند الرضا(علیه السّلام) ٢/ ٥١١) ابو سعید الخراسانی (مسند ٢/ ٥١٤) محمد بن عبدالله الخراسانی (مسند ٢/ ٥٤٨) سلیمان بن حفص مروزی (مسند ٢/ ٥٣٣) سلیمان بن صالح مروزی (مسند ٢/ ٥٣٤/) سهل بن قاسم نوشجانی (مسند ٢/ ٥٣٤) ابو القاسم الفارسی (مسند ٢/ ٥١٥) فتح بن یزید الجرجانی (مسند ٢/ ٥٤٢) فضالة بن ایوب ازدی سکن اهواز (مسند ٢/٥٤٣) محمد بن اسحاق طالقانی (مسند ٢/ ٥٤٥) محمد بن ابی یعقوب بلخی (مسند ٢/٥٤٥)) محمد بن زید طبری (اصله کوفی) (مسند ٢/ ٥٤٧) نعیم بن صالح طبری (مسند ٢/ ٥٥٣) ابو سعید النیسابوری (مسند ٢/ ٥١٥) حمزة بن جعفر الارجانی (مسند ٢/ ٥١٥) ابو حیون مولی الرضا (مسند ٢/ ٥١٤).(٤٢)

پی نوشت:

(١). تهذيب التهذيب، العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل، هند، ١٣٢٥ ق، ج ٧، ص ٣٨٧.

(٢). الثقات، أبو حاتم التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد، مجلس دائره المعارف العثمانیه، هند ، ١٣٩٣ ق، چاپ اول، ج ٨، ص ٤٥٦ - ٤٥٧.

(٣). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلاميه، تهران، ‏١٤٠٧ ق، چاپ چهارم، ج ١، ص ٢٢٣؛ بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد(صلّى الله عليهم)‏، صفار، محمد بن حسن‏، محقق / مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباس على‏، کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي‏، قم،‏ ١٤٠٤ ق، چاپ دوم‏، ص ١١٨؛ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، ١٤٠٣ ق، چاپ دوم، ج ٢٣، ص ٣٣٦.

(٤). التوحيد، ابن بابويه، محمد بن على‏، مکتبة الصدوق، تهران، ١٣٩٨ ق، ص ١١٧؛ عيون أخبار الرضا(عليه السلام)‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، نشر اعلمی‏، تهران،‏ بی تا، ج ١، ص ١٦.

(٥). معادن الحکمه فی مکاتیب الائمه (علیهم السلام)، فیض کاشانی، محمد، تحقیق: احمدی، علی، جامعه مدرسین قم، ١٤٠٧ق، ج ٢، ص ١٧٦.

(٦). قرب الإسناد، حميرى، عبد الله بن جعفر، مکتبة نینوی، تهران، بی تا، ص ٢٠٣، ٢٠٦.

(٧). عیون اخبار الرضا(علیه السّلام)، همان،ج ٢، ص ٨٧.

(٨). كتاب التفسير، عياشى، محمد بن مسعود، تحقيق: رسولى محلاتی، سيد هاشم، چاپخانه علميه، تهران، ١٣٨٠ ق، چاپ اول، ج ١، ص ٣٦٠؛ بحارالانوار، همان، ج ٢٣ ص ٢٩٦.

(٩). محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء، راغب أصفهانى، أبو القاسم الحسين بن محمد، منشورات الرضی، قم، ١٣٧٤ ش، ج ١، ص ٥٨٩.

(١٠). دعبل بن علی الخزاعی شاعر اهل بیت(علیهم السّلام)،عبد الکریم الاشتر، دار الفکر، دمشق، ١٤٠٤ ق، ص ٨٣؛ الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، امينى، عبد الحسين، دار الکتب العربی، بیروت، ١٣٩٧ ق، ج ٢، ص ٣٥٩؛ إتحاف بحب الأشراف‏، شبراوى‏، جمال الدين، المطبعة الادبیه‏، مصر، ١٤١٦ ق، الاتحاف، ص ١٦١.

(١١). «فیا رب زد قلبی هدیّ و بصیرة».

(١٢). دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص ٨٩، از عیون اخبار الرضا(علیه السّلام)، همان، ص ٣٦٨؛ فصول المهمة في معرفة الأئمة عليهم مالكى، ابن صباغ، منشورات الاعلمی‏، تهران،‏ ص ٢٣١.

(١٣). دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص ٩١.

(١٤). همان، ص ٩٥ - ٩٨.

(١٥). فتوح البلدان‏، بلاذرى، احمد بن يحيى‏، دار الکتب العلمیه‏، بيروت‏، ١٤٠٤ ق، ص ٣٧؛ دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص ١٠٧.

(١٦). دعبل بن علی الخزاعی، همان، ص ٢١٢؛ همان، ، ص ٢٤٧.

(١٧). همان، ص ١٤٠.

(١٨). سفرنامه ابو دلف در ایران، ابو دلف، مترجم: طباطبائی، ابوالفضل، زوار، تهران، ١٣٥٤ ش، ص ٨٩ در قرن چهارم از آن خبر داده است.

(١٩). معجم البلدان، الحموى، شهاب الدين ابو عبد الله ياقوت بن عبد الله، بيروت، دار صادر، ١٩٩٥م، چاپ دوم، ج ١، ص ٢٨٥؛ مرات البلدان، اعتماد السلطنه، محمدحسن خان، ت‍ص‍ح‍ی‍ح: ن‍وائ‍ی، ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن ، م‍ح‍دث، م‍ی‍ره‍اش‍م، دان‍ش‍گ‍اه ت‍ه‍ران، تهران، ١٣٦٧ ش، ج ١، ص ١٣٢.

(٢٠). جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام) از مدینه تا مرو، عرفان منش، جلیل، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، ١٣٧٤ ش، ص ٥٨ - ٥٩.

(٢١). همان، ص ٥٩ - ٦٠.

(٢٢). همان، ص ٦١.

(٢٣). دیار شهر یاران، اقتداری، احمد، انجمن آثار ملی، تهران، ١٣٥٣ ش، ج ١، ص ٥٥٤ و٣٦٨؛ جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص ٥٧.

(٢٤). دیار شهر یاران، همان، ص ٣٢٠ و ٨٦٩ و ٧٧١ و ٧٧٥.

(٢٥). جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص ٦٣.

(٢٦). مرات البلدان، همان، ج ١، ص ٣٦٨؛ جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص ٧٨ - ٧٩.

(٢٧). یادگارهای یزد، افشار، ایرج، انجمن آثار ملی، تهران، ١٣٥٤ ش، ج ١، ص ٣٥٧ و ٣٥٨. قسمت هایی از کتیبه کاشی معرق مورد نظر که اشاره به ورود امام رضا(علیه السلام) در آن آمده، به طور عمده از بین رفته است.

(٢٨). یادگارهای یزد، همان، ج ١، ص ١٧٣ - ١٧٧.

(٢٩). همان، صص ٣٨٣ - ٣٨٤.

(٣٠). همان، ص ٢١١ - ٢١٧.

(٣١). همان، ص ٩١٧.

(٣٢). همان، ج ٢، ص ٩١٨ گویا نویسنده دانشمند کتاب جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام) از این موارد و نمونه بعدی غفلت کرده اند.

(٣٣). همان، ج ٢، ص ٢٧٤.

(٣٤). تاریخ نائین، بلاغی، عبدالحجه، بی نا، تهران، ۱۳۶۹ ق، ج ٢، ص ٢٣٦ – ٢٣٧؛ جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص ١٠٩.

(٣٥). تاریخ نائین، همان، ج ٢، ص ٢٣٠، ٢٣٧، جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص ١١٣ - ١١٥.

(٣٦). التدوين في أخبار قزوين، الرافعي القزويني، عبد الكريم بن محمد، تحقيق: عطاري، عزيز الله، دار الكتب العلميه، بيروت، ١٤٠٨ ق، ج ٣، ص ٤٢٨.

(٣٧). میراث فرهنگی نطنز، اعظم واقفی، سید حسین، انجمن میراث فرهنگی نطنز، تهران، ١٣٧٤ ش، ص ١٥٨ - ١٦١.

(٣٨). بحر الانساب، حسینی الموصلی، رکن الدین، افست اسلامیه، تهران، ۱۳۸۵ ق، ص ١٠١ - ١٠٣ اشاره به ولایت خراسان کرده نه خصوص دامغان. (جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السّلام)، همان، ص ١١٦ - ١١٧).

(٣٩). جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص ١٣٢ - ١٣٣.

(٤٠). الثاقب فی المناقب، محمدبنعلی طوسی، مصحح: نبیل رضا علوان، انصاریان، قم، ١٤١١ ق، ص ١٤٦. گفته شده که شاید حمراء آن روزگار ده سرخ فعلی باشد. (جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(علیه السلام)، همان، ص ١٣٦).

(٤١). الثاقب فی المناقب، همان، ص ١٤٧.

(٤٢). برگرفته از کتاب : حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(علیهمالسلام)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، قم، ١٣٨١ ش، چاپ ششم، ص ٤٥٩.

احکام شرعی

خمس پس انداز ضروریات زندگی

در صورتی که برای تهیه ضروریات زندگی از جمله منزل مسکونی یا خودروی شخصی مورد نیاز یا جهیزیه و امثال آن لازم باشد پس انداز شود و سال بر آن بگذرد آیا خمس دارد؟

پولى كه جهت تهيّه منزل مسكونى يا وسيله نقليه شخصى يا جهيزيه و امثال آن (نه مطلق پس ‏انداز) پس ‏انداز مى ‏شود و سال بر اين پول جمع شده مى‏ گذرد، طبق فتواى ما خمس دارد؛ امّا اگر بخواهد خمس را حساب كند و طبق گفته خودش يا ظاهر حال، ديگر امكان استفاده از آن پس انداز وجود نداشته باشد، ما در مرحله اوّل با دست گردان او را بدهكار بيت‏ المال مى ‏كنيم تا به مرور زمان بپردازد، يا مى‏ گوييم خمس را به ذمّه بگيرد و در دراز مدّت به مرور زمان بپردازد و اگر پرداخت خمس اين پس انداز براى او ايجاد زحمت شديد مى ‏كند خمس بخشى از آن را به او مى ‏بخشيم.

خمس پس انداز مسکن که صرف کسب و کار گردد

چنانچه شخصی قسمتی از پس انداز مسکن خود را در مسیر کسب و کار صرف کند مثلاً زمانى كه خانه را مى ساخت قسمتى از آن را برای ساخت مغازه‏ هزینه کرده است در این صورت محاسبه خمس او چگونه می باشد؟

هر چيزى كه مال التجاره يا ابزار كسب يا منبع درآمد است خمس دارد ولى اگر خانه مسكونى يا وسيله نقليه شخصى است خمس ندارد و اگر بخشى از آن جهت كسب و بخشى جهت سكونت است بايد به نسبت خمس قسمت كسب را حساب نمايد.

خمس پس انداز صندوق های خانوادگی

آیا به پولی که در صندوق های خانوادگی برای دریافت وام پس انداز می شود خمس تعلّق می گیرد؟

آن مقدار از وام که متعلق به خود اوست و قبلا در صندوق براي خودش پس انداز شده است در صورتي که سر سال خمسي قابل وصول نبوده باشد، جزء در آمد سال وصول وام محسوب مي شود که اگر بعد از دريافت وام تا سال خمسي مصرف نشود مشمول خمس است و آن مقدار از وام که به او داده اند و جنبه قرض الحسنه دارد به مقداري که اقساطش پرداخت شده و معادلش تا سال خمسي موجود است، خمس دارد.

خمس سپرده طلا

آيا به حساب سپرده طلا خمس تعلق مي گيرد؟

در صورتی که سال خمسی بر آن بگذرد خمس دارد.

خمس سپرده بانکی

آیا به پولی که در بانک سپرده گذاری می شود خمس تعلّق می گیرد؟

-١ اگر به اصل پول، خمس تعلّق گرفته باشد و بعد از آن، سپرده گذاری کنند هم اصل پول خمس دارد و هم سود آن. ٢- اگر پول سپرده، از درآمد همان سال بوده و سپرده گذاری کرده است، چنانچه سال خمسی بر آن بگذرد خمس دارد و سود آن اگر قبل از سال خمسی هزینه شود خمس ندارد ولی اگر چیزی از آن باقی بماند خمس دارد. ( البته در هر دو صورت اگر در پرداخت خمس در زحمت باشند می توانند زمانی که اصل پول را دریافت کردند بپردازند).

خمس پس انداز مسکن

آیا به پول پس انداز خرید خانه خمس تعلّق می گیرد؟

كسى كه نياز به خانه ملكى دارد آنچه را صرف خريد خانه مى‏كند خمس ندارد، ولى اگر درآمد سالش براى خريد خانه كفايت نكند و مجبور باشد چند سال پس انداز كند تا قادر به تهيّه خانه شود پول هايى كه سال بر آنها گذشته خمس دارد، امّا اگر مثلا زمين خانه را در اثناء سال اوّل بخرد و مصالح ساختمانى را در اثناء سال بعد و اجرت بنا را در سال سوم بدهد هيچ كدام خمس ندارد.

خمس سپرده تهیّه مسکن

آیا به پولى که در بانک مسکن، جهت تهیّه مسکن گذاشته مى شود، و چندین سال مى گذرد تا منزل آماده شود، خمس تعلّق مى گیرد؟

اگر پول را براى این گذارده که وام بیشتر بگیرد خمس دارد، و اگر پول پیش پرداخت مسکن است خمس ندارد.

سپرده گذاری مبلغ دستگردان و پرداخت خمس از سود آن

فردی که خمس بدهکار است، بعد از دستگردان می تواند وجه خمس را سپرده گذاری کند و از سود آن بدهی خمس خود را بپردازد؟

اگر دستگردان کند، بدهی به ذمّه او منتقل می شود و سود سپرده ها مربوط به خمس نیست.

طلایی که در بانک به صورت گرو گذاشته شده

اگر در بخش کارگشایی بانک مقداری طلا (همانگونه که معمول است طلا را به عنوان گرو می گذارند و با توجه به وزن طلا مقدار مشخصی پول از بانک می گیرند و پس از یک سال پول را با بهره مشخصی به بانک پس می دهند و طلایشان را پس می گیرند) به مدت یک سال گذاشته باشیم، آیا به این طلا که یک سال یا بیشتر در بانک مانده است خمس تعلق می گیرد؟

در صورتیکه طلا قبلاً جنبه زینتی خانواده را داشته خمس ندارد و اگر چیز اضافی بوده خمس دارد؛ در ضمن سود شما به بانک در صورتی صحیح است که تحت یکی از عقود شرعیه که در آیین نامه بانک ها آمده است قرار گیرد. اما اگر طلا به عنوان رهن باشد و وامی که می دهند جنبه عقود شرعیه در آن رعایت نشود ربا و حرام است.

خمس جوایز بانک ها

آیا به جوایز بانک ها خمس تعلق می گیرد؟

جوايزى كه به پس اندازها تعلّق مى‏گيرد اگر قراردادى ميان پس‏انداز كننده و بانك يا صندوق نباشد حلال است و بنابر احتياط واجب با گذشتن سال خمس آن واجب مى‏شود، اين در صورتى است كه پس‏انداز كننده خود را طلبكار جايزه نداند، بلكه پس‏انداز گيرنده شخصاً براى تشويق پس‏ انداز كنندگان جوايزى مى‏دهد.

Peinevesht:
  
    
TarikheEnteshar: « 1401/04/05 »
CommentList
*TextComment
*PaymentSecurityCode http://makarem.ir
CountBazdid : 221