کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 071 - 99/10/06

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 071 - 99/10/06

مسألة 9 - لو كان في سكوت علماء الدين ورؤساء المذهب أعلى الله كلمتهم تقوية للظالم وتأييد له والعياذ بالله يحرم عليهم السكوت، ويجب عليهم الاظهار (باید در مقابل تقویت ظالم و تأیید آن، نظر حق را اظهار کنند) ولو لم يكن مؤثرا في رفع ظلمه (هرچند تأثیری هم در رفع ظلم ظالم نداشته باشد)

موضوع: حرمت سکوت در مقابل منکر/ شرطیت عدم مفسده در انجام منکر و ترک معروف/ امر به معروف و نهی از منکر

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت عدم مفسده در انجام منکر و ترک معروف

موضوع اخص: حرمت سکوت در مقابل منکر

امام قدس سره در مسأله ی نهم از مسائل تحریر می فرماید:

مسألة 9 - لو كان في سكوت علماء الدين ورؤساء المذهب أعلى الله كلمتهم تقوية للظالم وتأييد له والعياذ بالله يحرم عليهم السكوت، ويجب عليهم الاظهار (باید در مقابل تقویت ظالم و تأیید آن، نظر حق را اظهار کنند) ولو لم يكن مؤثرا في رفع ظلمه (هرچند تأثیری هم در رفع ظلم ظالم نداشته باشد).[1]

در اینجا امام قدس سره پنج مسأله را بیان می کند که همه در مورد سکوت علماء دین در مقابل ظلم ظالمان است و ایشان تمامی این مسائل را با عبارت «اعلی الله کلمتهم» و مانند آن همراه کرده است تا متهم نشود بر خلاف علماء سخنی می گوید (مخصوصا در آن زمان که اقدام ایشان برای ایجاد حکومت اسلامی اقدام جدیدی بود).

در عین حال، این پنج مسأله هیچ کدام مربوط به امر به معروف و نهی از منکر نیست و بیشتر مربوط به مسأله ی معاونت با ظلمه است و فقط یک مسأله را می توان به امر به معروف و نهی از منکر مرتبط دانست.

این پنج مسأله از هفتم شروع می شود تا یازدهم.

    1. اولین آنها سکوت در مقابل بدعت است. مشکل سکوت در اینجا این است که موجب می شود بدعت به عنوان بدعت شناخته شود. حتی اگر سکوت نکنند ممکن است حکام ظلمه و مردم دست از آن بدعت بر ندارند ولی لا اقل متوجه می شوند که کارشان اشتباه بوده است.

    2. دومین مورد، سکوت در جایی است که مشاهده می شود منکر، معروف و معروف، منکر شده است. در اینجا نیز نباید سکوت کرد و باید حق را به مردم شناساند. علماء نباید سکوت اختیار کنند تا در نتیجه این انحراف نادیده گرفته نشود.

    3. سومین مورد جایی است که سکوت علماء موجب تقویت ظالم و تأیید او شود. در اینجا حتی اگر عدم سکوت موجب نشود که ظالم از ظلم خود دست بردارد همچنان باید سکوت را شکست.

    4. چهارمین مورد جایی است که سکوت علماء موجب جرأت ظلمه بر ارتکاب سایر محرمات شود. (این مسأله در میان آن پنج مسأله با امر به معروف و نهی از منکر ارتباط دارد زیرا اگر علماء سکوت نکنند ظلمه، سایر محرمات را انجام نمی دهند. بنا بر این شکستن سکوت موجب نهی از منکر می شود. ما در سابق هم گفتیم که اگر نهی از منکر، موجب ترک منکر نشود ولی فاعل منکر، گناه یا گناهان دیگری را ترک کند اینجا نیز نهی از منکر واجب است.)

    5. پنجمین مورد، جایی است که سکوت علماء موجب سوء ظن به علماء می شود و اینکه علماء نعوذ بالله از اعوان ظلمه محسوب می شوند.

نقول: از آنجا که این مسائل غالبا مربوط به معاونت ظلمه است مناسب است اشاره ای به حرمت اعانه ی ظلمه داشته باشیم. ما این مسأله را در ابواب مکاسب محرمه ذکر کردیم و گفتیم: عقل و نقل بر حرمت آن دلالت می کند.

اما عقل می گوید: معاونت ظلمه موجب شرکت در ظلم می شود زیرا معاونت، نوعی تسبیب است و حرمت ظلم از بدیهی ترین چیزهاست.

اما دلیل نقل:

دلالت آیات:

خداوند در قرآن می فرماید: ﴿وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‌ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ﴾[2]

ان قلت: فقره ی اول این آیه، هم واجبات را شامل می شود هم مستحبات را بنا بر این نقطه ی مقابل آن نیز هم محرمات را شامل می شود و هم مکروهات را.

قلت: تعبیر بخش دوم به گونه ای است که به مکروهات اشاره ای ندارد. عنوان «اثم و عدوان» را نمی توان بر مکروهات اطلاق کرد. بله مجازا می توان عنوان «اثم و عدوان» را بر مکروهات اطلاق کرد ولی این مجاز بسیار بعید است مضافا بر اینکه خداوند در ادامه ی آیه می فرماید: ﴿وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب‌﴾ که عذاب شدید با همان محرمات در ارتباط است.

دلالت روایات:

وَ فِي عِقَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ‌ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَيْنَ‌ أَعْوَانُ‌ الظَّلَمَةِ وَ مَنْ لَاقَ لَهُمْ دَوَاةً (سابقا برای اینکه مرکبِ دوات ها نریزد مقداری پنبه، پارچه نخ و مانند آن در آن می ریختند و نام آن لیقه بود. لاق یعنی ریختن لیقه در دوات) أَوْ رَبَطَ كِيساً (درب کیسه ای را ببندد و مهر و موم کند) أَوْ مَدَّ لَهُمْ مَدَّةَ قَلَمٍ (مَدّه ی قلم همان مرکبی است که بر سر قلم می آید یعنی فرد، قلم را داخل دوات کند و به فرد ظالم دهد تا چیزی بنویسد) فَاحْشُرُوهُمْ مَعَهُمْ.[3]

عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَشِيرٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ... فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا أُحِبُّ أَنِّي عَقَدْتُ لَهُمْ عُقْدَةً (جایی که باید گرهی برای آنها بزند مثلا سر کیسه ای را گره بزنند) أَوْ وَكَيْتُ‌ لَهُمْ‌ وِكَاءً (درب ظرفی را برای آنها ببندم) وَ إِنَّ لِي مَا بَيْنَ لَابَتَيْهَا (در مدینه دو طرف بود که ریگستان بود و مدینه که تمامی ثروت افراد در آن شهر بود بین این دو ریگستان بود. «لابتیها» همان دو طرف مدینه است و این عبارت کنایه از تمامی ثروتی است که در مدینه بوده است یعنی حتی اگر چنین ثروتی را به من بدهند حاضر نیستم آن کارها را انجام دهم.) لَا وَ لَا مَدَّةً بِقَلَمٍ إِنَّ أَعْوَانَ الظَّلَمَةِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي سُرَادِقٍ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَ الْعِبَادِ (هنوز مجازات اصلی آنها شروع نشده است و آنها را در آن خیمه ی آتشین می گذارند تا پس از محاسبه ی بندگان، تازه به کار آنها بپردازند).[4]

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‌ لَا تُعِنْهُمْ‌ عَلَى‌ بِنَاءِ مَسْجِدٍ.[5]

از این حدیث استفاده می شود که معاونت آنها در غیر حرام هم جایز نیست. نظیر داستان صفوان جمال که شترهایش را برای سفر حج به حاکم ظالم کرایه می داد که حضرت به او تذکر داد که همین مقدار هم از باب معاونت ظلمه است و جایز نمی باشد و حضرت در مقام تعلیل فرمود: تو دوست داری آنها زنده باشند و برگردند تا کرایه ی تو را بدهند و همین مقدار نوعی کمک به ظلمه و امید به باقی ماندن ظلم آنهاست.

در بناء مساجد هم گاه ظالمین به کارهای مذهبی مانند ساختن مساجد روی می آوردند تا انظار عمومی را به خود جلب کنند و آنها را مخالف مذهب ندانند. حتی مشکل اینجاست که این پول ها از اموال غصبی مردم و اموال حرام تهیه می شد و چه بسا مساجد، حرم ها، مسجد الحرام و مانند آن از همین پول ها ساخته شده است و البته ما اجازه می دهیم تا مشکلی برای مردم ایجاد نشود.

علماء در باب امر به معروف و نهی از منکر این گونه مسائل را ذکر نکرده اند زیرا ارتباطی به این باب ندارد.

صاحب مفتاح الکرامه می فرماید: و الّذی یقتضیه النظر فی الأخبار ما ذکرناه من أنّ الإعانة إن کانت عن میل إلیهم لظلمهم (اگر عنایت به سبب تمایلی است که به ظلم آنها دارد) أو بقصد السعی فی إعلاء شأنهم (که با این اعانت شأن ظلمه را بالا ببرد) و حصول الاقتدار علی رعیّتهم (تا اقتدارشان بر رعیت بیشتر شود) و تکثیر سوادهم (و پیروانشان زیاد شوند) حرمت، و إن خلت عن هذه الأشیاء و نحوها حلّت (اگر کمک های آنها اعانه ی آنها بر ظلم نباشد اشکالی ندارد. البته باید دید که چه مثالی برای آن می توان پیدا کرد زیرا هر کاری که برای ظلمه انجام شود مایه ی اقتدار آنهاست. حتی پختن غذا برای آنها و مانند آنها که موجب می شود دستگاه ظلمه به شکل منظم اداره شود. حتی تمیز کردن منزل آنها و یا اصلاح سر و صورت آنها و مانند آن).[6]

جالب اینکه امام قدس سره این فتاوا را برای مجتهدین مطرح می کند و حال آنکه مجتهدین مقلد ایشان نبودند تا به این احکام عمل کنند. در اینجا هم موضوعا بحث هست هم محمولا. ممکن است مجتهدین دیگر بگویند که فلان مورد یا موارد از باب اعانه ی ظلمه نیست. هم اگر باشد شاید حرام نباشد.

ان شاء الله در جلسه ی آینده این نکته را بیشتر بحث می کنیم.


پی نوشت:
                            
    
تاریخ انتشار: « 1399/10/05 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1026